مرگ

 مرگ امری آنی و سریع نیست

 

...... هر چند برخی افراد معتقدند  که در مرگهای آنی مثل گردن زدن، تیرباران یا به دارآویختن مسیر مرگ بلافاصله پایان می پذیرد. در حالیکه این مطلب درست نیست. حتی اگر سری کاملا از بدن جدا شود بطوریکه خون دیگر به مغز نرسد، مغز قادر است بین سه تا پنج دقیقه بعد هنوز قدرت فرماندهی سر را داشته باشد.

حتما در تاریخ  داستانهای متعددی راجع به افرادی  که حتی پس از گردن زدنشان سخنانی به زبان آورده اند، شنیده اید. بهمین دلیل در مواردی که شخصی دچار سکته قلبی میشود گروه پزشکی با سعی زیاد تلاش میکنند مجددا عامل حیات را در شخص احیا کنند.   

در علم پزشکی این واقعیت به اثبات رسیده است که اعضای بدن پس از مرگ در مراحل مختلف میمیرند، اول مغز وبعد از آن اعضای دیگر و آخرین اعضا مو و ناخن هستند. به همین ترتیب هاله تابان نیز آنی قطع نمیشود و هاله تابان عضوی که هنوز نمرده قابل مشاهده است. بهمین دلیل افراد روشن بین قادرند با دیدن هالهء شخص مرده علت مرگ او را بیان کنند.لایه اتریک با ماهیتی متفاوت از هاله پس از مرگ از جسم جدا شده بصورت شبح تا مدتی باقی می ماند خصوصا" اگر مرگ در اثر تصادف یا حادثه و غیر منتظره اتفاق افتاده باشد چون کالبد درعین سلامتی بوده پس لایه اتریک همچنان مثل باطری هایی است که هنوز شارژ و در اوج قدرت است. جالب است که این لایه اتریک پس از جدا شدن از جسم بواسطه جاذبه های مغناطیسی بدون هیچ تردیدی به سمت خانه، محل کارواماکنی که در آن فعالیت داشته می رود. اگر شخصی با قوه ادراک یا حساسیت درگیرند گی در محل حاضر باشد حضور لایه اتریک را بصورت شبح می بینید و طبیعی است که فریاد خواهد زد که روح یا شبح شخص مرده را دیده است.

هاله تابان انسان در مقایسه با اتریک از ماده بسیار ظریفتر تشکیل شده است و اتریک نسبت به کالبد جسمانی ظریفتر است ولی اتریک نسبت به هاله جنسی زمخت دارد، و کالبد جسمانی به نسبت لایه اتریک بسیار زمخت تر میباشد. لایه اتریک در اطراف بدن بصورت پوششی  کامل و عین پوسته بیرونی در جریان است، اما هاله تابان مانند صدف تخم مرغ بیضوی و بسط یافته در اطراف بدن پدیدارمی شود.

هاله تابان از پرتو افشانیهایی با رنگهای درخشان تشکیل شده که در مراکز مختلف بدن بصورت جریان در نوسان است حتی اگر شما فعلا قادر به تماشای آن هاله تابان نباشید هاله تابان به راستی وجود دارد و یک نیروی حیاتی واقعی است مثل هوایی که تنفس می کنیم اما برایمان قابل مشاهده نیست و مثل ماهی که در آب شنا می کند اما قادر به دیدن آب اطرافش نباشد.

روشهای مصنوعی و مجازی مختلف برای دیدن هاله وجود دارد مثل استفاده از عینکهایی مخصوص که برای چشم بسیار مضر است و صفحه ها و پرده هایی که از دو قطعه شیشه و فضائی در وسط تشکیل شده که نوعی ماده رنگی و بسیار گران در آن فضا ریخته و می توانند بوسیله آن هاله را ببیند. اما نیاز به هیچکدام اینها نیست چون شما با مقداری تمرین قادر به رویت خواهید بود بشرطی که بر خلاف اکثر مردم شما باور داشته باشید که هست و قابل دیدن است.

 

هاله تابان دارای رنگهایی متنوع و بهتر است بگوییم طیفی از رنگهاست که در اصل فرکانس امواج را می بینیم و نام رنگ را بر آن میگذاریم.

در میان فرکانس این امواج فرکانس رنگ قرمز به راحتی قابل مشاهده است. یادتان باشد وقتی در مقابل کسی هستید که می تواند فرکانس امواج ساتع شده از هاله را ببیند باید مواظب باشید چون با کوچکترین توجه به هر موضوع رنگ مربوط به آن در طیف رنگهای زمینه هالهء شما پدیدارشده و لو می روید، مثلا وقتی از نظر عاطفی به کسی تمایل داشته باشید با دیدن او رنگ بسیار قشنگی از طیف قرمزاز هاله شما ساتع می شود و اگر خدای نخواسته مطلبی را خلاف واقع یا دروغ بگویید بی آنکه هیچ تغییری در چهره شما نمایان باشد از میان رنگ آبی متمایل به زرد زمینه هالهء شما رنگ سبز مایل به زرد ساطع می شود که بسیار تیره و بد رنگ است.

این رنگها از طریق پرتو امواجی که در بالای حلقهء هاله تابان روی سر قرار دارد داخل رنگ زمینه مشخص می شوند.

