قبل از شروع کلام اجازه میخواهم بگویم که تمام هیپنوتیزمها یک خود هیپنوتیزم هستند. البته این یک ایده جدید و نوینی نیست و سالها قبل توسط دکتر میلتون اریکسون (Milton Ericson) پایهریز هیپنوتیزم جدید عنوان گردیده است. مبناء این کلام این است که تا زمانی که فرد خودش پذیرای کلام القایی و القائات حالت ترنس از جانب هیپنوتیزور نباشد هیپنوتیزمی رخ نمیدهد. در واقع فرد با تعبیر کلام هیپنوتیزمکننده و پذیرش آن برای خودش فرآیند روانی- فیزولوژیکی آن را طی کرده به حالت هیپنوتیزمی فرو میرود. به عبارتی خود فرد مهمترین کلید موفقیت برای هیپنوتیزم شدن در جلسه هیپنوتیزمی است. در برنامههای خود- هیپنوتیزم فرد میآموزد که خودش را بدون نیاز به وجود کس دیگری هیپنوتیزم نموه و امواج مغزی مختلفی را در خود ایجاد نماید. در واقع خودش هم هیپنوتیزمکننده و هم هیپنوتیزمشونده است. هیپنوتیزم یک حالت طبیعی است که با تغییر امواج مغز (Brain wave) صورت میپذیرد. این امواج مغزی امواج آلفا (Alpha) و تتا (Theta) هستند. در جدول زیر انواع امواج مغزی و حالات و برخی از تواناییهای مربوط به این امواج را معرفی مینماییم. همان گونه که ملاحظه میگردد دامنه حالات هیپنوتیکی از امواج آلفا آغاز و تا امواج دلتا میتواند ادامه یابد. هیپنوتیزم عرصه سبک در امواج آلفا و عرصه متوسط و سنگین در امواج تتا و دلتا اتفاق میافتد.
در واقع هیپنوتیزم شرایط طبیعی مغز در امواج خاص است. زمانی که امواج مغز در شرایط خاصی قرار گیرد حالات هیپنوتیکی رخ میدهد.
|
نوع موج |
دامنه فرکانس (هرتز) |
تواناییهای ذهنی |
|
دلتا ( Delta ) |
1/0 تا 3 |
خواب عمیق، خواب شفاف، افزایش عملکرد سیستم ایمنی، هیپنوتیزم |
|
تتا ( Theta ) |
3 تا 8 |
آرامش عمیق، مدیتیشن، افزایش تمرکز حافظهای، خلاقیت، رویابینی شفاف، هیپنوتیزم، حالات هیپنوگوجیک |
|
آلفا ( Alpha ) |
8 تا 12 |
آرامش ملایم، آموزش برتر، تفکرات مثبت، هیپنوتیزم، مدیتیشن |
|
بتای پایین ( Low Beta ) |
12 تا 15 |
آرامش متمرکز، افزایش تواناییهای توجه |
|
بتای متوسط |
15 تا 18 |
افزایش و تواناییهای ذهنی، تمرکز هشیاری، IQ |
|
بتای بالا ( High Beta ) |
بیش از 18 |
کاملا بیدار، حالات نرمال هشیاری، استرس و اضطراب |
|
گاما ( Gama ) |
بیش از 40 |
در ارتباط با اطلاعات، اشتغال فرآیند مهارتی غنی |
با توجه به جدول فوق به مطلب مهمی پی میبریم و آن اینکه در بتای پایین ( Low Beta ) تواناییهای توجه افزایش مییابد و فرد قادر به توجه بیشتر (که عامل بسیار مهمی در ادراک یادگیری است) میگردد.
این توانایی توجه در امواج آلفا ( Alpha ) بیشتر و در امواج تتا ( Theta ) به اوج خود میرسد. با توجه به این واقعیت میتوان از هیپنوتیزم برای آموزش برتر یا آموزش با توجه و ادراک قویتر و حافظهای نیرومندتر بهرهمند شد و نتیجه آموزش را تا چند برابر افزایش داد.
چرا در امواج آلفا و تتای ذهنی آموزش سریعتر و بهتر صورت میگیرد؟
- در این حالات فرد از تنشها، انقباضات و استرسهای جسمانی و روانی به دور است.
- دارای آرامش و نوعی سکوت و سکون درونی و متمرکز است.
- دارای توجه و تمرکز بیشتری است.
- دارای حضور ذهنی و حافظهای نیرومندتر است.
- به نوعی دستیابی اش به ضمیر نیمه آگاه سریعتر و بیشتر صورت میگیرد.
- دارای قدرت تصویرسازی قویتری است.
- انرژی روانی بیشتری برای آموزش دارد.
کاربرد این روش
از این روش میتوان در زمینههای فوقالعاده متنوع بهره گرفت. از جمله زمینههای متداول میتوان موارد زیر را نام برد:
- برنامهریزیهای مدیریتی و کاری که به دقت، سکوت و آرامش نیاز دارد.
- تعمق در حل یک مسئله پیچیده.
- مرور درسها و یا مرور کارهای انجام شده در گذشته، یادآوری خاطرات.
- آموزش شیوههای جدید زندگی.
- آموزش زبانهای خارجی، بخصوص مکالمه در مدت کوتاه.
- آموزش درسهای اعتماد به نفس و ابراز وجود.
- آموزش ارتباطات موثر.
- هنرهای تجسمی و برنامهریزیهای گرافیکی و سایر مهارتهای ذهنی.
- ایجاد آرامش و تمرکز برتر.
- درمانهای مختلف روانپزشکی منجمله حساسیتزداییها، شناخت درمانیها و جرات آموزی.
- فائق آمدن بر عادات مضر و ناپسند.
- فائق آمدن بر دردها و کنترل شرایط بدنی.
- فهم و شناخت برخی از تجربیات مرتبط با ادراکات فراحسی.
