نکات

موقع غذا در بدن سم می شود؟
غذا هر چقدر هم خوب باشد اگر با بازدم آن را بخورید برای بدن خوراک نخواهد شد. غذا را هنگام فرو بردن دم به دهان خود بگذارید و بخورید و زمانی که نفس خود را بیرون می دهید، اجازه دهید که در روند خوردن شکافی پدید آید. بدین گونه از غذای بسیار کم می توانید زندگی بیشتری به دست آورید.
به گل ها و ستاره ها نگاه نکن.
به گل ها و ستاره ها نگاه نکن بگذار آنها به تو نگاه کنند. تو با چشمانت تا به حال مشغول تماشای هر آن چه در دنیا بوده است، بوده ای و انرژی از طریق چشمان تو به بیرون فرستاده شده و بر روی هر آن چه دیده ای تابانده شده از این به بعد فرصت بده تا دنیا به تو نگاه کند تو انرژی گل ها و ستاره ها را بر خود جذب کن بگذار دنیا تو را ببیند. ابتدا شاید قدری گیج شوی و این کار غیرممکن به نظر برسد اما به خودت فرصت بده تا این مراقبه عملی شود.
آیا می خواهید عشق کسی را از سر خود بیرون کنید؟

یک واژه بی معنی مثلاَ «هو» را انتخاب کنید. این واژه نباید چیزی را به ذهن آورد. زیرا ذهن زمانی که چیزی را دریافت کند، خوراک پیدا می کند. وقتی واژه بی معنی باشد ذهن دچار تنش می شود. این واژه را آنقدر تکرار کنید که ذهن خسته شود. وقتی خسته شود خیلی آسان می تواند از هر موضوع چسبنده ایی حتی «عشق» دست بکشد. این واژه حتماً باید با بازدم تکرار شود باید این عشق ناخواسته از بدن شما بیرون انداخته شود. وقتی موقع نفس کشیدن تهی باشید هیچ خوراکی به ذهن نمی رسد. یک اشتباه ساده باعث می شود که شیفتگی شما نسبت به فرد مورد نظرتان بیشتر شود و آن این که «هو» را با دم خود فرو دهید. تکرار اسم کسی که مایلید عاشقش نباشید با بازدم بسیار موثر است.
بیرون ریختن حالات و احساسات مختلف.
هرگاه احساس کردید که ذهنتان آرام نیست و تشویش و نگرانی دارد؛ ابتدا عمیقاً عمل بازدم را انجام دهید ـ همیشه با بازدم شروع کنید ـ تا آنجا که می توانید عمیقاً عمل بازدم را انجام دهید و تمامی هوای موجود در ریه هایتان را بیرون بریزید. با بیرون ریختن این هوا،‌ حالات و احساسات شما نیز بیرون می ریزند زیرا همه چیز با تنفس شما ارتباط دارد. سپس هنگامی که شکم شما به علت بازدمی عمیق تو رفته است برای چند ثانیه صبر کنید و بعداز آن عمل دم را به طور عمیق انجام دهید. دوباره برای چند ثانیه صبر کنید. مدت زمان توقف میان دم و بازدم در این تکنیک باید مساوی باشد.
به همین ترتیب دم و بازدم خود را ادامه دهید و از تنفس خود یک ریتم بسازید. بلافاصله احساس خواهید کرد تمامی وجود شما تغییر کرده است، حالت قبلی شما دیگر ناپدید شده و حال جدیدی بر وجودتان حاکم شده است.
با خودت حرف بزن.
اگر کسی را ندار ی با خودت حرف بزن، این باور ساده لوحانه را کنار بگذار که اگر با خودت حرف بزنی دیگران فکر می کنند دیوانه ای! حرف زدن با خود کار عاقلانه ایست. چرا که عاقل می داند حرفهایی که باید زده شوند اگر ناگفته بمانند در جایی از ذهن به شکل یک انرژی منفی پنهان شده و به نحو نامناسبی ناگهان بروز می کنند.
رهایی از خصلت ها.
اگر می خواهی از خصلتی رها شوی هیچ راهی برای تغییر دادن تو وجود ندارد جز آن که از آن چه می خواهی تو تغییر کند آگاه شوی. از چه چیز در وجود خود ناراضی هستی و حس می کنی باید از تو دور شود؟ هیچ معجونی در دنیا برای تغییر رفتار وجود ندارد بلکه تنها راه این است که تو از آن چه در درونت می گذرد اطلاع پیدا کنی هر خصلتی که در توست و نمی خواهی باشد تنها با مشاهده می توانی از آن رها شوی.
وقتی بدی هایت را دیدی و از آنها آگاه شدی آن وقت آن ها کوچک می شوند و در چنگ ارادة‌ تو اسیر خواهند شد. فرار از بدی های که در توست و کتمان آنها باعث می شود آنها قدرتی بیش از حد پیدا کنند.
زیبایی تو در این است که زشتی خود را بپذیری در این صورت زشتی در تو محو می شود و امواج زیبایی آن چنان قدرتی در تو به وجود خواهد آورد که هر کس با دیدنت از این زیبایی آگاه خواهد شد. با چهرة خود راحت و آسوده برخورد کن.
جدا کردن افکار منفی.
چشمان خود را ببند. پاییز است تو درحال مشاهدة‌ خودت هستی که در باغی پر درخت زیر درختی نشسته ای. برگ های زیادی زیر پایت ریخته اند. نسیم ملایمی می وزد و برگ های سست را از درخت ها جدا می سازند. وقتش رسیده مثل این درخت افکار منفی که دربارة‌ خودت داری مثل برگ های همین درخت از خود جدا کنی. پاییز افکار منفی ات فرا رسیده و تومی خواهی با جدا کردن این افکار بار دیگر به وجودت فرصت دهی که با افکاری سبز و مثبت شاداب و باطراوت شود. تو جدای از افکارت هستی. با جریان این افکار شناور نباش فقط از آنها آگاه شو، تو جدای از این افکار هستی تو به وجود آورندة این افکار نیستی بلکه تنها شاهد آنها هستی. شاهد سبز شدن، زرد شدن و خالی شدن افکار در خودت باش و همة آنها را بپذیر «زندگی مانند نقشی که بر آب می کشی محو می شود.»
تو فراتر از ذهنت هستی و از آن مجزایی فقط از این موضوع آگاه شو.

هرگاه دیدیم که دچار یک نوع رفتار منفی و مخرب شده ایم، از خود یک سوال ساده بپرسیم :این فکر و عمل منفی چه فایده ای برای ما به همراه دارد؟
بعد به سادگی در خواهیم یافت که این منفی ها هیچ ارزشی به ما و زندگیمان اضافه نخواهد کرد.زندگی خیلی با ارزشتر و والاتر از آن است که لحظه های دلپذیر را با این رفتارهای بی فایده از بین ببریم.
بسیاری از کسانی که در زندگی به موفقیتهای برجسته ای رسیده اند از موهبتهای فوق العاده برخوردار نبودند، اما برجستگی شخصیت خود را در یگانگی هدف، عزم راسخ و تمرکز ارزشمند در زندگی یافته اند و آنگاه همه ی اراده و توانشان را جهت رسیدن به آن به کار گرفته اند.

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٢