نمایش هاله تابان تا حد چشم سوم روی پیشانی بسط پیدا می کند و در بالای سر مجموعه ای از رنگهای زرد و آبی مانند حلقه ای نورانی دور سر را گرفته که بصورت فواره ای از چاکرای تاج سری در حال فوران است و به آن حلقهء نیلوفر شکوفا می گویند زیرا برای افرادی که دارای قوه تخیل و روشن بینی باشند به مثابه گل نیلوفر با هفت گلبرگ و تنوعی از رنگها قابل مشاهده است.

حلقه نورانی افرادی با شخصیت معنوی و روحانی به زرد و طلایی بوده و در افراد مشکوک این حلقه برنگ قهوه ای تیره با حاشیه سبز متمایل به زرد و کثیف مشهود است که نشانه نادرستی، دروغگویی، بزهکاری، خیانت و غیر قاتل اطمینان بودن است.

بیش از آنچه به نظر می رسد اکثر مردم قادر به روئیت یا حس کردن هاله تابان می باشند بدون آنکه بدانند شاهد روئیت چه چیزی هستند و این مسئله را درانتخاب رنگ لباس بطور ناخود آگاه لحاظ می کنند، بطور ناخودآگاه لباسی را می پوشند که با رنگ هاله آنان در تضاد نباشد و همه جا از این اصطلاح استفاده می شود که این رنگ به رنگ صورتم نمی خورد. در اصل بدو اینکه بدانند می خواهند بگویند با رنگ هاله آنان در تضاد است. و طبیعی است کسانیکه از رنگهایی در آرایش صورت یا لباسشان استفاده کنند که مغایر با رنگ هاله آنان باشد در ظاهرشان ناهماهنگی خاصی ایجاد می شود که کاملا محسوس است، به همین دلیل است که هرگاه شخصیت افراد را از روی ظاهرشان قضاوت می کنند و غالبا درست از آب در می آید پس استفاده ناهمگون با رنگ هاله نشانه نوعی شخصیت است، شخصیتی  پرخاشگر، ناراحت ومعترض که پرهیز ازاولازم است. و به همه این مسائل در آینده بطور مشروح خواهیم پرداخت.

واقعیتی دیگر اینکه با استفاده از رنگهایی مخصوص در لباس پوشیدن  میتوانیم بر سلامتی جسمی و روحی خود تاثیر مستقیم داشته باشیم.

وقتی لباسی را بپوشیم که با رنگ هاله تابان در تضاد باشد احساس خجالت و معذب بودن خواهیم داشت حتی بیمار شویم و تا موقعیکه لباس را عوض نکنیم  حالت بیماری در ما وجود دارد. این رنگها می توانند برخی باعث آرامش و بعضی باعث دلهره، تشویش و عصبانیت شده  روی شخصیت درونی ما تاثیر گذاشته شخصیتی دیگری را از ما جلوه گر نمایند و تا وقتی اینگونه لباس بپوشیم این شخصیت برای ما باقی خواهد ماند.

و اگر خود را به شک و هیئت جاهلهای قدیمی درآورید به همان شکل حرف می زنید و راه می روید.

پس بدانیم رنگها فقط نامهایی برای ارتعاشات مختلف موجود در جهان هستی است. رنگ سرخ دارای یک ارتعاش، رنگ سبزنشانه ارتعاشی دیگر، سیاه و بقیه رنگها همه همینطور هر کدام نشانه ارتعاشی خاص هستند. و به همان دلیلی که نوعی از ارتعاشات را که نام اصوات یا صدا را بر آن نهاده ایم در صورت برخورد با صداها و اصوات دیگر میتوانند صدایی ناهنجار، مهیب و ترسناک ایجاد کنند. مثل صدای انفجاریا افتادن چیزی از جایی بر زمین یا صدای ناشی از برخورد دو اتومبیل و بسیاری مثالهای دیگر که حتما به ذهن خود شما متبادر می شود؛ به همان نسبت ارتعاشات بی صدایی را که نام رنگ بر آنها گذاشته ایم می توانند با همدیگر برخوردی متضاد داشته و باعث ناهنجاری و ناهماهنگی های معنوی، روحانی، وجسمانی شوند.

در چنین مواقعی که شخصی از رنگهایی در آرایش مو، ابرو، صورت و رنگ لباس که متضاد با رنگ هاله اوست استفاده می کند،چون رنگ و شکل لباس و آرایش دارای رنگ ثابت است به این معناست که فرکانس آن امواج نیز ثابت و معین است از طرفی امواج هاله دائما در حال تغییر نوسان و بالنتیجه تغییر رنگست، امری طبیعیست که رنگ متغیرهاله بررنگ ثابت لباس و آرایش تاثیری نمی گذارد بلکه این تاثیر پذیری فرکانس امواج هاله از رنگ ونوع لباس پوشیده شده ورنگ و نوع آرایشی است که استفاده شده است. بنابرین حالات، نوع و رنگهایی که برای آرایش مو، ابرو و صورتتان استفاده میکنید تاثیر مستقیم روی رنگ هاله ها داشته و باعث می شود شخص بمرور زمان خصوصیات و خصلتهای افرادی را که آن شمایل را دارند بخود بگیرد. مثلا اگر شما مدتی لباس روحانی بپوشید با متانت و وقار راه میروید، اگرمدتی لباس رسمی بپوشید رسمی راه میروید و اگر مدتی لباس نظامی بپوشید به شیوه نظامیان راه خواهید رفت و پس ازگذشت مدت زمانی نسبت به خصلتهای آن پوشش چنان وابستگی پیدا می کنید که بخش عمده ای از خصلتهای شما خواهد شد. 

 

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٦
تگ ها : مرگ