یک تمرین عملی و ساده در درک بهتر این روش:
|
1- |
در محلی ساکت قرار گیرید. |
|
2- |
میتوانید به شکل نشسته یا خوابیده قرار بگیرید. |
|
3- |
در وضعیت نشسته روی زمین با کمر صاف و کشیده قرار گیرید و اگر این طرز نشستن برای شما دشوار است روی یک صندلی تکیهدار و یا پشت به دیوار بنشینید. در هر صورت سعی نمایید که کمر شما صاف و کشیده باشد. |
|
4- |
به آرامی پلکها را روی هم گذاشته به روند عادی تنفس خود توجه داشته باشید. |
|
5- |
به تدریج در سه دقیقه به عضلات و سپس تنفس خود آرامش دهید. اجازه دهید تنفس آرام، راحت و شکمی باشد. |
|
6- |
به تدریج به تنفسهای خود عمق ببخشید (دمهای عمیقتر و بازدمهای بلندتر). همچنان با دقت و تمرکز فرآیند تنفسها را دنبال نمایید و آنها را برای حدود پنج دقیقه ادامه دهید. |
|
7- |
در طول تمرین سعی نمایید ساکن و بیحرکت باقی بمانید. |
|
8- |
حالا به کارها مختلفی که میخواهید در طول روزهای متمادی انجام دهید فکر کنید. به جنبههای مختلف آن بپردازید و سپس برای انجام دادن آنها در ساعات و اوقات مختلف برنامهریزی نمایید. با انجام دادن این کار متوجه وسعت نگاه و حضور ذهن و تمرکز برتر خود میگردید. با تکرار این روند ذهن شما قویتر و بهتر عمل خواهد کرد. |
|
|
در میان این سیر قواعدی که گفته عده ای از دوستان تقاضای سوال فارسی از قاعده زایرجه نعمان فرحات کرده بودند که این هم به تبدیل روش به فارسی است و مراحل عمل به همان شیوه زایرجه نعمان فرحات است :
سوال : ای زایرجه بیتی شعر درباره حضرت فاطمه سلام الله علیها بنما
تاریخ : سال هزار چهارصد سی یک سوم ماه جمادی الثانی ساعت اول دوشنبه
بیت منظوم : صفای حوزه خلق است در سوال عظیم غرایبش بمثل ضبط کن جدا و بیار
امتزاج : ا س ص ی ا ف ز ل ا ا ه ی ی ز ح ر ا و ج ر ز ه چ ه ب ه خ ی ا ل ت ر ق ی ص ا ش د س ع س ت ر ی د د ی ر ر ک س ب س و ا و ا ر م ل ه م ع ح ا ظ ض ه ی ر ج م ت م غ ف ا ر ا د ا ط ی ی م ا ب ه ل ش س ث ب ل ا م ا ن ث م ی ل ا س ض ل ا ب ل ع ط ه ت ک ع ا ن ل و ج ی ل د ه د ا ا و و ب ش ب ن ن ی م ب ا ا ه ر
غریزه : س ی ف ل ا ی ز ر و ر ه ه ه ی ل ر ی ا د ع ت ی د ر ک ب و و ر ل م ح ظ ه ر م م ف ر د ط ی ا ه ش ث ل م ن م ل س ل ب ع ه ک ا ل ج ل ه ا و ب ب ن م ا ه ر ا ب ی ن ش و ا د د ی و ن ع ت ط ل ا ض ا ی ث ا ا ب س ل ب م ی ا ا ا غ ت ج ی ض ا ع ه م ا ا س س ر ی د ر س س ش ص ق ت اخ ب چ ز ج ا ح ی ه ا ز ا ص ا
آتش : ف ا ه ه ه ا م ه م م ف ط ا ه ش م م ه ا ه ا م ا ه ا ش ا ط ا ا ا ا م ا ا ا ا ه م ا ا ش ا ا ه ا ا ا = عدد کبیر : 1471 بعد از اسقاط باقی ماند 4
باد : ی ی و ی ی ت ی ب و و ی ن ب و ب ب ن ب ی ن و ی و ن ت ض ی ب ب ی ت ی ض ی ص ت ب ی ص = 3762 بعد از اسقاط باقی ماند 2
آب : س ز ک ظ ث س ک ج ث س ج س س س س ق ج ز ج ز = 2493 بعد از اسقاط شد 9
خاک : ل ر ر ل ر د ع د ر ر ل ح ر ر د ل ل ل ع ل ل ر د د ع ل ل غ ع ر د ر خ ح=4220: بعد از اسقاط شد 5
4+2+9+5=20بعد از طرح 7 بردن باقی ماند 6 از ابجد هفتایی ششم را برداشتیم شد ش ت ث خ و چون عدد کبیر حروف خاکی بیشتر از همه بود خاکی رو برداشتیم شد خ پس باید به عدد خ شمارش کرد که سطر زیر بدست میاد :
ر م ا س ر ف و ل ن م ش ی ل ب ا ا ت و ظ ک ی ت ب ه م ج ع ض ج ل ر ا ل ه ی ا ی ب ا از ت ش ا ا ر ا ک ن ب ل س ل وس ش ی ص ز م ع د ا ا ر ه او ج چ ه م ل ت ا ا ر د و ا م ه د ا ن ی س ا ی ث ه ا ی س ب م ی ب س ا ر ل و ا ق ر ح ه د غ خ ه ر ل ن ی ز ی ف ه ط ع ح ی ط ب ض ا ا ع ه م ث س ص د ل ر ب د ی
بر حسب تامل از حروف دوریه وسیط اخذ جواب نمودیم که اینگونه است :
بدان شعر کُنَدَش طَلَب آیَت وَ مُراد
از مَشعَلِ فِکرِ اِلهی ساری اَز دِلِ غِیب ، سِرِّ نام اِلهٌ عَلی
توضیح در مورد جواب : اولا این جواب کامل نبود و تا این جا که جواب داد دست از استخراج کشیده شد و وزن شعر وزن خاصی است و معنای مصرع اول آن اشاره دارد به آیه شریفه نور الله نور السماوات و الارض مثل نوره کمشکوة فیها مصباح المصباح ..... و در تفاسیر آورده شده که منظور از اینکه نور به خداوند اطلاق شده این نبوده که ذات خدا نور باشد بلکه به معنای هدایت است و حضرت زهرا (س) از این مشعل و چراغ است که منشعب شده اند و قسمت دوم نیزاز دل غیب فرموده شده یعنی لفظ علی به خداوند در آیت الکرسی در جایی که می فرماید خداوند بلند مرتبه(علی) و بزرگ (عظیم) است . پس علی از صفات خداوندی است و بر این اعتقاد نیستیم که بگوییم حضرت علی (ع) خداست چون ربطی ندارد ولی اسم علی از اسماء اعظم است یعنی حضرت زهرا (س) از اسرار این مرتبه است و عامل کسب معرفت به صفات الهی است که ما خداوند را با صفت عالی و اعلی بشناسیم و نسبت به او معرفت کسب کنیم و همچنین تعبیر دیگری نیز میشود که چون حضرت علی ( ع) از تجلیات افعال خداوندی هستند و نام ایشان نیز از خداوند بوده و ایشان نیز باعث و عامل هدایت هستند پس حضرت زهرا(س) عامل شناخت این مرتبه از هدایت هستند و با حضرت فاطمه زهرا(س)است که هدایت و ولایت معنا پیدا می کند . اما راجع به قسمت ابتدایی که گفته شده بدان شعر کندش طلب آیت و مراد معنی آن یعنی: " شعر اینگونه دلیل و برهان و نطق می آورد و ارداه نموده که :از مشعل فکر الهی ساری ---از دل غیب ، سرِّ نام الهٌ علی ..)
اما توضیحاتی راجع به عمل نمودن :
نکته اول : مطلبی را که می خواهیم طبق آن جواب بیرون آید را در قسمت سوم بگذاریم یعنی اگر می خواهیم سیاق پاسخ گویی شعر باشد باید یک بیت شعر در سطر سوم بگذاریم.
نکته دوم : تا جایی که می توان باید تاریخ و سوال و قسمت سوم را هم اندازه طرح نمود اما اگر کاملا نشد اشکال ندارد باید آن دسته ای که بیشتر شده را منقطع کرد یعنی مثلا اگر شده ۳۶ تا و حروف ما ۳۸ تاست دو تا حرفی که در مجموعه ۳۸ تایی است حذف نمود .
نکته سوم : دور وسیط این است برای حرف "ه" که "و" ترقی آن است و "د" تنزل آن و " ث" ترفع و "ن" مساوات آن و " ق " نظیره ابجدی آن .
