یشنمدیتی

اصول و نکاتی در مورد مدیتیشن

آدم شبیه فکرش می شود.
آدم شبیه فکرش می شود .آدم شبیه نیتش می شود .زشتی و زیبایی فکر و نیت را می شود حس کرد . اینطور است که از دیدن بعضی زیبا ها حس خوبی به آدم دست نمی دهد و بر عکس زشتی بعضی ها به هیچ وجه به چشم نمی آید.

ساکن خانه دل شو.
بصیرت ارتباطی به اطلاعات ندارد بصیرت به بیداری مربوط است .اطلاعات از بیرون می آید و بصیرت از درون می جوشد . دانش تکرار طوطی وار است اکتسابی است واگویی دیگران است حداکثر آن است که حافظه تو را انباشته می کند اما درون تو همچنان خالی است. بصیرت محصول عشق است و عشق از جنس احساسات .آدمی که در خانه دل خود ساکن است به یک معنی از دنیای بیرون بیخبر است .بی خبری او به معصومیت آمیخته و در بستر آن چیزی جوانه می زند و می بالد.از آنجا که بصیرت از درون تو می جوشد و از آن توست پس کسی نمی تواند آن را از تو بگیرد .حتی مرگ نیز از گرفتن آن عاجز است.
شادی و شعور والا و تنهایی اثرات مدیتیشن.

شادی واقعی خرید خانه، رسیدن به پول و چیزهایی از این قبیل باعث خوشحالی ناپایدار در انسان می شود اما شادی و نشاطی که با توجه کردن به درون یعنی مدیتیشن به دست می آید کاملاٌ متفاوت بوده و پایدار است این شادی بدون هیچ دلیلی ناگهان احساس شده و همیشه در شما وجود خواهد داشت. این شادی وابسته به شرایط یا افراد نیست به همین دلیل تغییر نمی کند و همیشه با شما خواهد بود.

شعور والاانسان باهوش براساس موقعیتی که در آن قرار دارد با مسایل برخورد می کند و مدیتیشن تمام موانعی را که برسر راه هوش و آگاهی وجود دارد، نابود می کند. خوشبختانه تمام بندها در بعد ذهنی وجود دارد و نمی تواند به لایه های عمیق تر شما نفوذ کند و با مدیتیشن می توان بدون درگیری با ذهن آن را مشاهده کرد و به عنوان یک شاهد شعور خود را دوباره کشف نمود. تنهایی شادی ای است که شما فضای خودتان را دارید و واقعا خودتان هستید. مدیتیشن یعنی شاد بودن وقتی که تنها هستید. وقتی انسان این توانایی را پیدا کرد یدگر برای شاد بودن به کسی یا چیزی یا شرایطی وابسته نخواهد بود. این شادی به روز و شب و جوانی و پیری، سلامتی یا بیماری ربطی نداشته و حتی پس از مرگ هم وجود خواهد داشت چرا که این شادی به دنیای بیرونی وابسته نیست و از درون شما می جوشد. در سفر مدیتیشن شما تنها هستید و حتی عزیزترین فرد در زندگی نمی تواند با شما همسفر شود. شما در این حالت هیچ ارتباطی با دنیای بیرون نداشته و فقط به سکوت درون توجه خواهید داشت. سکوتی که مثل آواز یک پرنده زیباست…
تو کیستی؟

به قیافة خود خوب نگاه کن، تو کیستی؟ آیا این چهره که دیگران آن را می بینند همانی است که تو از خود می شناسی؟ خود واقعی و درونی تو چگونه آدمی است؟ آیا بین این چهرة‌ ظاهری که دیگران می بینند و آن چه واقعاً هستی تفاوت زیادی هست؟ چهرة درونی تو چه چیزهایی در خود نهفته دارد که مایل نیستی دیگران از آن آگاه شوند؟ آیا چیزهایی در تو وجود دارد که فقط خودت از آنها باخبر هستی؟ وقت آن است که همة‌ آنها را ببینی. هیچ چیز را پنهان نکن هنگام آن رسیده که هر آن چه را تا به حال در پستوی ذهنت مخفی کرده ای، بیرون بیاوری و در مقابل دیدگان خود آنها را مرور کنی.

