باطن رفیع :

 

درس اول:

 پیش از یافتن ماهیت باطن رفیع و بررسی آن باعلوم غیبی و ماوراءالطبیعه بهتر است ماهیت و طبیعت بشر را درک کنیم. هرچیزی که وجود خارجی داشته باشد به مفهوم حیات وهستی است،حتی موجودی که نسبت مرده به او میدهیم زنده است فقط شکل و قیافه حیاتی اش متوقف شده و یک شکل تازه حیاتی به جای آن جایگزین شده است. این مراحل به ظاهر انهدام خود خالق نوعی زندگی و حیات مخصوص.

هرموجودی دارای ارتعاشات مخصوص بوده وهمه چیز از مولکولهایی که در یک حالت حرکت مداوم ودائمی هستند تشکیل شده اند،ترجیحا به جای واژه اتم از مولکول استفاده میکنیم وچند جمله راجع به اتم و مولکول: مولکول کوچکترین قسمت ازیک ماده است که قادر به داشتن حیات مستقل  و مجزاست و در عین حال از تمامی خواص ماده برخورداراست و آن خواص را در خود دارد و با وجود کوچکی از ذرات بسیار کوچکتری که اتم نام دارند تشکیل شده اند. اتم عین منظومه شمسی که هسته مرکزی آن خورشید ودر اطراف این هسته مرکزی الکترونهایی در حال گردشند همچون سیارات متفاوت منظومه، مثلا اتم کربن را میتوان با شش الکترون که در اطراف هسته مرکزی در چرخشند مشاهده کرد. هر ماده ای دارای میزان متفاوتی از این الکترونهاست که در اطراف هسته مرکزی خورشید شان در گردشند، مثل اورانیوم که دارای نود ودوالکترون است. حال به ماهیت مولکول بپردازیم: انسان از توده ای از مولکولهایی که با سرعتی شدید به دور خود می چرخند تشکیل شده است.

 موجودی بی نهایت کوچک را مجسم کنید که میتواند در فاصله ای دور از کالبد جسمانی انسان قرارگرفته و به آن نگاه کند، آن موجود بی تردید یک سری خورشیدهای در حال چرخش یک تودهء ابر مانند مارپییچی و یک سری جریانات و نوارها یی شبیه به راه شیری مشاهده خواهد کرد. در قسمت گوشت وپوست مولکولها به حد شدیدی پخش وپراکنده اند ودراستخوانبندی و اسکلت مولکولها از حالت تراکم و فشار برخوردارند   به هم چسبیده و شکل یک انبوه زیادی از ستارگان در کنارهم قرارگرفته  را در نظر مجسم میسازند.

 فرض کنید روی نوک کوه ایستاده اید در بالای سرتان ستارگان با وضوح می درخشند، به آنها خیره شده در مقابل چشمان شگفت زده رشته های منظم و پایان ناپذ یرمشغول چرخش و گردش میباشند، کهکشانی عظیم ولایتناهی، انبوهی از ستارگان ظلمت آسمان شبانه را مزین میکند و نوارراه شیری همچون مسیری وسیع ،دودی وغبارآلود در مقابلتان ظاهر میشود.آن موجود میکروسکوپی مارا به این شکل مشاهده میکند.

ستارگان آسمانی همچون نقطه های نورانی ودارای فضاهایی بی نهایت پرفاصله از یکدیگرند و در بالای سرما میلیاردها، میلیارد ستاره هست با این وجود با فضای خالی و عظیمی که میانشان هست به نظر کوچک وناچیز می آیند ،اما با داشتن سفینه ای بدون آنکه با یکی ازآنها برخورد و تماسی داشته باشیم از میان همه آنها عبور میکنیم. فرض کنیم که ما قادریم فضای خالی بین ستارگان را پر کنیم، یعنی همان مولکولها را، آنوقت چه می بینید ؟

