هوم

اصطلاح هومیوپاتی Homoeopathy از ترکیب دو واژه یونانی Homosis یا Homoion به معنای مشابه و همگون و pathos به معنی حزن، رنج و یا حتی به شکل انگلیسی آن بیماری، تشکیل شده است.

اگر این دو ریشه را در کنار هم قرار دهیم، اصطلاح واحدی خواهیم داشت به نام «مشابه بیماری» که می‌تواند در فارسی به «همگون درمانی» ترجمه شود. هومیوپاتی در واقع یک سیستم درمانی است با این اساس : موادی که سبب ایجاد نشانه‌ای در یک فرد سالم می‌شوند، هنگامی که در غلظتهای بسیار کم به کار رو ند، می‌توانند سبب رفع همان نشانه‌ها در فرد بیمار شوند.

قانونی که پایه و اساس هومیوپاتی را بنا نهاد، Similia similibus currentur «مشابه، مشابه را درمان می‌کند.» عقیدة هانمن بر این بود که دو بیماری مشابه به هم نمی‌توانند در یک زمان خاص در یک شخص وجود داشته باشند. بیماری مشابه ولی قوی‌تر، بیماری ضعیفتر را بیرون می‌کند. او این پدیده را وقتی به طور طبیعی اتفاق می‌افتاد، مشاهده کرد.

او معتقد بود که ما باید از طبیعت تقلید کنیم که به این طریق یک بیماری مزمن با اضافه شدن بیماری دیگر بهبود می‌یابد. به دلیل اینکه بیماری مصنوعی که ما ایجاد کرده‌‌ایم قدرت پیماری‌زایی زیادی ندارد، بنابراین قادر به ایجاد بیماری طولانی مدت نمی‌باشد. در هر صورت، این بیماری در از بین بردن بیماری اصلی مشابه با خود، که دیگر هم برنخواهد گشت، موفق خواهد بود. داروها به طور اختصاصی با توجه به توانائیشان در ایجاد علائمی مشابه اما شدیدتر از علائم بیمار، برای هر فرد خاصی انتخاب می‌شوند.

از آنجا که علایم هر فرد، در واقع تلاشهای اندام او برای بازگرداندن تعادل و توازن به بدن است، منطقی است که ما در جستجوی یوه‌ای باشیم که بتواند همان علائم را، با شدت اندکی بیشتر ایجاد کند تا در واقع محرکی قویتر برای بدن در جهت از بین بردن بیماری باشد. هومیوپاتها مانند بسیاری از فیزیولوژیستها، دریافته‌اند که علایم نشانگر تلاش شدید ارگانیسم برای تطابق و مقابله با استرسها و عفونتهاست.

از آنجا که بدن در این نبرد همیشه پیروز نیست، بجاست که ما موادی را در طبیعت بیابیم که با پیروی از علایم بیمار، بدن را در تلاش برای دفاع و مداوای خود یاری رساند. «قانون مشابه‌ها» حتی در برخی درمانهای پزشکی رایج مانند ایمن سازی (واکسیناسیون) و درمان آلرژیها نیز بکار می‌رود. البته چنین درمانهایی کاملاً هومیوپاتیک محسوب نیستند، چرا که داروهای هومیوپاتی اختصاصی‌تر و در دوزهای کوچکتر تجویز شده و برای درمان بیماران و پیشگیری از بیماری کاربرد دارند.

شواهد آشکاری در مورد فعال و درمان‌بخش بودن داروها وجود دارد که یکی از آنها موفقیت چشمگیری است که هومیوپاتی در درمان بیماریهای خطرناک آن روزگار مانند تب زرد، مخملک، وبا و بسیاری امراض دیگر داشت. میزان مرگ در بیمارستانهای هومیوپاتی در حدود یک چهارم تا یک هشتم بیمارستانهای طب آن زمان بود. علاوه بر آن داروهای هومیوپاتی در درمان نوزادان و حیوانات مختلف(سگ، گربه، اسب و حتی گاو) یعنی مواردی که ظن دارونما(placebo ) بودن آنها را باطل می‌کند، موثر بوده‌اند.

همچنین پزشکان هومیوپات مشاهده کرده‌اند که هنگامیکه بیماران برای یک بیماری مزمن داروی هومیوپاتی مصرف می‌کنند، گاهی اوقات به علت تحریک دفاع بدن با یک تشدید علایم موقت روبرو می‌شوند. اینان دریافته‌اند که گاه یک «بحران درمان» برای مداوا ضرروی است. بعید است که چنین تشدید علایمی ناشی از اثر دارونما باشد. باید دانست که دوزهای کوچک مورد استفاده هومیوپاتها تنها وقتی موثرند که فرد به آن دوزهای پایین حساس باشد.