لقمه های اضافه

آگاهانه غذا بخور . هر قاشق غذا انرژی فراوانی را به تو می رساند و هر قاشق اضافة غذا در بدنت سم یا انرژی مخربی به وجود خواهد آورد از این موضوع آگاه باش و اجازه نده لقمه های اضافه در بدنت مشکل ایجاد کنند.
رویاهای روزانه
رویاهای روزانه، خیلی وقت ها اختیاری نیستند و خودشان را میهمان می کنند. اینها از سرزمین ناشناخته‌ وجودت می آیند و حاوی پیام های رمزی هستند که تو را با تو بیشتر آشنا می کنند.
اسرار خوابها
خواب ها در خود اسراری دارند که تو را با خود پنهانت مواجه می کنند. خوا بها تو را با آرزوها، ترس ها ، نیازها و غم هایت روبه رو می کنند. خواب ها از ناگفته ها و ناشناخته ها خبر می دهند. خواب ها هر چند بی معنی و پرت و پلا جلوه کنند باز هم در خود چیزهایی دارند که از عمیق ترین لایه های درونی تو به سطح آمده اند.
جه موقع مدیتیشن باعث جنون می شود؟
موقع مدیتیشن بدن خود را فراموش کنید و این تنها راهی است که باعث آسایش و آرامش شما می شود. وقتی دائما بدن خود را به یاد می آورید راحتی از شما دور خواهد شد.

شادی و سرور وقتی حاصل می شود که شما در لایة‌ بدن به آرامش رسیده باشید و آ“ در گرو فکر نکردن و توجه نکردن به بدن است.
هر کس باید از جایی شروع کند که برایش ساده تر است. ممکن است شما در حالت نشسته احساس ناراحتی کنید پس هر چه تلاش کنید که فقط بنشینید احساس ناراحتی درونی بیشتری خواهید کرد و نتیجة‌ این کار جز خستگی و افسردگی برایتان چیزی نخواهد داشت.
تلاش بیش از اندازه برای «فقط نشستن» مکن است باعث جنون شود. هر حالتی که باعث انسان بیش از اندازه از جنون درونی خویش آگاهی یابد خطرناک است. زیرا ممکن است شما آمادگی رویارویی با این دیوانگی درونی را نداشته باشید و لازم است که به تدریج با آن روبرو شوید. در عوض تکنیکی که در آن به فعالیت و حرکت بپردازید در واقع یک نوع رها سازی است و باعث می شود که سکوت و آرامش درونی در وجودتان شروع به رشد کند. بخش سرکوب شدة‌ وجود خود را با تکنیک حرکت و فعالیت رها کنید.
لازم است هر یک از شما تمامی عقده های سرکوب شده و انباشتة درون خود را بدون هیچ انتخابی دور بریزید. اگر از دست کسی عصبانی هستید بدون وجود دلیل خاص گ ریه کنید و بدون این که واقعا موضوعی برای خندیدن وجود داشته باشد از ته دل بخندید در این صورت هر چه در درون شما انباشته و حتی ا ز گذشته های دور در شما سرکوب شده را رها کرده و سبک و راحتی می شوید.
دیوانگی درون همین خشم ها، همین گریه ها و خنده های سرکوب شده است که با مدیتیشن به آنها اجازه می دهیم رها شوند و این کار باعث پاکی و خلوص درون ما می شود. در این حالت احساس تازگی و پاکی به شما دست خواهد داد. این خانه تکانی اولین کاری است که می بایست انجام دهید.
کاهش زودرنجی

سنگ chalcedony آبی متمایل به سفید اثر مثبت بر غدة‌ تیرویید دارد و تندخویی و زود رنجی را کاهش می دهد. اگر می خواهید قدرت ابراز وجودتان در زمینة‌ نوشتن یا صحبت کردن بیشتر شود از این سنگ استفاده کنید، این سنگ بر چاکرای پنجم اثر می گذارد.
به کجا می خواهی برسی؟

به کجا می خواهی برسی؟ دوست داری چقدر زیباتر شوی؟ چقدر داناتر و... همه اینها در حال حاضر هستی کافیست آنها را در وجودت دوباره خوانی کنی.همه هستی در تو نوشته شده آن را باز خوانی کن هر طور که مایلی.
مدیتیشن استرس را کاهش می دهد.

