بسط عزیزی

بسط عزیزی در کارهای حب و محبت و تسخیرات قلوب کاربرد دارد و یکی از بسط‎های مهم در این علوم می باشد.

اصطلاحات

۱- بسط عزیزی : در این بسط از حروف مدعا حروف عزیزی را استخراج می‎نمائیم و پس از تغییرات مخصوصی که انجام خواهیم داد به عمل حب رسیده و آن را شرح میدهم.

۲- بسط طبیعی: هرگاه آوردن چند حروف دنبال هم باشد طبق قانون مربی و مقومی آنرا بسط طبیعی می‎گویند.

۳- حروف مربی و مقوی: هرگاه حروف آتشی اول آید و حروف بادی دنبال آن یا حروف خاکی اول آید و حروف آبی دنبال آن و یا بعکس یعنی اول حروف بادی بیاید و دنبال آن حروف آتشی و یا اول آبی بیاید و دنبال آن خاکی در این صورت اصطلاحاً می گویند: حرف اول مربی است و حروف دوم مقوی.

به نوعی طبیعت حروف رعایت شده باشد با در نظر گرفتن نسبت حروف معمولی یا ابجد با حروف عزیزی‎اش.

۴- حروف آتشی : هطمفشد (حروف آتشی در ابجد می باشد) طالب گفته می شود (مربی) (طالب)

۵- حروف بادی: بوینصتض (حروف بادی در ابجد می باشد) مطلوب گفته می‎شود (مقوی) (غریزی)

۶- حروف آبی: جزکسقثظ (حروف آبی در ابجد می باشد) طالب گفته می شد (مربی) (طالب)

۷- حروف خاکی: دحلغرخغ (حروف خاکی در ابجد می باشد) مطلوب گفته می شود (مقوی) (غریزی)


استخراج نام ملائکه عاملان عمل

شرح عمل ابتدا مدعا خود (مطلب و خواسته را می نویسیم) و زمام می کنیم (حروفش را از هم جدا می کنیم) و حرف عزیزی مدعا را زیرش می آوریم یعنی اینکه حروف مدعا (مطلب و خواست) می شود مربی حروف عزیزش می شود مقوی می شماریم تعداد حروف اگر فرد بود پنج پنج و اگر زوح بود چهار چهار حروف را با هم ترکیب می کنیم  (بصورت کلمه درمی‎آوریم). و در آخر هر کلمه ائیل اضافه می کنیم. اسم ملائکه این عمل بدست می‎آید.


استخراج نام اعوان و ارواح عاملان عمل

اسم های ملائکه را بدون کلمه ایل می نویسیم و زمام می کنیم. یکبار تکسیر صدور و مؤثر می‎نمائیم یعنی یک حرف از آخر و یک حرف از اول همانطور که در بخش گذشته شرح دادم تا صدر و موخر بدست آید، حروف بدست آمده که اگر فرد بود پنج پنج و اگر زوج بود چهار چهار ترکیب و کمله هوشٍ به آخر اسم ها اضافه می کنیم.

تذکر: در عزیمت نیازی به استخراج اسم موکّل از مثلّث و مربع و مخمُّ نمیباشد از همین نام‎های استخراج شده موکل ها جهت قسم دادن استفاده می شود و این قاعده در تمام بسط‎ها یکسان می باشد و خواننده عزیز باید به این نکته دقت بیشتری نماید و موضوعها را به هم مربوط ننماید.


استخراج قسم و طلسم و عزیمت عمل

اول کلمه مدعا را زمام می گیریم و دنبالش حروف عزیزی اش قرار می گیرد بصورت زمام شده حروف را تخلیص می کنیم (یعنی حروف مکرر را حذف می کنیم) سپس تکسیر صدر و موخر می کنیم (یعنی یک حرف از آخر و یک حرف از اول) تا یک سطر پیدا شود و عمل صدر موخر ، آنقدر صدر  موخر را باید ادامه داد، تا سطر اول دوبار بدست آید. (یعنی سطر آخر).

از سطر اول و سطر آخر حروف (او تا د) را جدا می کنیم یعنی از سطر اول حرف اول، چهارمی، هفتمی، دهمی، سیزدهمی الی آخر (یعنی دو در میان جدا می‎کنیم و می‎نویسیم).

حروف او تا د سطر اول اگر بیش از ۳ حرف بود مجدداً اوتاد می گیریم این عمل را آنقدر تکرار می‎کنیم که به زیر ۳ حرف برسد. این عمل را ادوار می گویند.

از سطر آخر نیز همین عملیات را برای گرفتن اوتاد انجام می‎دهیم تا مرحله ادوار تمام شود.

سطر بدست آمده را اگر فرد بود پنج پنج و اگر زوج بود چهار چهار ترکیب می‎نمائیم کلمات بدست می‎آید. آنگاه اعراب می‎گذاریم و به تعداد سطرها باید خوانده و نوشته شود.


اسم اعظم عمل

کلمات بدست آمده از اوتاد که عملیات ادوار نیز انجام پذیرفته اگر با اسمی از اسماء بشود تبدیل نمود، آن اسم، اسم اعظم عمل می‎باشد. در غیر اینصورت به روش فصل قبل که در بسط ترفعی آمد باید عمل شود.

تعداد خواندن یا ذکر عمل: قانون همان می باشد که در بسط ترفعی آوردیم باید با همان روش عدد را پیدا و سپس به همان تعداد خوانده شود.

لوح یا تعویذ: اعداد حروف تکسیر را جمع و تبدیل به عدد و سپس در مثلّث یا مربّع یا مخمُّس به نوع کار بستگی دارد باید نوشته شود در دوره لوح، کلمات بدست آمده در اوتاد و موکّل‎ها و اعوان نوشته شود.

عزیمت: طبق برنمه فصل قبل که در الواح شرح داده شد باید با قرار دادن موکلان و اعوان خوانده شود.

تعداد عزیمت : بستگی به مربّع و مثلّث و مخمّس دارد. از همان قانون باید برای خواندن عزیمت استفاده نمود.

 

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۱
تگ ها : علم جفر