اگر دارویی نادرست برای فرد تجویز شود، اتفاقی رخ نمی‌دهد، در صورتیکه دارو درست باشد، vital force فرد را سازمان‌دهی خواهد کرد. در هرحال داروهای هومیوپاتی هیچ عارضه جانبی ندارد.

هومیوپاتی کلاسیک بر پایه چهار قانون استوار است :
1. قانون همانندها similars
2. قانون داروی منفرد single remedy
3. قانون غلظت کم minimal dose
4. قانون اثبات proving


قانون همانندها similars :
قانون همانندها می‌گوید «موادی که می‌توانند یک بیمار یا یک نشانه بیماری را تولید کند، در مقادیر کم قادر به درمان همان بیماری هستند، و در واقع وقتی اثر دارو و بیماری مشابه باشند، هر دو روی هم اثر گذاشته و سلامتی حاصل می‌گردد» به نظر هانمن این قانون نه فقط دلالت بر شباهت نشانه‌های بیماری با نشانه‌هایی که دارو می‌تواند ایجاد نماید دارد، بلکه مستلزم وجود تشابهی ماهیتی بین داروی مناسب با اختلالی است که باعث بیماری می‌شود.یعنی در حقیقت روند دینامیک بیماری طبیعی (Natural disease) باید مشابه روند دینامیک بیماری مصنوعی (Artificial disease) باشد.

به اعتقاد وی با پروسه توان دهی(potentisation) در روند داروسازی هومیوپاتی(بعداً توضیح داده خواهد شد) محرک قوی ساخته می‌شود که قدرت تاثیر گذاری بر نیروی حیاتی آشفته را برای بازگشت به سلامتی دارد و چون دارو می‌تواند تصویری از نشانه‌ها، مشابه آنچه که در بیماری رخ می‌دهد ظاهر کند، پس توانایی تحریک نیروی حیات در بروز واکنش مناسب را نیز خواهد داشت.

با خوردن داروی هومیوپاتی نیروی حیات فرد به روشی مشابه آنچه که در روند بیماری طبیعی پدید می‌آید، دچار اختلال شده و همزمان، محرک واکنشهای بعدی نیروی حیات می‌شود. و چون دارو توان‌دار شده است، قوی‌تر از روند بیماری طبیعی محرک نیروی حیاتی می‌باشد، ولی چون طول مدت اثر دارو کوتاه است، واکنشی کوتاهتر ایجاد می‌کند، و این حالت به بازگشت سریعتر سلامتی کمک می‌نماید.

در مقدمه کتاب بیماریهای مزمن هانمن مثالی جالب از این قانون بیان شده است که گفتن آن در اینجا خالی از لطف نیست. فرض کنید دختری با پدرش دعوا کرده و در اثر این نزاع از خانه فرار کرده و به خانه دوستش می‌رود. در آنجا دوستش برای از بین بردن حالت غم‌زدگی دختر و تقویت روحیه وی سعی در فراهم کردن شرایط شادی وی با بیان شوخی و بردن وی به گشت و گذار می‌کند.

تا موقعی که این شرایط فراهم است، حال دختر نیز خوب است، اما به محض اتمام گشت و گذار و تفریح، مجدداً افکار ناراحت کننده قبلی سراغ دختر آمده و این دفعه بدتر از دفعه قبل نیز می‌شود. اما فرض کنید که دختر به خانه دوست دیگری می‌رفت که او تازه پدرش را از دست داده بود، و در معرض مشکلات و ناراحتیهای خانواده در نبودِ پدر قرار می‌گرفت، نه تنها مشکل خودش را فراموش می‌کرد، بلکه خدا را از بابت سلامتی پدرش شکر می‌کرد و با بازگشت به خانه آن نزاع و دعوای اولیه را نیز فراموش می‌کرد

قانون داروی منفرد single remedy :
قانون داروی منفرد اشاره به استفاده از یک دارو در هر بار تجویز بر اساس وضعیت (State) آن لحظه بیمار دارد. اخیراً برخی از کارخانجات داروسازی هومیوپاتی با مراجعه به کتب Repetory تمام داروهایی که مثلاً تحت روبریک سردرد موجود است را مخلوط کرده و به عنوان داروی سردرد به فروش می‌رسانند و با توجه به اینکه یکی از این داروها نیز داروی similimum شخص دچار سردرد می‌باشد

حتی ممکن است سردرد مریض نیز خوب شود، اما می‌دانیم با توجه به تاثیری که نیروی حیات از سایر داروها (بردارهای انرژی) خواهد گرفت، دچار مشکل شده و به تدریج به داروهای هومیوپاتی مقاوم و به شدت تضعیف می‌شود. بنابراین همواره این اصل در تمامی درمانهای هومیوپاتی باید مدنظر قرار گیرد.