به هنگام استرس همه چیز را خطا می یابی. تو را نیرویی نیست، به ساده گی بیمار می شوی. تو را منطقی نیست. احساسات تو خشن می شود. درمانده می مانی. با آموختن مراقبه استرس دور می شود. و در قلمروهای مختلف زندگی خویش موفق خواهی بود.
طعم سکوت را بچشید.
وقتی شما به جای دنیای بیرون به درون خود توجه می کنید دنیای درون را در سکوت محض خواهید یافت. اغلب برداشت عمومی از سکوت برداشتی منفی است و معنای آن خلاء و نبود سر و صداست در حالی که چنین نیست و سکوت لبریز شدن از نوایی است که تاکنون آن را نشنیده اید. سکوت رایحه ای خوش است که تا به حال به مشام تان نخورده و نوری است که تنها با چشمان درونی قابل رؤیت است برای همین است که افراد بسیار کمی طعم سکوت حقیقی را چشیده اند. این سکوت برای شما حقیقت،‌ عشق و هزاران چیز دیگر به ارمغان می آورد.
گام های مدیتیشن
سه گام اساسی :

· اولین گام در آگاهی، مشاهدة بدن خودتان است. سپس آرام آرام از هر حرکت و هر وضعیت بدن خود آگاه خواهید شد. همین طور که آگاهی شما زیاد می شود، خیلی از کارهایی که قبلا عادت داشتید انجام دهید به سادگی حذف خواهند شد و بدن شما آرامش بیشتری را تجربه خواهد کرد. آرامش عمیقی بر بدن تان حاکم خواهد شد و موسیقی درونی ظریفی در آن شروع به نواخته شدن می کند.

· تنها ده دقیقه آن چه از ذهن تان می گذرد را بر روی کاغذی یادداشت کنید پس از خواندن آن متوجه می شوید که چه ذهن دیوانه ای دارید! به علت عدم آگاهی، این دیوانگی در درون ما همیشه وجود دارد و هر چه را انجام م یدهیم تحت تأثیر قرار می دهد و حتی وقتی کاری نمی کنیم هم بر ما تأثیر می گذارد. یک راه خوب برای پایان دادن به دیوانگی ذهن مشاهدة‌ این دیوانگی است. و لازم نیست شما برای تحول، کاری انجام دهید صرف این مشاهده یعنی مشاهده چیزهایی که از ذهن تان می گذرد باعث می شود افکارتان هماهنگ شده و آرامش یابد.

· احساسات و هیجانات خود را نیز مشاهده کنید بدین ترتیب یک هماهنگی میان بدن،‌ ذهن و روان شما برقرار می شود که اگر این هماهنگی به دست آید مرحلة‌ آخر خود به خود به شما هدیه می شود و آن آگاهی یافتن انسان از آگاهی خویش است و این همان اشراق است همان سرور درونی که هدف سیر و سلوک عرفان یاست و آگاهی جاده ای است که به این مقصد می رسد. این زمانی است که شما که مشاهده گر هستید با موضوع مشاهده یعنی هر آن چه مشاهده می کنید یکی شده و به مقصد نهایی می رسید.
درباره مدیتیشن

هشیاری آن است که ذهن آگاه باشد، اما تمرکز نداشته باشد. هشیاری آگاه بودن از همه چیزهایی است که در حال روی دادن اند. شما به گونة عادی نمی توانید از همة‌ چیزهایی که در حال رخ دادن اند هشیار باشید زیرا بدین گونه نامتمرکز خواهید شد. بخش نفی شده، بخش ناخود آگاهتان تنها زمانی می تواند پویا و آفریننده باشد که شما به زندگی بعد تازه ای بیفرایید بعد سرخوشی و بعد بازی کردن را. منظور از سرخوش بودن این است که توانایی شاد کامی جستن لحظه به لحظه از همة‌ چیزهای رخ دهنده بر خود را داشته باشید. در شادکامی خود کنش است که ارزشمند است. چنان چه بتوانید هر کنشی را در خودش ارزشمند سازید، آن گاه سرخوش شده و می توانید آن را جشن بگیرید. سرخوشی در لحظه است در خود کنش نه در دلواپسی رسیدن به دستاوردهای آن، چیزی نیست که بخواهید به آن دست یابید. وقتی ارتباط با کل هستی دور از گزینش باشد و به هر چیزی اجازه پیش آمدن دهید این شادکامی مراقبه است.