ما می دانیم تمام مولکولهایی که آن موجود کوچک می دید خود ما بودیم. بنا براین شکل وطرح نهایی تشکیلات ستارگان آسمانی چگونه و به چه ترتیب است. هرانسانی خود به منزله کهکشانی است. کهکشانی که در آن مولکولها به دوریک هسته مرکزی درگردشند. انسان هم از مولکولهایی که مدام در حرکتند پدید آمده، این حرکت باعث تولید نوعی الکتریسیته (انرژی) میشود که با پیوستن و یکی شدن با الکتریسیته و انرژی ای که به وسیله کائنات که همان باطن رفیع است تولید می گردد، موجبات پدید آمدن حیات و هستی با قوه ادراک میشود جل الخالق،

(از دست وزبان که برآید           کز عهده شکرش بدر آید)

 در اطراف کره زمین طوفانهای مغناطیسی باعث شعله ورشدن و بروز روشنایی خیره کننده ای می شوند که باعث پدید آمدن فجر و شفق شمالی است(Aurora Borealis). در اطراف تمام سیارات ومولکولها تابش و تشعشعات مغناطیسی با دیگر پرتوها و تشعشعات مخلوط شده و فعل و انفعال های داخلی ایجاد نموده بر یکدیگرتاثیر میگذارند. هیچ موجود و مولکولی نمی تواند بدون مولکولها و جهان دیگروجود داشته باشـــد،و هرموجود جهانی یا مولکولی بستگی به وجود و هستی دیگر مخلوقات، دنیاها و مولکولها دارد و به آنها وابسته می باشد و فقط به این ترتیب است که می تواند به حیات خود ادامه دهد.

نقاط عالم هستی به توسط تعداد معدودی از سیارات وستارگان،دنیاهای معدود و کمی پر شده اند، مثل راه شیری و به همان ترتیب سنگ و صخره. وسیاره ای میتواند نشانگر یک کهکشان بسیار شلوغ و متراکم باشد، وبرعکس آن هوا ازمولکولهای کمتری برخورداراست که از میان بدن ما از میان رگ و ریشه و ریه مان عبور میکند و داخل خون ما میشود.در مافوق هوا فضا وجود دارد .

 محلی که توده ای از مولکولهای هیدروژن بگونه ای وسیع و شدید پخش و پراکنده اند، این فضا خالی نیست بلکه مجموعه ای از مولکولهای بی نهایت متحرک هیدروژن است و ستارگان و دنیاهایی ا زهمین مولکولهای هیدروژن هم تشکیل شده اند.

 بسیار واضح است اگر شخصی دارای مجموعه عظیمی از گروههای مولکولی باشد مشکلی بزرگ برای موجودات دیگرمحسوب می شود که از میان این تجمعات و گروهها بگذرد وعبور کند.

اما موجودی بنام روح یا شبح به دلیل اینکه دارای مولکولهایی بی اندازه مجزا و دور افتاده و پر فاصله از یکدیگر است به سهولت می تواند از میان موجودی بگذرد.

 یک دیوار آجری نیز مجموعه ایست از یک سری مولکولها شبیه توده ابر  و یا خاک معلق در هواست ودر آن دیوار آجر نیز فضایی مابین مولکولها وجود دارد درست مثل فضای بین ستارگان و چنانچه موجوداتی با جسم کوچکترازفضای مابین مولکولها پیدا شوند می توانند از میدان مولکولها بدون لمس آنها عبور کنند مثل زمانی که یک روح یا شبح وارد اتاقی دربسته می شود که ممکن است برای ما جامد و سفت باشد برای یک شبح  یا موجودی از دنیای سماوی جامد نباشد.

    درس دوم:

 کالبد انسان از مجموعه ای از مولکولها تشکیل شده است.

و برای یک ویروس ما عین مجموعه ای از مولکولها هستیم. انسان متشکل از مواد شیمیایی و آب است. آب و مواد شیمیایی نیز سراسر مولکولند .

 شما وقتی برای چراغ قوه تان یک باطری می خرید این باطری لوله ایست از جنس روی، یک الکترود که میله ایست از جنس کربن و یک سری مواد شیمیایی که با شدت تمام در میان این لوله روی و الکترود مسی سر باطری فشرده شده داخل لوله کاملا خیس و بیرون آن خشک است، که داخل چراغ قرارمیدهند وبا فشار کلیدی چراغ آن روشن می شود.

