جادوی بلاگردان

در این نوع جادو، که می توان آن را جادوی بلاگردان نامید، شخصی در مرکز یک دایره ی قرار دارد و شخص دیگری در محیط دایره به دور او می چرخد. بر اثر این چرخش، نوعی نیروی گریز از مرکز ایجاد می شود. این نیروی گریز از مرکز باعث می شود که درد و بلا و بیماری و مرض از شخصی که در مرکز دایره قرار دارد به شخصی که در محیط دایره به دور او می چرخد، انتقال می یابد.

به عنوان مثال، عوام معتقدند که " دور کسی نباید گشت. چون بلاگردان آن شخص می شود " (نیرنگستان، ص ۷۴).

در نمونه ی بالا، یک دایره ی جادویی دارد. یک نفر در مرکز این دایره قرار دارد و نفر دیگر، در محیط این دایره، به گرد او می گردد. بلای آن کس که در مرکز دایره قراردارد، بوسیله ی نیروی گریز از مرکز، به آن کس که در محیط دایره، به گرد او می چرخد، منتقل می شود. اصطلاح "بلاگردان"، به اندازه ی کافی، این مفهوم را می رساند. واژه ی "گردان" به عمل چرخیدن شخصی به دور شخص دیگر اشاره می کند و واژه ی "بلا" به چیزی که در این عمل چرخش، از مرکز به محیط دایره منتقل می شود، دلالت می نماید.

در بین مردم مصطلح است که وقتی کسی را زیاد دوست دارند، خطاب به او می گویند: “ دورت بگردم. درد و بلایت بخورد به جانم ”. این قربان و صدقه رفتن ها، نیز ریشه در آیین های جادویی عصر جادو دارد. شخصی که دور شخص دیگری می گردد، ناخود آگاه، می خواهد درد و بلای شخص مورد علاقه ی خود را از راه جادوی سرایتی، به خود منتقل کند. و این هدف در جمله ی دوم به خوبی مشخص است، یعنی در آن جا که می گوید: “درد و بلایت بخورد به جانم”.

/ 0 نظر / 7 بازدید