آگاهی یافتن از ناخودآگاه یعنی آگاهی از این که ذهن شما آگاه نیستید و ذهن آگاه تنها بخشی از ذهن است . «من» هر دو بخش هستم و بخش بزرگتر نامشروط و بی قید و بند است.
مراقبه کوششی است برای پر یدن به ناخودآگاه. با حسابگری نمی توان پرش انجام داد زیرا هر محاسبه ای آگاهانه است و ذهن آگاه به شما اجازة‌ پرش نمی دهد. مسیر ناخودآگاه تاریک و ناشناخته است و به دیدة‌ فرد نابخردانه می نماید بنابراین اگر برای ورود به مراقبه اندیشه کنید راه به جایی نخواهید برد چرا که بخشی اندیشنده به شما اجازة‌ چنین کاری را نخواهد داد.
شما نمی توانید بدون اندیشیدن خیز بردارید و بپرید بنابراین به دستاویز نیاز دارید دستاویز تنها برای آموزش دادن به ذهن نیاز است وگرنه به کار نمی آید. پس از پرش خواهید گفت به دستاویز نیاز نبود. دستاویز چیزی ساختگی است. کلکی است برای آن که ذهن خردگرای شما آرام شود تا بتوان آن را به ناشناخته ها هل داد. روش نیرومند نه تنها ذهن بلکه تن و احساس شما ـ همة‌ هستی تان ـ‌ را در بر می گیرد. هیچ شیوه ای نمی تواند خواستگاه مراقبه باشد از این رو هر شیوه ای امکان پذیر است هر شیوه ای یک دستاویز است. همة شیوه ها دروغین اند. همة‌چیزی که مورد نیاز است این است که به کمک هر دستاویزی از ذهن خود به بیرون هل داده شوید.
باریک سازی تمرکز ذهن زمانی که به بیرون رو دارید، سودمند است اما به درون که رو داشته باشید زیان بار و کشنده است. در پیوند با دیگران کارآمد و در پیوند با خود انسان عامل خودکشی است. کسی داناست که بتواند هر دوی نیاز ها را برآورده کند.
ذهن را چون یک ابزار بکار برید نه چون غایت همة چیزها. همین که فرصتی دست داد از آن بیرون آیید. آن گاه دم را غنیمت شمرده و از آن، از خود هستی شادکامی بجویید.
رها کردن شرطی شدگی ها از راه مراقبة‌ پویا امکان پذیر است. چنین رهایی ای بی علت دست خواهد داد. مراقبه شرایطی را فراهم می کند تا به ناشناخته برسید. هر چیزی پیش آید کردة شما نیست چیزی خواهد بود که رخ می دهد.
از راه بندهای منفی از طریق مراقبه می توانید به سوی دیگر هل داده شوید. وقتی شما از گذشته خود بگسلید آن گاه در همان دم انفجاری رخ می دهد و درست همان دم به مرکز می روید و در هستی خود متمرکز می شوید آن گاه همة چیزهایی را که همواره از آن تان بوده اند و همة چیزهایی را که هم اینک در انتظارتان هستند خواهید شناخت.
هدف زندگی آگاه شدن است. شما از چیزی آگاهی دارید . در مراقبه هیچ موضوعی یافت نمی شود و تنها خود آگاهی برجا می ماند. در مدیتیشن در گام اول شما می بایست هم از موضوع نگرش تان آگاه باشید و هم در کنار این موضوع از کسی که می نگرد. در گام دوم مراقبه هم شناسنده و هم موضوع شناسایی را رها کرده، و تنها آگاه باشید این هدف ناب مدیتیشن است. برای آگاهی نیاز به موضوعات بیرونی دارید در غیر این صورت احساس خواب آلودگی می کنید. موضوعات زیاد باعث بی خوابی می شود. با موضوعات تازه شما آگاه تر می شوید چیزهای کهنه خسته کننده می شوند. وقتی چند زمانی با یک موضوع زندگی کردید هشیاری خود را بدان از دست می دهید. دل تان را می زند. تکرار یک مانترا خستگی و خواب ژرفی را بار می آورد. شما به ذهن نیاز دارید که حتی اگر چیزهای تازه ای هم یافت نشوند باز بتواند هشیار باشد. اگر آگاهی به چیزی وابسته باشد این چیز به ناگزیر باید تازه باشد. آگاهی بدون موضوع آزادی می آورد هر وقت دلتان خواست به خواب روید یا بیدار شوید. شما از جهان موضوعات آزاد می شوید.
اگر خواهان خشنودی، آرامش ذهن،‌ سکوت و خواب هستید خوب است که پیوسته با موضوعات یکنواخت به سربرید ولی این کار روحانی نیست . در پیوند با یوگا می بایست خردورزانه پیش روید اما تنها برای این که به پهنه‌ چیزهایی که با خرد جور در نمی آیند پرش کنید. نهایت ناگزیر است که نابخردانه باشد. سرچشمه می بایست از شما بزرگتر باشد. سرچشمه ای که شما و همه چیز همة گیتی از آن آمده است و بار دیگر بدان فرو می رود و در آن ناپدید می گردد می بایست بیش از خرد باشد.
یوگا می گوید خردگرایانه است که انسان چیزهای نابخردانه را به پندار در آورد. کسی که الوهیت را تجربه کرده در اثبات آن کوشش نخواهد کرد. کل را نمی توان با پاره هایش اثبات کرد اما می توانیم آن را حس کنیم. می توان به ژرفای درون رفت.
بگویید من خدا را باور دارم چون نمی توانم او را اثبات کنم. باور دارم چون امکان پذیر نیست. اگر بود نیاز به باور کردن نبود چرا که جای خود را به یک ایده عادی می داد. ایمان چیزی ذهنی نیست پرشی است به درون ناممکن. مدیتیشن روشی است برای آوردن شما تا سرحد خرد و نیز یک روش پریدن است .مراقبه در نهایت با شیوه های بی خردانه سروکار دارد.
تکنیک های مدیتیشن
هر چند تکنیک های مدیتیشن به شما توصیه می کند که اعمال خاصی را انجام دهید اما تمام این راهها برای آن است که شما را به بی عملی برساند، چرا که حتی در سکوت نشستن نیز نوعی انجام کار است و حتی تلاش برای انجام ندادن هیچ کاری نیز خود نوعی فعالیت است. لازم است از مرحلة‌ سعی کردن فراتر بروید لحظه ای باید فرا برسد که دیگر شما هیچ کاری دربارة‌ مدیتیشن انجام نمی دهید و تنها کاملا هوشیار هستید. هر کوششی در انسان نوعی تنش است و این مانع آرامش می شود بنابراین به تدریج تلاش کردن را رها کنید.
تکنیک های مدیتیشن آنقدر ساده هستند که شاید به نظر مسخره بیایند و ذهن تان به شما بگوید: «این شیوه های مسخره هیچ کمکی به تو نخواهد کرد». ذهن و نفس همیشه چیزهای پیچیده و چالش برانگیز را دوست دارند و وقتی بر این پیچیدگی فایق می شوند احساس غرور می کنند برای همین ذهن این تکنیک ها را نمی پذیرد و نفس شما از مدیتیشن خوشش نمی آید.
تکنیک های مدیتیشن بر دانشی عمیق استوارند بنابراین هرگز از تکنیک های من درآوردی استفاده نکنید و هرگز دو تکنین مختلف را با هم مخلوط نکنید چرا که هر یک در جهت خاصی عمل می کنند، هر چند هدف همة این تکنیک ها یکی است.
تکنیک های مدیتیشن را امتحان کرده و آنها را که متناسب با خودتان یافته اید، مورد استفاده قرار دهید.
خیلی جدی با تکنیک ها برخورد نکنید و خیلی ساده با آنها بازی کنید. یکی از شیوه های مدیتیشن را در نظر بگیرید و حداقل برای سه روز با آن بازی کنید در صورتی احساس آرامش کردید جدی تر آن را به کار برید و حداقل سه ماه آن را انجام دهید. اگر تکنیک مناسبی را دنبال نکنید حتی اگر تا ابد هم مدیتیشن را انجام دهید اتفاقی نمی افتد ولی اگر تکنیک شما مناسب باشد حتی سه دقیقه هم برای رسیدن به نتیجة مورد نظر کافیست.
همة استادان مدیتیشن معتقدند بالاخره روزی باید هر تکنیکی را کنار گذاشت. ماهیت ذهن چسبناک است و همیشه علاقه دارد چیز ی را نگاه دارد، شما نباید به هیچ تکنیکی وابسته شوید. وقتی شما به چیزی وابسته نیستید، دیگر لزومی ندارد به جایی بروید، وقتی همة‌ راه ها را رها کردید و تمام آرزوها ناپدید شدند دیگر جایی برای رفتن وجود ندارد و شما به آرامش حقیقی رسیده اید.
در ابتدای مدیتیشن لحظات‌ آرامش بسیار کوتاه است ولی به تدریج طولانی شده و سپس آرام آرام برای همیشه در شما جایگزین می شود. قبل از رسیدن به این حالت تکنیک ها را ترک نکنید. تجسم یک واقعیت است، یک ظرفیت و توانای است که در شما وجود دارد و آن عبارت است از وارد شدن عمیق به موضوعی به شکلی که آن موضوع به واقعیت تبدیل شود. ذهن از طریق تجسم حرکت کرده و بدن نیز از آن تبیعت می کند. تجسم در مدیتیشن به شما بسیار کمک می کند.
فضای مناسب مدیتیشن

موقع مدیتیشن گوشی تلفن را قطع کنید و سعی کنید در زمان و مکانی این کار را انجام دهید که مزاحمتی برایتان ایجاد نشود. شما از 24 ساعت شبانه روز 23 ساعت را وقت کارها، آر زوها و افکار خود می کنید و تنها یک ساعت را برای پرداختن به خود اختصاص دهید. در نهایت متوجه خواهید شد که همین یک ساعت زمان واقعی زندگی شما بوده است.
هر چند وقتی شخصی در مدیتیشن پیشرفت کند دیگر زمان و مکان برای او اهمیتی ندارد اما در ابتدا سعی کنید با رفتن به طبیعت و در کوهستان یا کنار رودخانه یعنی جایی که سرشار از زندگی است به مدیتیشن بپردازید. درختان در مدیتیشن دایمی قرار دارند منتهی از این نکته آگاهی ندارند. مکان های بکر و دست نخورده بسیار مناسبند اما اگر امکان دسترسی به این جاها را ندارید در اتاق یا گوشه ای از خانة‌ خود باقی بمانید. تنها لازم است حتی الامکان مکان ثابتی را انتخاب کنید. چون هر عملی در انسان نوعی خاص از امواج را تولید می کند. وقتی در یک محل به طور ثابت مدیتیشن کنید آن عمل امواج شما را جذب کرده و روزهای بعد امواج جذب شده در شما منعکس خواهند شد و بدین ترتیب در عمیق تر شدن مراقبه به شما کمک می کند.
مدیتیشن عبادت
بهتر است این مدیتیشن را هنگام شب و در محلی تاریک انجام دهید و بلافاصله پس از آن آمادة خوابیدن شوید. یا می توانید آن را هنگام صبح انجام دهید ولی به هر صورت باید پانزده دقیقه پس از آن استراحت کنید. این استراحت کاملا ضروری است زیرا در غیر این صورت پس از انجام مدیتیشن احساس خلسه نخواهید کرد. حل شدن و یکی شدن با انرژی هستی، عبادت است. این حل شدن باعث تغییر شما می گردد و هنگامی که شما تغییر می کنید کل جها ن نیز برای شما تغییر می کند. هر دو دست خود را به سوی آسمان دراز کنید، کف دستانتان رو به بالا باشد و سرتان را نیز رو به بالا نگاهدارید، احساس کنید که هستی از طریق دستانتان در وجود شما به جریان در می آید. به محض این که انرژی از دستان شما شروع به جریان یافتن می کند، احساس لرزشی خفیف خواهید کرد، درست مانند لرزش برگ های درختان وقتی که نسیمی ملایم می وزد. اجازه دهید این لرزش تمام وجود و بدنتان را فرا بگیرد و سپس با تمام وجود با انرژی سرشار شده اید، سجده کرده و زمین را ببوسید. به این ترتیب به سادگی وسیله ای خواهید شد که از طریق آن انرژی الهی و آسمانی با زمین مرتبط می گردد. این دو مرحله را باید هفتبار تکرار کنید تا به این ترتیب هر هفت چاکرای شما باز و فعال گردند. البته می توانید تعداد دفعات بیشتری نیز آن را تکرار کنید ولی اگر این مدیتیشن کمتر از هفت بار انجام شود،‌ نخواهید توانست خوب بخوابید. با همین عبادت به خواب روید. به این ترتیب شما به خواب می روید ولی انرژی کسب شده در وجود شما کار خودش را انجام می دهد. این انرژی تا صبح در بدن شما جاری شده و هنگام صبح که از خواب بلند می شوید، احساس تازگی و سلامت بیشتری خواهید کرد و برای طول مدت روز این حالت در وجودتان حفظ خواهد شد و پر از انرژی و سرحال باقی می مانید
مدیتیشن مرگ