نکته چهارم : بعضی از استخراجات است که عامل در انتخاب حرف ملزم به رعایت قانونی برای انتخاب حرف از دور نیست (یعنی از دور وسیط منظور است ) و بر حسب تامل و شهود عامل به انتخاب یک حرف از هر ستون می کند
ابتدا سوال را مینویسیم :
سوال : (فلانی)از علم جفر نصیب دارد یا نه ؟
عدد کبیر سوال : ۱۱۸۶==۱
تاریخ :سال هزار و چهار صد و سی هجدهم ماه ذی قعده یک ساعت ازروز جمعه در تهران
عدد کبیر : ۳۴۴۱==۲
قطب وهبی : سوالن عظیم الخلق حزت فصن اذ ان غرایب شکن ضبطه الجد مثلا
عدد کبیر : ۶۳۲۳==۳
فرمول به این صورت است
مرحله اول : (۱*۲)+۳=(۱۱۸۶*۳۴۴۱)+۶۳۲۳=۴۰۸۷۳۴۹
مرحله دوم : (۱*۳)+۲=(۱۱۸۶*۶۳۲۳)+۳۴۴۱=۷۵۰۲۵۱۹
مرحله سوم : (۲*۳)+۱=(۳۴۴۱*۶۳۲۳)+۱۱۸۶=۲۱۷۵۸۶۲۹
بعد اعداد حاصله از این سه مرحله را باید استنطاق نمود و با یکدیگر امتزاج داد و اگر هم اندازه نبودند اول هم اندازه باید کرد و بعد امتزاج داد .
مرحله اول : ط م ش ز ف د غ
مرحله دوم : ط ی ث ب ث ز غ
مرحله سوم : ط ک خ ح ن ذ ا ک غ
امتزاج :
|
ط |
ط |
ط |
م |
ی |
ک |
ش |
ث |
خ |
ز |
ب |
ح |
ف |
ث |
ن |
د |
ز |
ذ |
غ |
غ |
ا |
ط |
ط |
ک |
م |
ی |
غ |
و بعد باید قبل از امتزاج استخراج عدد سر نمود
آتش :1148=5
باد : 62=14
آب :1054=10
خاک :3612=12
5+14+10+12=41-7=6= ش ت ث خ چون طبع خاک غالب بود خ را برداشتیم .
پس عددی که باید به آن شمارش شود ۲۴ است( یعنی عدد وضعی خ) حرف اول را قرار میدهیم و بعد از آن ۲۴ تا میشماریم به حرف م میرسد و همین طور الی آخر منتهی اگر حرف منتهی الیه حرفی بود که قبلا اخذ شده بود در شمارش حساب میشود ولی اگر به آن افتاد به سراغ حرف بعدی میرویم .و به این طریق سطر زیر شکل میگیرد :
|
ط |
م |
ک |
ث |
ز |
ح |
ث |
د |
ذ |
غ |
ط |
ک |
ی |
غ |
م |
ط |
ا |
غ |
ز |
ن |
ف |
ب |
خ |
ش |
ی |
ط |
ط |
و بعد دوباره در این سطر به شمارش با همان عدد ۲۴ میپردازیم منتهی با این فرق که در این دفعه حرف اول را ابتدا قرار نمیدهیم و مستقیما همان حرف ۲۴ را برمیداریم و به این ترتیب این سطر شکل میگیرد :
|
ش |
ف |
غ |
م |
ک |
ذ |
ح |
ک |
ط |
ی |
ب |
ز |
ط |
ی |
غ |
ث |
ث |
ط |
ط |
خ |
ن |
ا |
غ |
ط |
د |
ز |
م |
از این سطر باید مستحصله گرفت که پس از مستحصله این سطر تشکیل میگردد :
|
ل |
ک |
ج |
ف |
ر |
ز |
د |
ب |
ج |
ه |
د |
ع |
ج |
ل |
ب |
ه |
ا |
ل |
ک |
س |
ر |
ی |
ب |
ل |
ا |
ح |
د |
وقتی ترکیب کنیم این جواب حاصل میشود که یک بیت شعر به زبان عربی است :
لَکَ جَفرٍ زِد بِجَهدٍ عَجِّل بِها لَکَ سِرِّی بِلا حَدٍّ
شیوه مستحصله گرفتن به این نوع است که هر حرفی چهار مقسوم و چهار مضرب دارد که از اعداد ۲و ۳و۴و۱۰ بدست میاید با یک نکته که بعضی حروف که در بعضی اعداد نمیتوان ضرب و تقسیم نمود باید به اضافه منها نمود .
حرف اول ش بود تقسیم به ۱۰ شد ل
حرف دوم ف بود تقسیم به ۴ شد ک
حرف سوم غ بود ضرب در ۳ شد شد ج
حرف چهارم م بود ضرب در ۲ شد شد ف
حرف پنجم ک بود ضرب در ۱۰ شد ر
حرف ششم ذ بود تقسیم به ۱۰ شد ز
حرف هفتم ح بود تقسیم به ۲ شد د
حرف هشتم ک بود تقسیم به ۱۰ شد ب
حرف نهم ط بود تقسیم به ۳ شد ج
حرف دهم ی بود تقسیم به ۲ شد ه
حرف یازدهم ب بود ضرب در ۲ شد د
حرف دوازدهم ز بود ضرب در ۱۰ شد ع
حرف سیزدهم ط بود تقسیم به ۳ شد ج
حرف چهاردهم ی بود ضرب در ۳ شد ل
حرف پانزدهم غ بود ضرب در دو شد ب
حرف شانزدهم ث بود ضرب در ۱۰ شد ه
حرف هفدهم ث بود ضرب در دو شد ا
حرف هجدهم ط بود به اضافه ۳ نمودیم شد ل
حرف نوزدهم ط بود به اضافه ۲ نمودیم شد ک
حرف بیستم خ بود تقسیم به ۱۰ شد س
حرف بیست و یکم ن بود ضرب در ۴ شد ر
حرف بیست و دوم ا بود ضرب در ۱۰ شد ی
حرف بیست و سوم غ بود ضرب در ۲ شد ب
حرف بیست و چهارم ط بود به اضافه ۳ شد ل
حرف بیست وپنجم د بود تقسیم به ۴ شد ا
حرف بیست و ششم ز بود به اضافه ۱ شد ح
حرف بیست و هفتم م بود تقسیم به ۱۰ شد د
| ا | ب | ج | د | ه | و | ز | ح | ط | ی | ک | ل | م | ن |
| ۱ | ۲ | ۳ | ۴ | ۵ | ۶ | ۷ | ۸ | ۹ | ۱۰ | ۲۰ | ۳۰ | ۴۰ | ۵۰ |
| س | ع | ف | ص | ق | ر | ش | ت | ث | خ | ذ | ض | ظ | غ |
| ۶۰ | ۷۰ | ۸۰ | ۹۰ | ۱۰۰ | ۲۰۰ | ۳۰۰ | ۴۰۰ | ۵۰۰ | ۶۰۰ | ۷۰۰ | ۸۰۰ | ۹۰۰ | ۱۰۰۰ |
برای پیدا کردن عدد حروف و تقسیم باید دایره ابجد کبیر که نوشتم استفاده شود اما در مورد بدست آوردن عدد سر هم میتونید پست زایرجه مزج ثلاثی فارسی رو مطالعه کنید تا یاد بگیرید
. امروز برای شما اشکال این امر را بیان میدارم که چرا تساوی صرف عدد ابجدی دو عبارت دلیلی بر یکسان بودن و ارتباط بین ذات کلمات نمی باشد چرا که مدتی است قسمت زیادی از وقتی که برای وبلاگ می گذارم برای پاسخ دادن به نظراتی است که تساوی ابجدی دو عبارت را برای بنده ارسال نموده اند . اصولا این جمع کردن عبارت ها و تساوی پیدا نمودن آن از بین دراویش به بیرون راه پیدا نموده است یعنی تا قبل این کسی نمی امد بگوید که عدد فلان عبارت با فلان عبارت یکسان است پس رابطه بین این دو کلمه هست .