قانون غلظت کم minimal dose :
قانون غلظت کم اشاره به استفاده از حداقل potence و دوز داروها بر روی بیماران دارد، زیرا همان طور که در فصل آینده درباره آن توضیح خواهیم داد، استفاده از دوزهای بالا(که معمولاً سیستمهای kentian از آن پیروی می‌کنند) در حقیقت یک Primary reaction(aggrevation) شدید به نیروی حیات وارد آورده، باعث بدتر شدن شدید علایم بیمار خواهد شد.

البته در روش Kent و پیروان آن از این بدتر شدنها به عنوان بیرون‌ریزی تعبیر شده و نکته‌ای مثبت در درمان محسوب می‌شود. در حالیکه از نظر هانمن این بدتر شدن اولیه فشار شدیدی به نیروی حیاتی وارد آورده و چه بسا که باعث عوارض جبران‌ناپذیری شود.

(میازم دارویی) به همین جهت طبق اصل درمانیِ مشابه و اندکی قویتر، میزان نیروی وارد به سیستم حیات باید فقط اندکی از نیروی بیماری اصلی قویتر باشد. بنابراین عملاً aggrevation چندانی به وجود نخواهد آمد و آنطور که پیروان روش کنت می‌گویند نکته‌ای مثبت در درمان به حساب نمی‌آید، البته بدتر شدن علایم اولیه بیماری این نوید را به پزشک خواهد داد که داروی انتخابیش دارویی درست منتهی با نیروی بسیار قوی بوده است.

بنابراین بر طبق پاراگراف دوم ارگانون که تاکید بر درمانی gentle و ملایم شده است، استفاده از کمترین دوز و پوتنسی می‌تواند جلوی بدتر شدن علائم که گاهی نیز خسارات جبران‌ناپذیری به سیستم حیاتی وارد می‌آورد را بگیرد.(در هومیوپاتی منظور از potence همان قدرت دارو و دوز اثر کمیت یا مقدار دارو می‌باشد.) البته حساسیت و آستانه تحریک افراد مختلف در قبال داروها نیز متفاوت می‌باشد. بدین معنی که بعضی اشخاص به دوزهای کمتر حساسند و بعضی به دوزهای بالاتر نیز واکنشی نمی‌دهند.


قانون اثبات اثر دارویی proving :
قانون اثبات اثر دارویی روشی است که بر اساس آن داروها برای تشخیص اثرات درمانیشان مورد آزمایش قرار می‌‌گیرند. بدین صورت که به یک گروه از افراد سالم روزانه دوزی از آن ماده دارویی داده می‌شود و سپس نشانه‌های ظاهر شده(Artifical disease) مطابق روش استاندارد (Double blind) به دقت ثبت می‌شود. بعد از پایان دوره اثر دارو، همه نشانه‌ها به عنوان تصویر خاص آن دارو در مجموعه اطلاعات دارویی(Materia medica) ثبت می‌شود.

برای درمان یک بیمار در شرایط حاد و چه در شرایط مزمن، پزشک هومیوپات نشانه‌های وی را با تصاویر داروهای موجود در Materia Medica مطابقت نموده و سپس طبق قانون «همانندها» دارویی را که تصویرش بیش از بقیه داروها با نشانه‌های بیمار جور درمی‌آید، انتخاب می‌کند.

برای تسهیل کار، هر علامت تحت عنوان یک صنعت(روبریک) جداگانه نوشته شده و سپس مجموعه داروهایی که علایم گوناگون(روبریکهای متفاوت)را در proving خود نشان می‌دهند، در کتب Repertory ثبت می‌شوند. پزشک هومیوپات با مراجعه به کتب Repertory مجموعه علایم(روبریکهای) بیمار را جمع‌آوری نموده و با اشتراک داروهای موجود در همه روبریکهای بیمار به داروی مورد نظر می‌رسد.

(نمونه‌ای از علایم ذهنی در کتاب Repertory synthesis در صفحه بعد و همینطور Materia Medica Opium به عنوان داروی مورد استفاده در این کار تحقیقی را در صفحات بعدی می‌بینید) به عنوان مقال با نگاه Repertory می‌بینیم که مهمترین داروهای(دو یا سه خطی) موجود در جلوی یک روبریک Anxiety health about(اضطراب سلامتی) Arg-met-calc-Nit ac - phos-puls-phac-sep می‌باشد.


روش کار در proving به اینگونه است که 100-50 نفر از افراد داوطلب را انتخاب نموده و به هریک از آنها تعدادی قرص، قطره یا گلبول می‌دهند(دارو می‌دهند) و می‌گویند روزی سه بار مصرف نمایند(TDS) تا اینکه نشانه‌ها در آنها ظاهر شود و به مجرد پدید آمدن نشانه‌ها دارو را قطع می‌نمایند که بر حسب قدرت و حساسیت فرد زمان بروز نشانه‌ها فرق خواهد نمود

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۳٠
تگ ها : هومیو پاتی