قبل از خواب در سکوت و تاریکی چشم های خود را بسته و اجازه دهید بدن تان از همه رو وانهاده شود.شما مشغول تماشای مراسم دفن خویش هستید.بدن شما در کفن پیچیده شده و شما آنرا مشاهده می کنید. عده ای در کنار شما ایستاده و نشسته مشغول گریه و زاری هستند.قبر شما آماده است و تا چند لحظه دیگر در آن قرار می گیرید. حالا چند نفر شما را بلند کرده و در قبر قرار می دهند.تخته سنگی روی شما گذاشته می شود .شما شاهد مدفون شدن خود هستید.آرام آرام خاکها به روی شما ریخته می شوند و شما زیر خاک دفن می شوید. کم کم همه کسانی که در اطراف قبر شما هستند پراکنده می شوند و شما وگورستان خاموش تنها می مانید.تمام اینها را حس کنید .ببینید که همه چیز آرام شده است.این تجربه جدایی از دنیا را به یاد آورید چرا که مراقبه نوعی مردن است.
اکنون چشمان خود را بسته نگه داشته و از همه رو آرام گیرید. نیاز ندارید کاری انجام دهید .پیش از به دنیا آمدن تان چیز ها سر جای خود بودند و اکنون که مرده اید آنها باز هم بدون شما به کار خود ادامه می دهند.مقاومت نکنید.هر چیزی همانطور ادامه می یابد که قرار است ادامه یابد.بدون شما آسمان باز هم آبی است سبزه سبز است پرنده ها آواز می خوانند و... در شما هیچ مقاومتی نیست.شما تسلیم هستید.حالا درون شما اتفاقاتی در حال رخ دادن است.همه چیز هایی که مایه دردسر و ناراحتی شما را فراهم آورده اند اکنون به دیده شما طبیعی جلوه می کنند. اکنون شما با هیچ چیز سر جنگ ندارید و با چیز ها همان گونه که هستند احساس شادمانی می کنید.
شما از مرگ فرار نکردید بلکه در مرگ حل شده اید. هر چیزی را که سعی می کنید نجات دهید بی شک خواهد مرد و چیزی که قرار است جاویدان بماند بی هیچ تلاشی جاویدان خواهد ماند. شما وقتی آرام می شوید که نا آرامی را پذیرا شوید و وقتی متوجه مو هبت زندگی می شوید که مراقبه مرگ را انجام دهید.
اکنون سه نفس آرام بکشید .با هر نفسی احساس تازگی و شادابی خواهید کرد .شما زند هستید و نفس می کشید.آرام آرام چشمان خود را باز کرده و از این مراقبه بیرون بیایید.

 

 

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٢