برای مثال :
لا اله الا هو = 110
علی = 110
سپس نتیجه می گرفتند این علی است که خدایی جز او نیست .
پس اگر اینگونه باشد
عمر = 310
شاهد = 310
پس باید بتوان از این نیز نتیجه گرفت که عمر شاهد است .
خب اینگونه که نمیتوان استنباط نمود اگر دلیل بر استنباط اینگونه است هر کس می تواند هر آیه ای را که خواست طبق رای خود تفسیر نماید . این ها بدعت در دین است یعنی شما بیایید یک مساله ای را با توجه به چیزی که می خواهید طبق یک ضابطه ای که معلوم نیست تفسیر نمائید .
از این نمونه ها شاید زیاد شنیده باشید که امروز هم بسیاری از عارف نمایان در بین مردم شایع نموده اند که بنده با مثال هایی که میزنم فقط قصد این را دارم که بگویم این حساب ها مردود است . فقط عذر میخواهم یک فکر نکنید بنده ضد شیعه و ضد اسلام هستم . بنده میخواهم اسلام و تشیع سر بلند باشد که این ها را میگویم . یعنی آفت ما این است که خودمان با بیان این مطالب و قرار دادن تساوی ابجدی ریشه خودمان را می زنیم . پس دوستان توجه داشته باشید که مثال هایی که میزنم و از نام معصومین علیهم السلام و آیات قران و کلمات بی ربط در کناراین اسامی استفاده میکنم نه قصد توهین دارم نه قصد زیر سوال بردن مفاهیم اسلامی فقط قصد این است که مطلب برای شما دوستان عزیز مفهوم گردد و در حین کار متوجه میشوید که خیلی از این ها خنده دار هستند به خدا اینها آبرو بر هستند و اصلا خنده دار تر از آنی هست که بخواهد بیان شود ولی باور کنید بنده خودم بارها از زبان این دوستان مذهبی شنیده ام که امروزه واقعا برای ما آفتی شده که باید جلوی آن گرفته شود .البته با روشنگری نه با زور
خب برویم بر سر نمونه ها :
شنیده شده که می گویند چون سوسیس کالباس =310 و عمر نیز 310 پس نگاه کنید این ها حقایق است دارد میگوید این سوسیس کالباس مضر است . خب باید در جواب گفت عمر مگر فقط با یک اعراب خوانده میشود یعنی مگر فقط با رفع و نصب و سکون خوانده میشود می تواند با اعراب رفع و سکون و سکون خوانده شود که معنای سن و سال و شاید بشود از این تساوی نتیجه گرفت که سوسیس کالباس باعث طول عمر میگردد . اصلا اگر منظور عمر به رفع و نصب و سکون هم باشد مگر در این دنیای به این بزرگی ما یک عمر داریم هزاران عمر وجود دارند که خیلی ها هم شیعه بودن در طول تاریخ و انسان های خوبی هم بودن .
در زیر نمونه های زیادی برای شما قرار میدهم :
(ابوبکر = 231-----الصدوق= 231----- الر ( از حروف قرآنی ) = 231)
ابابکر = 226----- موفق = 226---- یا طاهر=226)
عمر =310----یا محب المحسنین =310----میسر=310 )
عمر + ابوبکر + دیو + معاویه = 693-------حروف نورانی قرآنی (صراط حق علی نمسکه )= 693)
یزید = 31------ یا ودود = 31 ----- یا هادی =31 ------- یا بدوح =31 )
(عثمان = 661------- ساتر = 661------ستار = 661 )
(قد افلح المومنون =446----بالابلیس عمر=446)
(عباس =133------باب حسین = 133----- ج ل ق=133)
( مارد = 245---- مادر =245---- مدار = 245---- مراد =245 )
(علی ولی الله =222---- کرب = 222---- بکر = 222 ---- رکب = 222 ----- کبر = 222---- برک = 222---- ربک = 222)
(علی ابن ابی طالب = 218----- سم مسیح = 218 ------ ابن لعینه=218------ابنه لعین =218)
(ام الکتاب = 495 -------- الشیطان ابوالجان=495------- وهوامیر المومنین=495)
(محمد یزید علی=233----------البر =233)
(انا علی امیر المومنین=640-------- نار لعین بالمومنین=640)
(کافر = 301 ----- کفار= 301-------فکار = 301 --------فکرا = 301 )
( خر = 800 ---- رخ = 800 )
(چه بی خرد =824----- چه بخرید = 824----- چه بد خری =824----چه خر بدی = 824)
( خر ما کافر است =1603----------کافر خر ما است =1603----------فکر خار ما است =1603-------- فکر ما خار است =1603)
( شیر را ادم می خورد =1616-------------ادم شیر را می خورد =1616------------ شیر ادم را می خورد = 1616)
( قابیل ،هابیل با بیل کشت =956---------- قابیل با بیل هابیل کشت =956------------با بیل قابیل ، هابیل کشت =956)
( کمر=260------ کرم = 260---------مکر = 260)
این ها عبارات ساده بودند که نوشتم اگر بنا بر ساختن دو عبارت طولانی تر باشد که با هم مساوی باشند چه ورق ها که میتوان سیاه نمود تا عمر هست می توان نوشت و عمر را به بطالت گذراند حال میخواهد آن عباراتی که میشود ساخت از قرآن بیاورید چه از روایات چه از کتاب داستان .حال می خواهم یک نمونه تقلید از تفاسیر عرفانی قلابی که بر مبنای این حساب ها می تواند انجام گیرد را بیاورم :
( الر از حروف قرآنی میباشند که در شان ابوبکر نازل شدند چرا که این ها در مبنای ابجدی یکسان هستند و بر معانی یکسانی دلالت دارند به قول شاعر که فرمود حرف جسم وعدد اوست چوجان پس جان الر همان ابوبکر است و رسول او را صدیق اکبر نامید که الصدوق نیز در جان با جان او گره خورده است و چه خوش گفت خداوند درکلامش که به کسانی که با تو در غار هستند بگو و این یار غار همان ابوبکر بود و اله العالمین جهت اینکه قول یاری به مومنان داد و آنان را موید به توفیق نمود بطن مطلبش به موید نمودن به عمر دارد چرا که باز نیز بطن موفق بر بطن عمر مطابق است و مومنین به عمر موید گشتند وقتی صدا می زنیم یا هادی جلوه ای دارد که در رسیدن به فعلیت به کسی ختم شد که او را یزید نامیدند به امر حق پس جلوه یا هادی به دلیل مطابقت در اعداد در یزید است ای اهل حق این ها معجزه نیست این ها حقیقت نیست ؟ فبهت الذی کفر در تجلیات انوار حق هر آنکه مستغرق گردید فهمید که حجاب ها بین حق و خلق قرار گرفت و حجاب ها نیز بین خلایق افتاد تا پرده آبرو دریده نشود و ستار و ساتر هم بر هم منطبقند و هم بر عثمان که او مظهر گشت بر این صفت و صفات و تجلیات بسیار بر او دلالت دارد و هم چنین حروفی از حروف نورانی قرآنی که خالص شده باشد ذاتش بر ذات (عمر ابوبکر هادی معاویه) مکثر گشته و از این تکثیر به تکثرات رسیدیم و از تکثرات به وحدت رسیدیم و این اسرار قطره ای بود از بحر که نصیب ما گشت و مختصر نمودیم که ملال نیفتد(( برای اولین بار در تاریخ !)) هدیه به شما اگر خواندید یک صلوات بفرستید )
اما بحث ریاضی به دو عبارت و معادله زیر توجه کنید :
X+y=c
U+v=c
از این فقط می توان نتیجه گرفت :
X+y=u+v
ولی معلوم نیست که این میزان توازن عددی چقدر باشد و نمیتوان نتیجه گرفت x=u این کاری که می کنیم و عدد کبیر میگیریم و مساوی یک عبارت دیگر میکنیم عینا این است که ما بخواهیم از چنین معادله ای چنان نتیجه ای بگیریم که x=u که غلط است .
