در تفسیر و بیان حروف جمل «ابجد»

در کتاب اسرار توحید ص ۲۶۵ از شیخ صدوق (ره) است که حدیث کرد ما را محمدبن حسن بن احمد بن ولید گفت که حدیث کرد ما را محمدبن حسن صفار گفت که حدیث کردند ما را محمدبن حسین بن ابی الخطاب و احمدبن حسن بن علی بن فضال از عبی بن اسباط از حسن بن زید که گفت حدیث کرد مرا محمد بن سالم از اسبغ بن تباته که گفت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود  که عثمان بن عفان رسول خدا (ص) را از تفسیر و بیان ابجد سؤال نمود؟ رسول خدا (ص) فرمود که :

تفسیر ابجد را بیاموزید که همه اعجوبها در آنست وای بر عالمی که تفسیر آنرا نداند، پس عرض شد که یا رسول الله تفسیر ابجد چیست؟ فرمود:

اما الف: آلاء و نعمتهای خداست و حرفی از نامهای آنجناب،

و اما باء : بهجت و نیکوئی خدا است ،

و اما جیم: جنت و بهشت خدا و جلال خداو جمال اوست.

و اما دال: دین خداست ،

و اما هوز پس ها: هاویه و دوزخ است پس وای بر کسی که در آتش دوزخ فرو رود ،

و اما واو: ویل بر اهل آتش دوزخ ،

و اما زای: زاویه ای است در آتش دوزخ پس پناه می بریم بخدا از آنچه در آن زاریه است یعنی زاویهای جهنم ،

و اما حطی پس حاء : حطوط و فروریختن گناهانست از آنها که استغفار می کنند در شب قدر و آنچه جبرئیل با فرشتگان با آن فرود آمده اند تا طلوع صبح ،

و اما طا : طوبی از برای ایشانست و خوبی بازگشتنگاه و طوبی درختی است که خدای عزوجل آنرا نشانیده و از روح خود در آن دمیده و بدرستی که شاخهای آن از پشت دیوار و حصار بهشت دیده می شود و آندرخت زیور و جامها میرویاند در حالی که آویزان و سخت نزدیکست بر در دهانهای ایشان،

و اما یاء : ید و دست خدا است یعنی قدرت آنجناب در بالای آفریدگانش سبحانه و تعالی عما یشرکون یعنی پاک ومنزه است آنجناب و برتر از آنچه شرک می آورند و شریک او می سازند،

و اما ، کلمن پس کاف : کلام خدا است و کلمات خدا را هیچ تبدیلی نیست و هرگز غیر از آنجناب تعالی پناهی را نمی یابی که بآن میل کنی و ملتجی شوی،

و اما لام پس المام و فرودآمدن اهل بهشت است در میان خویش در زیارت و تحیت و سلام و تلاوم یعنی بهم ملامت کردن اهل دوزخ در آنچه در میان ایشانست ،

و اما میم : پس ملک پادشاهی خدا است که زوال ندارد و دوام خدا که فانی نمیشود،

و اما نون:  ن و القلم و ما یسطرون است .. و معنی آن ایست که سوگند به دوات و قلم و آنچه می نویسند یعنی حافظان تعلم زبان و مراد دهان بر بندگان از گفتار و کردار ایشان و قلم قلمی است از نور و نوشته از نور در لوح محفوظ که فرشتگان که مقربان درگان کبریاء اند گواهی می دهند بر آنچه در آنست در روز قیامت و خدا کافی است که شاهد باشد،

واما سعفص ، صاد : صاعی در برابر صاعی است و فص : و سر سینه در مقابل فص یعنی حراء در عوض جزاء و بقدر آنست و چنانکه میکنی جزا داده می شوی بدرستی که خدا ستمی را بر بندگان اراده ندارد و اما قرشت : یعنی ایشانرا قرش و جمع فرماید و فراهم آورد پس ایشانرا محشور سازد و برانگیزد تا روز قیامت بعد از آن در میان ایشان حکم میفرماید و ایشان ستم کرده نخواهند شد.

و ایضاً حدیث کرد ما را محمدبن ابراهیم بن اسحق «رضی» گفت که حدیث کرد ما را احمدبن محمد همدانی مولانی بنی هاشم گفت که حدیث کرد ما ر اجعفربن عبدالله بن جعفر بن محمد بن علی بن ابیطالب گفت که حدیث کرد ما را کثیر بن عیاش قطان از ابوالجارود زیاد بن منذر از ابوجعفر حضرت محمدبن علی باقر (ع) که فرمود:

چون حضرت عیسی بن مریم (ع) متولد شد پسر یکروزه که بود گویا بچه دو ماهه بود یعنی در روزی بقدر دو ماه ترقی می کرد و بزرگ میشد و چون پسر هفت ماهه شد مادرش دستش را گرفت و او را بجانب مکتب خانه آورد و در پیش روی مکتب دار نشانید. مکتب دار بعیسی گفت که بگو: بسم الله الرحمن الرحیم.

عیسی (ع) گفت : بسم الله الرحمن الرحیم. مکتبدار بآنحضرت عرض کرد که بگو: ابجد، عیسی (ع) سر خود را برداشت و به مکتب دار گفت آیا میدانی که ابجد چیست؟ و چه معنی دارد؟ مکتب دار دره را بلند کرد که بآنحضرت زند، فرمود که : ای معلم مرا مزن اگر میدانی فیها و اگر نه از من بپرس تا از برایت شرح و بیان کنم، گفت : که از برایم بیان کن، عیسی (ع) فرمود که :

الف: آلاء و نعمتهای خداست و باء : بهجت خدا و جیم : جمال خدا و دال: دین خداست.

هوز، هاء هول و ترس دوزخ است و واو: ویل و عذاب است از برای اهل آتش و رای : زمیر و مفره دوزخ است، حطی یعنی حطت الخطا یا عن المستغفرین یعنی فروریخته شد گناهان از آنان که آمرزش میطلبند، کلمن : کلام خدا است که هیچ بدل کننده از برای کلمات و سخنان او نیست ، سعص: یعنی صاعی در برابر صاعی و جزا در مقابل جزا است، قرشت: یعنی ایشانرا قرش و جمع نمود و ایشانرا محشور ساخت، پس آن مکتب دار گفت: ای زن دست پسرت را بگیر که آنچه باید بداند دانسته و او را حاجتی به معلم نیست و معلم نمی خواهد.


  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٠