رسم صدقه دادن

این نوع خاص از جادوی سرایتی، یعنی جادوی بلاگردان، در رسم صدقه دادن نیز دیده می شود. صدقه، در شکل ظاهری خود، عبارت از دادن پول و یا خوراکی و یا لباس، به گدا می باشد. اما در پشت این ظاهر مقدس، یکی از آیین های جادویی عصر جادو، یعنی جادوی سرایتی، نهفته است. به نمونه ی زیر که از کتاب تهران قدیم، جلد چهارم، نوشته ی جعفر شهری، انتخاب شده است، توجه کنید :

“ پول صدقه را ... شب باید زیر متکا گذارده، صبح دور سر چرخانده، سپس به گدا بدهند... چه زیاد پول به گدا دهندگانی دیده شده اند که، جلوی خود گدا، پول را دور سر گردانده، سپس می دادند. ” ( کتاب تهران قدیم، جلد چهارم، ص ۲٨۵)

در این رسم خرافی، دو مرحله دیده می شود: در مرحله ی اول، شخص صدقه دهنده، سکه ی پول را دور سر خود می چرخاند. در این مرحله یک دایره مشاهده می شود. در مرکز این دایره، شخص صدقه دهنده و در محیط این دایره ی جادویی، سکه ی پول قرار دارد. درد و بلا و مرض و نحوست، بر اثر نیروی گریز از مرکز، از شخص صدقه دهنده به سکه ی پول منتقل می شود. در مرحله ی دوم، این سکه ی جادویی، که اکنون حامل و آکنده و مملو از درد و بلا و مرض و نحوست است، به گدا داده می شود تا از راه جادوی سرایتی از نوع ارتباط از راه نزدیک، درد و بلای شخص صدقه دهنده به شخص صدقه گیرنده انتقال یابد. این شعار که “صدقه، رفع درد و بلاست” به خوبی هدف اصلی از آیین جادویی ی صدقه دادن را فاش می کند. زیرا، همان طور که نشان دادیم، صدقه دهنده می خواهد، از راه جادوی سرایتی، درد و بلا را از خود دور کند . آقای جعفر شهری در کتاب تهران قدیم، جلد چهارم، در صفحه ی ۲٨۵، بدون آن که از مکانیسم جادوی سرایتی آگاه باشد، به موضوع انتقال درد و بلا، در هنگام صدقه دادن، اشاره کرده است :

“ با پول دادن به گدا، قضا و بلا، از تن و جان خود و خانواده شان دور می شد... به این طریق بود که درد و بلای صدقه دهنده را، از بیمار یا تندرست، از جانش برداشته و به جان گدا می انداختن د .” ( کتاب تهران قدیم، جلد چهارم، ص ۲٨۵)

در رسم صدقه دادن، دو نوع مکانیسم جادویی دیده می شود: یکی نیروی گریز از مرکز و دیگری سرایت از راه تماس مستقیم. هردوی این مکانیسم های جادویی، از مشاهده ی رابطه علت و معلولی بین پدیده های طبیعی، ریشه گرقته است. به عبارت دیگر، هم سرایت خواص از راه تماس مستقیم و هم ایجاد نیروی گریز از مرکز بر اثر چرخیدن یک جسم به دور یک جسم دیگر، در جهان مادی و در قلمروی طبیعت وجود دارد. از این نظر، جادوی بلاگردان، برادر دوقلوی علم است و مانند علم، بر مشاهده ی پدیده های طبیعی استوار است، اما درجادوی بلاگردان، برخلاب اصول علکی، مکانیسم های نیروی گریز از مرکز و سرایت خواص بر اثر تماس را ، به موضوعاتی تعمیم داده است که خارج از محدوده ی علم استقرایی می باشد.

/ 0 نظر / 23 بازدید