در باطری هیچگونه الکتریسیته ای وجود ندارد، اما تحت شرائط خاص فلزات و کربن و مواد شیمیایی با همد یگرو بطور شیمیایی واکنشی نشان میدهند تا چیزی پدید آید که ما آنرا الکتریسیته می نامیم.

مغز هم قادر است الکتریسیته مخصوص خود را تولید کند. چون در بد ن انسان علائمی از وجود انواع فلزات مثل روی وجود دارد، ضمن اینکه پایه موجودیت انسان در تنفس که پایه اساسی زندگیست کربن میباشد.

موجودیت آب زیاد در بد ن و وجود بیش از یکصد ماده  شیمیایی همچون آهن، منیزیم، پتاسیم، سد یم، کلسیم و غیره نیز هست . این مواد با در هم آمیخته شدن در یکد یگرمی توانند باعث تولید یک جریان الکتریکی شوند.

اگر شخصی دچار بیماریهای روانی و مغزی باشد، با دستگاهی بنـــــــام آنسفالوگـرافی از او تستی بعمل می آید E.E.G  که امواج مغزی او را مورد بررسی قرار میدهند. بـد ین ترتیب که تعدادی الکترودهای مختلف روی سر و دست بیمار نصب یک سری سوزنهای کوچک که شروع به ترسیم این امواج دارند، وقتی بیمار به یکسری مطالبی شروع به اندیشیدن میکند، این سوزنها یا مدادها بلا فاصله چهار خط مارپیچی و موجدار که نشانگر فرکانس های درون مغزی است ترسیم می کنند، که با مطالعه آن خطوط می توان نوع بیماری آن شخص را تعیین نمود.

بنابراین مغز انسان و یکنوع دستگاه که برای دریافت پیام هایی است که میتوانند از سوی باطن رفیع به ضمیر ناخودآگاه OVER SELF  ارسال شوند.

 مغز انسان قادر است پیغام هایی همچون مطالب آموخته شده و تجربیات اندوخته اش را به باطن رفیع ارسال کند، این پیامها بوسیله بند سیمین Silver Cord یعنی یک تودهء زیاد از مولکولهایی که با سرعـتی بینهایت زیاد می چرخند و مرتعش می شوند و دارای یک سلسله و رشته بینهایت مختلف و متفاوت از فرکانس های متنوع میباشند که بین کالبد جسمی با باطن رفیع ارتباط برقرار میسازند،

پس بدن انسان چیزی شبیه به یک وسیله نقلیه است راننده این وسیله نقلیه باطن رفیع است. که با کمک یک کنترل هدایت می شود.

همانگونه که بند ناف نوزاد را به مادرش مرتبط میسازد، بند سیمین ما را  به باطن رفیع پیوند میدهد. بنابراین هر چه تجربه کنیم و هر کاری که انجام می دهیم و به هر اندیشه ای که فرو میرویم یا به هر چیزی که گوش میدهیم و می شنویم، به سمت بالا صعود کرده تا در حافظه باطن رفیع ذخیره و انبار شود.

بند ناف وسیله بسیار پیچیده ایست بسیارسخت پیچیده، اما در مقایسه با بند سیمین یگ طناب ساده و معمولیست. این بند توده ای از مولکولهای بیشماریست که در یک رشته و سلسلهء بسیار عریض و وسیع از فرکانسهای مختلف می چرخد اما تا آنجا که یک انسان زمینی باشد این بند غیر قابل روئیت ولمس است، چون مولکولهایش بیش از حد تصور پخش و گسترده اند تا قوه بصری قادر به د ید نش باشد، اما بسیاری حیوانات مثل سگ، مار، شیر....قادر به د ید ن آن هستند زیرا کلا در یک رشتهء متفاوتی از فرکانس قادر به د ید ن ودر یک رشتهء کاملا متفاوت قادر به شنیدن هستند ، پیام و صداهایی که انسان اصلا نمی شنود. سگ براحتی می بیند و می شنود. حیوانات به راحتی قادر به دیدن بند سیمین و هاله های مختلفند.(ارتباط حیوانات با عرفا و بزرگان از طرفی و ارتباط آنها با متخلفین از طرف دیگر بیانگر این مطلب است.)