برای فهم این مثال باید پست های قبلی را مطالعه کرده باشید.
سوال : افتتاح حیلی بوساطت شیخ فتح الله شود یانه ؟
عدد مجموع 3272
نویسنده بعد از اعمالی که لزوم به نوشتن آن نیست به سطری رسیده که به این قرار است:
خ غ ط ف غ خ د ز ق د ج ج ز ض ذ ا ط ا ل ک ج ت ط ب ه ط ز ص ض ز د ت د ب ن ط س ش ظ ظ ظ ع ی ج ا ج س... الی آخر که 124 حرف استخراج نموده بعد جدولی از شمارش به اعداد مختلف در این 124 حرف تنظیم نموده که به شکل زیر است :
|
10 |
8 |
12 |
4 |
6 |
|
عربی |
نظم |
شعر |
هندی |
ترکی |
|
خ |
غ |
ط |
ف |
غ |
|
ج |
ذ |
ر |
ق |
و |
|
ج |
ج |
ز |
ض |
ذ |
|
ا |
ظ |
ا |
ل |
ه |
|
ج |
ت |
ظ |
ب |
ه |
|
ظ |
ز |
ص |
ض |
ر |
|
ر |
ت |
ذ |
ب |
ن |
|
ط |
س |
ک |
ظ |
ظ |
|
ظ |
غ |
ک |
ج |
ا |
|
ج |
س |
خ |
ب |
ه |
|
م |
ت |
ص |
ق |
ف |
|
د |
ه |
ا |
ج |
خ |
|
ح |
ض |
ش |
ن |
غ |
|
غ |
ه |
ص |
ا |
ا |
|
م |
ا |
د |
ض |
د |
|
ج |
ی |
ب |
ض |
د |
|
ه |
ظ |
ص |
ق |
ا |
|
ذ |
م |
ج |
ی |
ه |
|
ذ |
د |
ح |
ج |
خ |
|
ش |
ج |
ت |
ف |
ص |
|
ر |
ذ |
ب |
ه |
ط |
|
ب |
ن |
ک |
ه |
خ |
|
ز |
و |
ص |
ب |
ح |
|
ش |
ظ |
و |
غ |
ت |
|
د |
ث |
و |
ی |
|
مثلا در 124 حرف که تعدای از آن نوشته شد 10 تا 10 تا شمرده است ( با شمارش حرف قبلی ) تا ستون اول بدست آمده.
|
عربی |
خ |
ج |
ج |
ا |
ج |
ظ |
ر |
ط |
ظ |
ج |
م |
د |
ح |
غ |
م |
ج |
ه |
ذ |
ذ |
ش |
ر |
ب |
ز |
ش |
د |
|
+10 در ابجد |
ه |
ل |
ل |
ی |
ل |
ح |
ا |
ص |
ح |
ل |
ت |
م |
ف |
ط |
ت |
ل |
ن |
و |
و |
ب |
ا |
ک |
ع |
ب |
م |
|
غریزه |
ل |
ی |
ح |
ص |
ل |
م |
ط |
ل |
و |
ب |
ک |
ب |
م |
ع |
ا |
و |
ن |
ت |
ف |
ت |
ح |
ا |
ل |
ل |
ه |
جواب به عربی : لیحصل مطلوبک بمعاونت فتح الله
|
نظم |
غ |
ذ |
ج |
ظ |
ت |
ز |
ت |
س |
غ |
س |
ت |
ه |
ض |
ه |
ا |
ی |
ظ |
م |
د |
ج |
ذ |
ن |
و |
ظ |
ث |
|
+8 در ابجد |
ز |
د |
ی |
و |
ا |
ن |
ا |
ت |
ز |
ت |
ا |
ل |
ه |
ل |
ح |
ف |
و |
ر |
ک |
ی |
د |
ش |
م |
و |
ب |
|
موخر و صدر |
ب |
ز |
و |
د |
م |
ی |
ش |
و |
د |
ا |
ی |
ن |
ک |
ا |
ر |
ت |
و |
ز |
ف |
ت |
ح |
ا |
ل |
ل |
ه |
جواب به نظم : بزودی میشود این کار تو ز فتح الله
|
شعر |
ط |
ر |
ز |
ا |
ظ |
ص |
ذ |
ک |
ک |
خ |
ص |
ا |
ش |
ص |
د |
ب |
ص |
ج |
ح |
ت |
ب |
ک |
ص |
و |
و |
|
+12 در ابجد |
ر |
ج |
ص |
ل |
ی |
ا |
ح |
ت |
ت |
ز |
ا |
ل |
د |
ا |
س |
م |
ا |
ن |
ق |
ه |
م |
ت |
ا |
ف |
ف |
بعد از چهار بار موخر و صدر جواب : مقصدت ز فتح الله سرانجام یافت
باقی جواب ها به زبان های دیگر نیز به ترتیب بدست می آیند .
پس مشاهده کردید که از سوالی به زبان فارسی ، چندین جواب استخراج شد . در نتیجه جفر زبان را تشخیص می دهد.اما اینکه دقیقاچگونه است، جزو مراحل مخفی آن محسوب میشود.
" شاید فکر کنید علم جفر خارج از محدوده طبیعیات است در نتیجه باید خارج از محدوده علم باشد و از آنجایی که عالم حقایق به طور کلی بر اساس علم آفریده شده و بر اساس علم به پیش می رود در نتیجه این علوم نیز با قوانینی که در عالم هست کار می کند و خارج از محدوده علم نیست در نتیجه اگر وجود داشته باشند که دارند علمی نیز برای آن وجود دارد . قدما مثل مغ های ایرانی این علوم را از عامه مخفی می کرده اند همان طور که ریاضیات را مخفی می نموده اند چرا که این علوم را مخصوص به قشر خاصی می دانستند که بتوانند از ان محافضت کنند و طبق قوانینی مقید باشند . اما این بدین معنی نیست که این ها علمیت نداشته باشد بلکه اگر علمیت آن را بخواهند اثبات کنند باید فلسفه و منطق این علم را بگویند که دارد طبق چه قوانینی کار می کند که اگر این مطلب بیان شود کسی که این استدلال ها را می شنود به اول تا اخر علم پی می برد و بدون داشتن قید های فکری می تواند خیلی راحت از آن استفاده کند و به این خاطر است که نمی توان برای هر کسی به صورت مرحله به مرحله استدلال کرد چرا که طرف بحث بسیار مهم است و همین طور نوع مباحثه و همین طور مکان مباحثه امیدوارم منظورم را رسانده باشم . اما می توان برای عموم از نشانه هایی نشان داد که چنین چیزی وجود دارد که به بحث منطقی نیاز ندارد مثل اینکه پیامبران و حتی اولیای الهی در بسیار مواردی با استفاده از علمی ( به واژه علم توجه کنید )که خدا به ایشان اعطا نموده است عاقبت وقایع و حل مطالب را دقیقا می گفته اند ."
