در بیان اعداد و ابجد

در اکثر رسائل مرقوم است که عامل را برای هر عمل در علوم غریبه دانستن حروف و اعداد از ضروریات این علوم می باشد.

اول معنی ابجد باید دریافت کرد. در منتخب اللغات و غیاث نوشته است که مراسم شخصی بود که نوشتن از او ایجاد شده است و این هشت کلمات بمعنی، ابجد یعنی ؛آغاز کرد، هوژ یعنی بدست آمد، حُطّی یعنی واقف شد، کلمن یعنی سخنگو شد، سعقص یعنی این آموخت، قرشت یعنی ترتیب کرد، ثخّذ یعنی نگاهداشت، ضظغ یعنی تمام ساخت.

و نیز از نظر اهل لغت معانی این الفاظ دیگر هم هستند. در این قاعده مختصر نوشته شد ولی انشاءالله در باب جفر توضیح خواهم داد که این حروف از علم جَفَر اخذ گردیده است.

اما در باب ابجد باید بگویم که سه ابجد وجوددارد ابجد صغیر – ابجد وسیط – ابجد کبیر.


ابجد صغیر

۱

۱

ب

۲

ج

۳

د

۴

ه

۵

و

۶

ز

ساقط

ح

۱

ط

۲

ی

۳

ک

۴

ل

۲

م

۵

ن

۱

س

۴

ع

ساقط

ف

۳

ص

۶

ق

۲

ر

۴

ش

۶

ت

۱

ث

۳

خ

۵

ز

ساقط

ض

۲

ظ

۴

غ

۶













ابجد وسیط

۱

۱

ب

۲

ج

۳

د

۴

ه

۵

و

۶

ز

۷

ح

۱

ط

۹

ی

۱۰

ک

۸

ل

۶

م

۴

ن

۲

س

ساقط

ع

۱۰

ف

۳۸

ص

۶

ق

۴

ر

۸

ش

ساقط

ت

۴

ث

۸

خ

ساقط

ز

۴

ض

۸

ظ

ساقط

غ

۴













ابجد کبیر

۱

۱

ب

۲

ج

۳

د

۴

ه

۵

و

۶

ز

۷

ح

۸

ط

۹

ی

۱۰

ک

۲۰

ل

۳۰

م

۴۰

ن

۵۰

س

۶۰

ع

۷۰

ف

۸۰

ص

۹۰

ق

۱۰

ر

۲۰۰

ش

۳۰۰

ت

۴۰۰

ث

۵۰۰

خ

۶۰۰

ز

۷۰۰

ض

۸۰۰

ظ

۹۰۰

غ

۱۰۰۰













از حضرت امام بحق ناطق جعفربن محمد الصادق (ع) نقل می کنند ابوحامد قطب الدین محمد دینوری می گوید سؤال کردم از آنحضرت که می خواهم قاعده فرا گیرم از تو که مقدار هر اسمی از اسماء الهی را بر آن معلوم توانم کرد. حضرت فرمودند: بدانکه اسماء الهی بمنزله دفائینند و عدد بمنزله ذراغ و مساحت آن ذراع کمتر فرانهی بر دفینه نرسی و اگر زیاده گیری از دفینه بگذری و ضابطه عدد چنان است که هر یکی از حروف تهجی را چیزیست که قائم است بدان چیز و یکی ذات حروف است چون بهم جمع کنی و اسماء را بدان عدد اعتبار نمائی در قرائت به دعا که خواهی برسی کیفیت اعداد بر این اسلوب است.

۱

۲

ب

۴

ج

۱۰

د

۱۶

ه

۵۴

و

۵۲

ز

۲۲

ح

۱۲

ط

۳۲

ی

۵۸

ک

۴۴

ل

۴۶

م

۴۸

ن

۵۰

س

۲۴

ع

۳۶

ف

۴۰

ص

۲۸

ق

۴۲

ر

۲۰

ش

۲۶

ت

۶

ث

۸

خ

۱۴

ز

۱۸

ض

۳۰

ظ

۳۴

غ

۳۸













ابجد عشقت چو بیاموختم / پیرهن مهنت و غم دوختم

حاصل عشقت سه کلام بیش نیست/ سوختم، سوختم، سوختم

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٠