 جالب توجه و مهم اینکه انسان ها نیز قادرند با تمرین و مراقبه باند ورشته گیرند گی خود را افزایش داده قوای پنجگانه را قویتر ساخته و حتی به حس های برترنیز دست یابند.

چنانکه گفتیم بند سیمین شامل یک توده ملکولی با ارتعاشات بی شمار است و می توان آنرا به شعاع امواج رادیویی که توسط دانشمندان به سمت کرات آسمانی ارسال می شود تشبیه نمود، واین روشی است که باطن رفیع به کمک آن قادر است با بدن خود روی زمین ارتباط داشته باشد.

باطن رفیع از هر کاری انجام دهیم مطلع است، بنابراین مردم کوشش دارند با قرار گرفتن در مسیر صحیح و به اصطلا ح صراط مستقیم حالتی عرفانی ویا روحانی پیدا کنند، هر کار خوب و عمل مثبتی که ما انجام میدهیم درجه وسرعت و میزان ارتعاشات زمینی و سماوی را افزایش می دهد وعمل ناپسند یا رفتار بد موجب کاهش میزان ارتعاشات روحانی ما می گردد.

در همه ادیان و مذاهب از آدم تا حضرت خاتم(ص) و در همه مکاتب اخلاقی، اجتماعی،از کنفسیوس  ،بودا، کریشنا، هندو،برهما وغیره همه و همه میگویند هر بدی را با خوبی پاسخ بده. از هیچ انسانی نترس و از اعمال هیچکس وحشتی به دل نگیر، پاسخ خوبی به بد یها در هر لحظه باعث صعود انسان به طرف بالا می شود و هرگز سقوط نخواهد کرد.

حالا ت گرفتگی، بد خلقی، افسردگی، شادابی وغیره همگی بستگی به این ارتعاشات دارد که بدن به باطن رفیع ارسال و بالعکس دریافت می کند.

بسیاری از مردم قادر به برقراری ارتباط با باطن رفیع خود نیستند و ناتوانی خود را هم درک نمی کنند چون درک اینکار بد ون آموزش، تمرین و مراقبه راهی طولا نی و بسیار سخت خواهد بود.

فرض کنیم قصد تماس گرفتن با شخصی را در آنسوی دنیا داریم، باید اول از آدرس و مسیر دسترسی او مطمئن شویم، تغییر ساعت و زمان را درک کنیم و بدانیم در زمانیکه  تماس می گیریم او حضور دارد یا خیر؟ و آیا قادر به صحبت با زبان او هستیم یا نه؟ و بعد از همه اینها آیا از طرف مقامات مسئول اجازه ارتباط داریم یا نه . پس در این مقطع از تکامل بهتر است سعی خود را در برقراری ارتباط با باطن رفیع آزار ندهیم ، چرا که با مطالعه چند صفحه کتاب و اطلاعات متفرقه نمی توان انتظار برقراری چنین ارتباطی را داشت.

اکثرا مردم توقع دارند با گذ راند ن یک د وره کلاس قادر به انجام همه کارهایی باشند که استادان این راه توان انجام آنرا دارند. و در نظر نمی گیرند که آنان دهها سال عمر خود را صرف مطالعه و تمرین در این زمینه گذرانده اند. امید واریم با مطالعه و بررسی و تعمق و تفکر روی مطالب گفته شده ذهنتان را باز کنید و مورد لطف ومرحمت پروردگار قرار گرفته آگاهی و نور درک وفهم دریافت نماییم. البته افراد زیادی که اغلب از بین خانمها بوده اند اطلاعاتی را دریافت نموده قادر به مشاهده هالهء تابان و بند سیمین شده اند، پس شما هم قادر به انجام این کارها هستید فقط لا زم است باور و ایمان را به خود راه دهید.

 

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۱