سوال ۱ :
شیطان کیست ؟
مقطعه سوال : ش ی ط ا ن ک ی س ت
مستحضره : ا س ت ن ش ط ی ک ی
دور و جواب : ب س خ ن ر ج ی م ی
ترکیب : به سخن رجیمی
***
سوال ۲ :
امام اول شیعیان کیست ؟
مقطعه : ا م ا م ا و ل ش ی ع ی ا ن ک ی س ت
مستحضره : م ش ا س ت ن ی ا ا ا ل ی ی ک ع و م
دور و جواب : م ق ا م ع ل ی ب ا ب و ح ی ک ن د ز
ترکیب : مقام علی ز باب وحی کند.
***
سوال ۳ از روشی دیگر :
فلانی فرزند فلانی متولد بابل دچار مشکل شده چه کند خلاصی یابد ؟
مدخل کبیر : ۳۲۶۸ مدخل بلامرتبه : ۱۹۰ وسیط کبیر : ۳۳۴ حروف صغیر : ۱
تاریخ : سال هزار و چهار صد و سی و دو بیست و سوم ماه جمادی الثانی ساعت سوم شب جمعه در تهران
مدخل کبیر : ۳۸۹۰ ۲۲۷ وسیط کبیر حروف صغیر : ۲
حاصل : غ ن ر س ه ا خ ا ز ح ش ت ی ه ط ع ل ا ه ط ع ق ع ت ه ع ع ق ط ت ی ک
موخر و صدر : ک غ ی ن ت ر ط س ق ه ع ا ع خ ه ا ت ز ع ح ق ش ع ت ط ی ه ه ا ط ل ع
نظیره ابجدی : ذ ن خ غ ح و ث ا ه ق ب س ب ی ق س ح ش ب ت ه ز ب ح ث خ ق ق س ث ض ب
دور و جواب : ک ا ی ن ت ن ه ا ق ر ا ن د ا ر و ف ت ا ح ز ع ا ف ی ت خ و ا ن د -
ترکیب : که این تنها قرآن دار و فتاح ز (به جهت ) عافیت خواند .
***
سوال ۴ :
مثلث برمودا چیست ؟
مدخل کبیر : ۱۷۹۵ مدخل بلامرتبه : ۴۹ وسیط کبیر : ۱۸۴ حروف صغیر : ۴
تاریخ : سال هزار و چهار صدو سی و دو دوازدهم ماه ذی الحجه ساعت چهارم از روز چهارشنبه در تهران
مدخل کبیر : ۳۹۹۱ مدخل بلامرتبه : ۲۴۷ وسیط کبیر : ۴۰۰ حروف صغیر : ۴
حاصل : م ف ت ب ش ل ق ا ذ ذ ی ی ه ص ش ح ف ش ل ج ع ا ث ض ل ز ض ش
موخر و صدر : ش م ض ف ز ت ل ب ض ش ث ل ا ق ع ا ج ذ ل ذ ش ی ف ی ح ه ش ص
نظیره ابجدی : ز ظ ل ج ش ح ض ع ل ز ط ض س ه ب س ف ک ض ک ز خ ج خ ت ق ز د
دور و جواب : ز م ح ل ش ت ا ب ج ج ذ ب اع و ج ا ج ب ح ر ش ی ا ب د ا ن
ترکیب : ز محل شتاب ، جذب اعوجاج بحرش یابد آن .
***
اشعاری از جناب محمود دهدار (ره) صاحب کتابهای مفاتیح المغالیق
و مفتاح الاستخراج و شرح خطبة البیان و رساله دو نقطه و ... که در قرن هفتم هجری و در این فن از اساتید شیخ بهایی (ره)
بودند ودر علم حروف و جفر و استخراج ید طولایی داشتند و در شیراز بوده و مدفونند در قبرستانی معروف نزدیک مقبره شاه داعی الله
بیان شده است که این مطلب اخیر از کتاب جواهر الاسرار ایشان در شناخت اسم اعظم بیان میشود اما بعضی معتقدند این اشعار از
ایشان نیست به هر نقد تصور بنده بر این است که تالیف ایشان باشد و شنیدنشان ارزش بسیار و راهنمای بزرگی است که برخی از آنها
در ادامه آورده میشود :
محمود دهدار غیاثی (10) (1016- م) صاحب کتاب شریف و ارجمند «مفاتیح المغالیق» تمامی عمر خود را صرف آموختن علوم غریبه ، علی الخصوص جفر نمود، وی در سن 71 سالگی بود که موفق گردید اسم اعظم خداوند و نحوه کاربرد آن را کشف کند و سپس آن را در ابیاتی طولانی و به صورت معما گونه به نظم در آورد که شروح گوناگونی نیز تاکنون بر آن نگاشته اند همانند شرح مرحوم حجت بلاغی (11) و شرح مرحوم عالم عادی شیخ یوسف نجفی جیلانی (12) و نیز مرحوم عالم صمدانی رجب برسی حلی (13) (متوفی حدود813 ق.) که در باب اسم اعظم و کاربرد آن به گونه مفصل و اعجاب آور قلم فرسایی نموده است و فاضل کامل مرحوم محمد حسن میرجهانی (14) نیز آن را شرح و توضیح داده است.
نزد اهل خرد و اهل عیان.... حرف جسم و عدد او ست چو جان
یعنی اعداد حروف ار نبود....سرّ دعوات مقرر نشود
عدد اسم به هر اندازه....گر بخوانند به هر آوازه
هیچ شک نیست که در اسرع حال ....به اجابت برسد بی اجمال
گنج اسرار الهی حرفست ...مخزن گو هر شاهی حرفست
سی و شش حرف که در گفت و شنید ....کس به پا یان رمو زش نرسید
اثرش نا متنا هی بدوام...منتفع زو چه خواص و چه عوام
شارع عالم خاص جبروت...فاتح عالم ملک لا هوت
سرّ نا سوت از آن در حذر است.....جان ملکوت از آن در خطر است
نطق هر ذرّه از آن در قالست... داند آنکس که ز اهل حال است
هر چه پیداست در این دیر دو راه ...نیست بی جلوهء اسماء الله
اسم اعظم که نهان از نظر است...عقلها جمله از آن بی خبر است
الف و یک اسم که دارد دا دار...هریکی قاعدهای را در کار
داستان اسم اعظم
یک از آن داشت یکی پیغمبر ...پدر و مادر موسی از بر
مادر موسی عمران چوزاد...یعنی آن اسم به دختر بنهاد
لیک می داشت نهان از همه کس ...پدرش بود ازآن مخبر و بس
تا بفرمان خداوند جهان ....یافت موسی شرف وصلت آن
شد از آن اسم مقدس آگاه....که بود اعظم اسماء الله
گفت یارب بصفات این اسم.....بحق حرمت ذات این اسم
که مرا ده ولدی بامقدار...صاحب معرفت و علم و کمال
نبی مرسل خود ساز او را ....از ره مرتبه بنواز او را
داد او را پسری رب جلیل...که زد او جامهء فرعون به نیل
نوح از بر کت این اسم و صفات ...یافت از مهلکهء آب نجات
موسی ا پر تو این اسم به طور...یافت گفتار تجلی با نور
عیسی این اسم چو بر خواند اموات...یافتند از شرف اسم حیات
هر چه در عالم از این اسم بپاست......ز آنکه این اسم کنوز الاسماست
وه چه اسمی است که بسیار کسی...نیستش بر سر آن دسترسی
خواص اسم اعظم بقول ایشان
خاصیتهاش ندارد پایان ...عارفان جمله از او بی تابان
وضع آفاق زنیک و بد حال....زو توان یافت به سبح احوال
اسم خاصیست که اسرار جهان ...هست در کنز حرو فش پنهان
(یعنی این اسم برای خواص اولیا ست)
کس چه داند که چه اسرار است این...خاصهء زمرهء ابرار است این
لفظ این اسم چو تکرار کنی ...چون به آداب و عدد کار کنی
قفل هر کار گشایی به مراد.... گردی از فیض مدا مش دلشاد
(یعنی باز کردن تمام قفلهای مادی ومعنوی و سرور دائم)
چارده خاصه دارد این اسم ...اولش آنکه گشایی تو طلسم
(باز شدن تمام طلسمات با حضور فرد)
دشمنت نیست شود چون سیماب...بند گردد به دمیدن سیل آب
گر بخوانی زسر صدق و یقین...کشف گردد همهء گنج زمین
جنیان با تو مصاحب گردند...ائلیا جمله بتو پیوندند
جملهء خلق سر افکندهء تو...قیصر روم شود بندهء تو
هیچ علمی بتو مشکل نشود...یک زمان حق زتو غافل نشود
متصل باشی خندان دلشاد...دین و دنیای تو گردد اباد
لیک هر کس به طریقی دیگر...دارد از حالت این اسم خبر
سرّ اسما ء حرو فش بتمام...نتوان گفت مبادا که عوام
مطلع گشته بدان کار کنند...خلق را بی هده آزار کنند
(یعنی هر کس بگه موثره)
امر خاصان نتوان گفت به عام....تا نیابد اثرش جاهل خام
باشد از حسن عمل اهل کمال ...چو بیا بند از این اسم مجال
در عمل عزم بدیها نکنند...فکر درباب ردیها نکنند
هر کسی داده از این اسم نشان...بطریقی که بر او گشته عیان
روایات دیگران در این اسم بنظر ایشان
بو خوا گفت حق اندر تورات...در صحف خواند مر او را بخوات
حنّه در سورهء انجیل بخوان...بدرستی که همان است همان
خوانده حیّوم دگر یک قیّوم...مغربی گفت که هست او طیسوم
هست مشهور عرب بر جانه...مغربی گفت ورا بُرخانه
دیلمی کرده رقم کافلنا...باز جمعی دگرش راحلنا
نجیه قوم دگر جامر شا ...هست بوخانه دگر جاهرشا
در احادیث و روایات و خبر ... هر یکی راست طریقی دیگر
گر چه این اسم بسی مشهور است...لیک اینجا نه چنین منظور است
(یعنی هیچکدوم نیست)
سال عمرم چو بآخر برسید...فکرتم پرده از این رمز کشید
غرض اینست که ارباب طلب...نبرند از پی مقصود تعب
عمل خیر به بنیاد کنند...از عیانی به دعا یاد کنند
این قواعد چو سراسر خوانند...بهر ما فاتحه ای بر خوانند
قواعد این اسم مهم مهم
هشت حرفست به ترتیب و نظام...بسط حرفیش چهل گشته تمام
لفظ او نوزده از روی جمل...هست جون مدخل باسط به عمل
اولش میم چهارم لام است...سیّمش شهره در این ایام است
طا بود آخر شش حرف در او...نکته سنجی که بفهمد نیکو
در سه جا مصدر اسمش دال است ...بر سر آیه ای از انفال است
هست در مصحف ما بعد سه میم...درمیانهای سور در حامیم
عددش با سور قر آنی... متسا ویست اگر میدانی
قلب او باعث خوشحالیهاست...فتح و نصبش همگی نور و ضیاست
اولش هفده آخر سین است...متصل در وسط یا سین است
شامل کلی ادوار حروف...جامع علت آثار حروف
عدد بیّنه اش هفتاد است...اینهم از قاعدهء استاد است
ای عیانی چو تو این کشف رموز...کردی و یافتی آن نقد کنوز
بیش از این کاشف این راز مباش... راز پنهان کن و غماز مباش
هر که اهلیّت این کارش هست...بدعا حاصل از این حالش هست
دم فرو بند که نا اهل شریر...نشود زین روش خاص خبیر
بدانکه در صریح برخی از این ابیات فرموده که این اسم مبارک عددش با عدد سوره های قرآن یکی است یعنی
عدد آن صد و چهارده است این عبارت البته ساده نیست و کلام ناظم هم خارج از حقیقت نیست لکن مراد ناظم
از تطابق این اسم با اعداد سوره های قرآن کریم وقتی حاصل میشود که اسم را تکسیر کنیم تا بزمام برسد باین
کیفیت که نموده میشود چنانچه مشروط کردنش بدانش بقول او که گفته اگر میدانی اشاره به همین معنی است مثال اینکه :
ه5 ا1 و6 ا1 و6 و6 ه5 ا1 ا1 و6 و6 و6 ا1 ه5 ا1 ا1 و6 ه5 و6 ا1 ا1 ا1 و6 و6 ه5 19 ه5 ا1 و6 ا1 و6 جمع 114
ونیز تصریح فرموده که عدد لفظی آن از روی حساب جمل نوزده است آن نیز صحیح است هکذا :
ه5 ا1 و6 ا1 و6
جمع نوزده و چون مکررات آن طرح شود و بنظیره اهطمی برده شود سه حرف حاصل میشود ج ز ح که اگر
نقطه زا را مرفوع نمایند حجر اکسیریان شود و اگر ملفوظ نمایند آنچه ناطق آید حجر ایشان است که آنرا اعظم احجار در حمره شمرده اند
و ناطق آن از این قرار است :
ز7 ا1 ج3 ی10 م40 ح8 ا1
جمع آن 70 پس مراد ناظم به قول خود که فرموده است عدد بیبنه اش هفتاد است اینستکه پس از تخلیص حروف و اخذ نظیره اهطمی
نظیره را که ملفوظی کردند عدد مجموع آن به حساب جمل هفتاد میشود و به قول خود که فرموده است این هم از قاعده استاد است
اشاره به همین معنی است و اما مراد از قول وی که فرموده آخرش میم و چهارم لام است سیمش شهره در این ایام است مراد این است
که چون به قاعده استاد ملفوظی آنچه را که به نظیره اهطمی بردیم تکسیر میکنیم یعنی قلب میکنیم الف را که حرف آخر است نظیره ابجد
میگیریم س میشود و سین را از دایره اهطم نظیره میگیریم میم میشود و چهارم را که یاء است نیز از دایراه اهطم نظیره گرفته لام میشود
و مراد از سیم که شهره در ایام است ج است که عبارت از جمعه باشد و نظیره میم در ابجد ظاء است و نظیره ان در اهطم ذال میشود پس
چون ملفوظ نمایند و مرتبه احاد را با او موافق دارند پس شش حرف ظاهر میشود که سه حرف ان مطلب اکسیریان را ظاهر کند بدین نهج
ذ ا ل ز ا ج
چنانچه اشاره کرده ظاهر بود اخر و شش حرف در اوست نکته سنجی که بفهمد نیکوست از سه جا مصدر اسمش ذال است در سر ایه انفال است
یا فسیلونک است که عدد ان یازده است مراد از اولش هفده و آخر سین است یعنی ز هفت است در اول واقع شده و الف یکست در دوم واقع شده
هفت را چون پهلوی الف بگذارند هفده خوانده میشود و مراد از قول اخر سین است اشاره به نظیره ابجدی الف است که در آخر حروف واقع شده چنانچه
قبلا نیز گفته شد و مراد از اینکه متصل در وسط یاسین است رمز است اشاره کرده به یا کلّ فی فلک که ان بر بیّنه یازده است .
