بعضی ها تانترا را منشا یوگا می نامند هدف تانترا در لغت آن نهفته است. تانترا از دو کلمه تانوتی به معنی انقباض و ترایایی به معنی آزادی است. از اینرو تانترا راهی برای باز کردن فکر و آزاد کردن فکر و رها ساختن انرژی خفته درون ماست. منظور از آزاد کردن فکر چیست؟ بماند و بگذریم و به تاریخ این قضیه می پردازم. تا قرن 6 بعد از میلاد تحولات روحی زیادی در هند طی صدها سال شکل گرفته بود. دو مرد بزرگ در قرن ششم قبل از میلاد در هند متولد شدند: بودا و مهاویره، موسس فرقه جین. آنها ریاضت های شدیدی را تحمل نمودند و هر دوی آنها عدم خشونت را موعظه می کردند. سرانجام بودا آموزش های خویش را دسته بندی نمود که تحت عنوان چهار حقیقت اصیل معروف می باشند. دو سیستم از بودا بطور گسترده در سراسر جهان مشهور شدند: ویپاسانا، آناپاناساتی. که برای اناپاساتی بودا اصول هشتگانه شبیه یاما و نیاما از راجایوگا بود. محبوبیت بودا سبب شد که مراقبه به عنوان تمرین اصلی از تمرینات روحی در سراسر شبه قاره هند درآید. در حالیکه بر روی اصول اخلاقی اصرار وو پافشاری زیادی می گردید، تمرینات مقدماتی نادیده گرفته شد و اینگونه گردید که یوگیان آن زمان به فکر ارزیابی مجدد سیستم بودا پرداختند. هندی ها معتقدند که مراقبه بالاترین مسیر است اما آنها قبول ندارند که بدون انجام مقدمات به آن پرداخته شود. بلکه معتقدند در ابتدا انسان باید خود را آماده سازد. 500 سال پس از بودا و 100 سال قبل از مسیح در نالاندا در بیحار هند دانشگاهی بزرگ در خصوص آیین بودا تاسیس گردید خود را وقف سیستم هینایانا نمود. هینایانا به معنی مسیر باریک می باشد. و در حقیقت سیستم بودیسم ارتدکس است. با این حال گروه دیگری در میان بوداییان تشکیل گردید که با تفسیر ارتدکس از آموزه های بودا مخالف بودند. آنه معتقد بودن که بودا خود نیز با چنین تفسیری در زمان حیات خویش مخالف بوده است. بنابراین دانشگاه دیگری بنام ویکرام شیلا را دربیحار تاسیس نمودند. این دانشگاه مرکز آموزش آیین ماهایانا یعنی مسیر بزرگ شد. آنها آیین تانترا را وارد آیین ماهایانا نمودند و از آنجایی که بودا مستقیماً آنرا اعلام نکرده یود، بوداییان ارتدکس با آن مخالف بودند. بنابراین از ویکرام شیلا فرقه دیگری بنام ساجایانا به معنی راه خود انگیز منشعب گردید و فرقه دیگری بنام واجرایانا که امور جنسی بین زن و مرد را برای سالک جایز می دانست، پدید آمد. پس از حدود 500 سال محبوبیت و تاثیر بودیسم و همچنین فرقه های تانتریک آن رو به افول گذاشت. سپس در قرن های 4 ، 5 و 6 بعد از میلاد، بعد از دوره زوال بودیسم در هند تعدادی از یوگیان بزرگ به خالص سازی سیستم تانریک پرداختند. ماتسیندرانات و گوراکنات و تعدادی از یوگیان دیگر متوجه شدند که این علم مهم مورد اعتنای انسان های اندیشمند قرار گرفته و به غلط توسط عده ای آموزش داده می شود. مثلا وضعیت یوگا در آن زمان مانند ایران بوده و هرکسی ساز خودش را می زد یکی سیکلیک یوگا آموزش می دهد و یکی بقالی باز کرده همه چیز من جمله یوگا آموزش می دهد و چاکرا