چو نام او گذرد بر صوامع ملکوت به قدر مرتبه هر یک زجا بلند شود
ز ج ا
برای یافتن روز تولدبر اساس ایام هفته می توان با توجه به مبحث همنهشتی در ریاضیات گسسته وجدولهای زیر آن را محاسبه نمود.
لازم است بدانید که تاریخ تولدکامل نوشته شود
دوشنبه ۱۴۰۱ -یکشنبه۱۴۰۰ -شنبه۱۳۹۹ -پنجشنبه۱۳۹۸ -چهارشنبه۱۳۹۷ -سه شنبه۱۳۹۶ -دوشنبه۱۳۹۵ -
شنبه۱۳۹۴ -جمعه۱۳۹۳ -پنجشنبه۱۳۹۲ -چهارشنبه۱۳۹۱ -دوشنبه۱۳۹۰ -یکشنبه۱۳۸۹ -شنبه۱۳۸۸ -
جمعه۱۳۸۷ -چهارشنبه۱۳۸۶ -سه شنبه۱۳۸۵ -دوشنبه۱۳۸۴ -یکشنبه۱۳۸۳ -جمعه۱۳۸۲ -پنجشنبه۱۳۸۱ -
چهارشنبه۱۳۸۰ -سه شنبه۱۳۷۹ -یکشنبه۱۳۷۸ -شنبه۱۳۷۷ -جمعه۱۳۷۶ -پنجشنبه۱۳۷۵ -
سه شنبه۱۳۷۴ -دوشنبه۱۳۷۳ -یکشنبه۱۳۷۲ -شنبه۱۳۷۱ -پنجشنبه۱۳۷۰ -چهارشنبه۱۳۶۹ -
سه شنبه۱۳۶۸ -دوشنبه۱۳۶۷ -شنبه۱۳۶۶ -جمعه۱۳۶۵ -پنجشنبه۱۳۶۴ -چهارشنبه۱۳۶۳ -دوشنبه۱۳۶۲
یکشنیه۱۳۶۱ -شنبه۱۳۶۰ -جمعه۱۳۵۹ -چهارشنبه۱۳۵۸ -سه شنبه۱۳۵۷ -دوشنبه۱۳۵۶ -یکشنبه۱۳۵۵ -
جمعه۱۳۵۴ -پنجشنبه ۱۳۵۳ -چهارشنبه۱۳۵۲ - سه شنبه ۱۳۵۱ -یکشنبه۱۳۵۰ -شنبه ۱۳۴۹ -جمعه۱۳۴۸
پنجشنبه۱۳۴۷ -سه شنبه۱۳۴۶ -دوشنبه۱۳۴۵ -یکشنبه۱۳۴۴ - شنبه۱۳۴۳ -پنجشنبه۱۳۴۲ -
چهارشنبه۱۳۴۱ - سه شنبه۱۳۴۰ -دوشنبه۱۳۳۹ -شنبه۱۳۳۸ -جمعه۱۳۳۷ -پنجشنبه ۱۳۳۶ -
چهارشنبه۱۳۳۵ -دوشنبه۱۳۳۴ -سه شنبه۱۳۳۳ -شنبه۱۳۳۲ -جمعه۱۳۳۱ -چهارشنبه۱۳۳۰ -
سه شنبه۱۳۲۹ - دوشنبه۱۳۲۸ -یکشنبه۱۳۲۷ -جمعه۱۳۲۶ -پنجشنبه۱۳۲۵ -چهارشنبه۱۳۲۴ -
سه شنبه۱۳۲۳ -یکشنبه۱۳۲۲ -شنبه۱۳۲۱ -جمعه۱۳۲۰ -پنجشنبه۱۳۱۹ -سه شنبه۱۳۱۸ -دوشنبه۱۳۱۷
یمشنبه۱۳۱۶ -شنبه۱۳۱۵ -پنجشنبه۱۳۱۴ -چهارشنبه۱۳۱۳ -سه شنبه۱۳۱۲ .
وهمچنین طبق جدول زیر:
فروردین واسفند:شنبه۰ -یکشنبه۱ -دوشنبه۲-سه شنبه۳ -چهارشنبه۴-پنجشنبه۵ -جمعه۶
آذر وشهریور:شنبه۱ -یکشنبه۲ -دوشنبه۳ -سه شنبه۴ -چهارشنبه۵ -پنجشنبه۶ -جمعه۰
تیر:شنبه۲ -یکشنبه۳ -دوشنبه۴ -سه شنبه۵ -چهارشنبه۶ -پنجشنبه۰ -جمعه۱
اردیبهشت ودی:شنبه۳ -یکشنبه۴ -دوشنبه۵ -سه شنبه۶ -چهارشنبه۰ -پنجشنبه۱ -جمعه۲
مهر:شنبه۴ -یکشنبه۵ -دوشنبه۶ -سه شنبه۰ -چهارشنبه۱ -پنجشنبه۲ -جمعه۳
مرداد وبهمن:شنبه۵ -یکشنبه۶ -دوشنبه۰ -سه شنبه۱ -چهارشنبه۲ -پنجشنبه۳ -جمعه۴
خرداد وآبان:شنبه۶ -یکشنبه۰ -دوشنبه۱ -سه شنبه۲ -چهارشنبه۳ -پنجشنبه۴ -جمعه۵
مثال:
فرض کنید تاریخ تولد فردی از اعضاء خانواده شما ۱۶/۷/۱۳۷۷ می باشدودرضمن می دانید که۶ ماه اول سال ۳۱ روزه و۵ ماه آخر۳۰ روزه .ماه آخر۲۹ روزه می باشد.
۲۰۲ = ۱۸۶ + ۱۶ = ۶ ماه ۳۱ روزه + ۱۶
از تقسیم داده بالا بر ۷ باقیمانده ۶ می باشدودر نظر داشته باشید که ۱۳۷۷ با شنبه آغاز شده است ودر جدول دوم جایی که شنبه صفر است رت می یابیم وعدد۶ بیانگر روز تولد فرد مورد نظر است .
تبصره:سالهای۱۳۱۴ -۱۳۱۸ -۱۳۲۲ -۱۳۲۶ -۱۳۳۰ -۱۳۳۴ -۱۳۳۸ -۱۳۴۲ -۱۳۴۶ -۱۳۵۰ -۱۳۵۴ -۱۳۵۸ -۱۳۶۲ -۱۳۶۶ -۱۳۷۰ -۱۳۷۴ -۱۳۷۸ -۱۳۸۲ -۱۳۸۶ -۱۳۹۰ -۱۳۹۴ -۱۳۹۸ سالهای کبیسه می باشند.
← صفحه بعد
نظرات ()