یک روزه پاک می کند و انرژی درمانی نیز می کند و علاوه بر آن بدون آنکه به دهیانا و سامادی رسیده باشد در مورد چند و چون آن صحبت می کنند. یکی نیز از راه تانترا برای خود دکانی باز کرده لاقل یک دوره کوتاه می گذارد تا روش رهایی از مرگ را آموزش دهد و زندگی بعد از مرگ را به او بیاموزاند خب من بیچاره هم باید بدلیل علاقه ای که به مسائل روحی دارم مجبورم سالها وقت بگذارم و آموزش های بی پایه و اساس را انجام دهم. خب در مغازه باید همه چیز موجود باشد تا مشتری حتما از ما چیزی بخرد اینطور نیست. سر کلاسشان هم که می روی یک بچه 25 ساله ای می آید که استاد تمام این علوم است این علومی که یادگیری شان نیاز به سالها وقت و زمان است. طوطی وار و با آب و تاب تمام اینها را وارد ذهن پر از تنش و خسته من می کند. من آمده ام چیزی یاد بگیرم که مرا در خودشناسی کمک کند ولی اطلاعاتی نادرست و تنش زا گرفته ام. این علوم محترم هستند و هر یک اصولی دارند ولی ارتباطی به یوگا ندارند. بگذریم نمی خوام بیشتر در اینمورد صحبت کنم به قول دای جان ناپلئون همه چیزمان به هم می آید. در کشور چه چیزی درست است که یوگا درست و اصولی باشد. این از اقتصادمان که به بادی وصل است. با سیاست و کاردانی نیز که مدتهاست خداحافظی کرد ه ایم. افرادی باهوش ساعی کشوری ثروتمند و غنی از معادن و جوانانی بیکار، هوایی آلوده، مردمانی فقیر، شرکتهای ورشکسته، دانشجویانی بی خاصیت و ... این واقعیت است. خب از اینها هم بگذریم درد زیاد است و زمان کم. صحبت از آموزش نادرست یوگا توسط عده ای بود که صرفا کارشان جمع کردن مرید و طرفدار برای خود بود نه خودشناسی و از هر چیزی استفاده می کردند من جمله یوگا. زمانی که ماتسیندرانات و سایرین این وضعیت را دیدند تصمیم گرفتند که تانترا و هاتا یوگا را از میان تمرینات برداشته و بقیه را رها کنند. آنها تشریفات مذهبی تانتریک را هم کنار گذاشتند. هر چیزی که برای حودشناسی غیر ضروی بود کنار گذاشتند. آنها به انتخاب تمرینات مفید و علمی و اصیل یوگا از سیستم تانترا اقدام کردند. امروزه تمریناتی که مشاهده می کنید در هر نام و شکلی به گونه ای از این تمرینات که ماتسیندارنات پایه گذاری کرد می باشد فرقی نمی کند اینگار باشد شیواناندا یا ساتیاناندا باشد. در حال حاضر سیستم آموزشی ساتیاناندا بیشتر به تمرینات اصیل تانترا تمرکز دارد. ساتیاناندا تمام عمر خود را صرف تنظیم تمریناتی از متون قدیمی یوگا نموده که بسیار مفید و سودمند است. و در دانشگاه بیحار دانشمندان و پزشکان روی توسعه و بسط این تمرینات کار می کنند. اساس تمرینات ساتیاناندا پاکسازی است. پاکسازی تن، ضمیر آگاه و نیمه آگاه و ناخودآگاه. در این مهم از تمریناتی مثل یوگانیدرا، انترامونا، تاتواشودهی، مانترا و غیره استفاده می شود. ساتیاناندا اعتقاد دارد که یوگی برای رسیدن به حقیقت باید ترکیبی از یوگاهای مختلف را انجام دهد. مثلا بکتی یوگا، گیانا یوگا، کارمایوگا و ... را انجام دهد. صرفا با انجام مراقبه و دهیانایوگا فقط جنبه روحی رشد می کند و صرفا با بکتی یک عاشق تمام عیار می شوید. باید حتما از ترکیبی از اینها استفاده نمایید. خلاصه بگم با روزی بیست دقیقه مراقبه و انجام چند حرکت به جایی نمی توانید برسید باید یوگا وارد زندگی شما شود آنهم از طریق کارما یوگا یعنی وابسته نبودن به نتایج اعمال یعنی تعیین نکردن هویت براساس اعمال. این نوع طرز فکر انرژی شما را برای برخورد با مسائل زندگی حفظ می نماید. جامعه و هستی پاداش کار شما را می دهد. کدام یک از شما به سر کار می روید و سر ماه حقوق نمی گیرید. شما درست است که حقوق می گیرید اما اگر برای آن حقوق فقط شما کار کنید انرژی تان تحلیل می رود و نتیجه آن خستگی و تنش ذهنی است. کاری که انجام می دهید باید با هدف بالاتری انجام شود. این نوع طرز فکر خود اساس نیست بلکه نتیجه تمرینات است که در شما ایجاد می شود شما نمی توانید بگویید که من از امروز برای نتیجه کار نمی کنم. ببینید یوگا معتقد است اعمال و رفتار و طرز فکر انسان به خودی خود اصالت ندارد یعنی اصل نیست بلکه اینها نتیجه عامل دیگری هستند یعنی عرض هستند و وجود آنها وابسته به چیز دیگری است. آن چیز تغییر می کند و در نتیجه اینها نیز تغییر می نماید. در مورد آن چیز فعلا صحبتی نمی کنم. پس با این وجود نباید چیزی را بخود تحمیل نماییم طرز فکری خاص بگیریم و یا اعمال خاصی را به خود تحمیل نماییم. ما با انجام منظم تمرینات و پاکسازی آن چیزی که منشا تمام افکار و اعمالمان است را به جنبش در می آوریم و در نتیجه بقیه چیزها خود بخود حل می شود بدون دوگانگی بدون دو شخصیتی شدن. دستگاهی را در نظر بگیریم که تنظیم نیست و قطعه معیوبی تولید می کند آیا یکنفر را بگذاریم که این قطعات معیوب را درست کند بهتر است یا به سر اصل مطلب رفته و خود دستگاه را درست کنیم؟ کدام بهتر است. اعمال و افکار مانند قطعه است که دستگاه بدنمان تولید می نماید. چرا خودم را بخاطر یک فکر نادرست و نابجا محکوم کنم؟ چرا با تمایلاتم که در درونم به جوشش در می آید باید به شکل و شمایل گناه نگاه کنم. این رایحه و بو از این تن است اگر پاک باشد بوی خوش می دهد و اگر ناپاک باشد بوی گند می دهد با حمام رفتن پاک می شوی و این ناپاکی در ذات تو نیست تو از عزل پاک بود ه ای. این ناپاکی مانند گردی است که به جداره چراغ گرد سوز درون تو نشسته و اجازه نمی دهد که نور زیبای توخانه درون تو را روشن نماید. راه روشن کردن خانه پاک کردن دوده از چراغ درون است. با نصحیت و موعظه و تمسک جستن به این و آن و جدا کردن روح از بدن و پرواز در عوالم خیالی به جایی نخواهید رسید. شما نیازی ندارید که برای پاکسازی تن خود به کسی یا مسلکی وابسته باشید. مگر برای حمام رفتن و دوش گرفتن چکار می کنید. از بچگی اینرا به ما یاد داده اند پاکسازی تن نیز اینگونه است با این تفاوت که از بچگی آن را به ما یاد نداده اند. باید یاد بگیریم و با نظم و ترتیب آنرا انجام دهیم. تمرین تکرار و تجربه و باز تمرین تکرار و تجربه این آن چیزی است که در یوگا باید رعایت کنی. این   
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢۸