موتور قدرتمند ، ساختمان را می لرزاند... اما این اختراع لرزه شدیدتری بر دانسته های بشر در مورد انرژی افکند . بیست و سه نفر ، در اتاق کوچکی که موتور مورد بحث در آن قرار داشت ، جمع شده بودند . بیشتر آنان مهندس بودند و بقیه نیز از متخصصین یا صاحبان بانک ها بودند . و البته همه ی آنها برای اینکار سرمایه کذاری کرده بودند و در عین حال نسبت به این جریان بدبین و شکاک بودند و سالها انتظار کشیده بودند تا « جان کیلی » ادعای خودش را به اثبات برساند . آنها بارها و بارها برای پیشرفت تحقیقات ناتمام و بی فایده این دانشمند پول صرف کرده بودند و حالا این موتور در برابرشان قرار داشت . او امروز قول داده بود تا به این انتظار پایان بدهد و موتور اسرارآمیزش را به آنها نشان بدهد . آنها بزودی در می یافتند که آیا « جان کیلی » یک نابغه است و یا یک آدم کلاهبردار و حقه باز !
« جان کیلی » به هیچوجه به چهره های نگران و بهت زده حاضران نگاه نمی کرد . انگار که حضور آنها را نادیده گرفته بود و به صدای گوشخراشی که چهارچوب کوچک پنجره را به لرزه در آورده بود نیز توجهی نداشت . از موتور فولادین سنگین که روی یک پایه سنگی بزرگ قرار گرفته بود ، صدای ناهنجاری به گوش می رسید . این صدا ، وزوزی بود که به ناله تبدیل شد و سپس این ناله به غوغای عظیمی مبدل گشت . قاب پنجره ها از شدت ارتعاش به رقص در آمده بودند ؛ انگار که می خواستند از این سرو صدای زیاد فرار کنند . « کیلی » بر این باور بود که در آن شرایط صاحب اختیار و همه کاره خود اوست . و خودش را بیشتر از دیگران صاحب این موتور می دانست . این سرمایه گذاران خشمگین خواستار مدرکی بودند که به آنها ثابت کند که پولشان هدر نرفته و در جهت یک طرح علمی مصرف شده است . « جان کیلی » به آرامی دکمه ای را فشار داد و متعاقب آن غرش شدیدی استخوانهای را به لرزه در آورد و دود آبی رنگی را به اطراف پراکنده ساخت . زمانیکه دودها از میان رفت ، اعضای این گروه ، گلوله ای را به قطر یک اینچ مشاهده کردند که با نیرویی باورنکردنی از دستگاه خارج شده بود . و بقدری شتاب داشته که از میان دو تخته از جنس چوب بلوط عبور کرده و در یک کیسه شن که در کنار دیوار قرار داشت ، فرو رفته بود . حاضرین سخت تحت تاثیر قرار گرفتند و قانع شدند ، اما چه وقت می توانستند از این قدرت عظیم برای انجام کاری که آنان را به سود کلانی برساند ، استفاده کنند . اما کار به همینجا ختم نشد ؛ این گردهمایی که در نوامبر سال 1879 و با حضور سرمایه داران برگزار شده بود ماجرایی را به دنبال داشت . آنان دستگاه مورد نظر را دیدند ، اما این برایشان کافی نبود و اصرار داشتند تا هرچه زودتر از این اختراع بهره برداری کنند . سرمایه داران ، بارها و بارها آمدند و رفتند و « کیلی » را مورد انتقاد و افترا قرار دادند ، ولی این دانشمند در سالهایی که دچار دودلی و تردید شده بود ، هیچگاه صبر وشکیبایی خود را از دست نداد و بدین ترتیب توانست بجای کسانی که به او پول دادند ولی در نیمه ی راه رهایش کردند ، افراد تازه ای را بیابد که از نظر مالی او را حمایت کنند . « جان کیلی » بعنوان یک مخترع نابغه ، سابقه عجیبی داشت . او در سال 1827 در « فیلادلفیا » متولد شد و در نوجوانی بعنوان یک نجار ـ نوازنده ویلن ـ و یک شعبده باز که در تردستی با ورق مهارت داشت ، به کار پرداخت . و بالاخره بعنوان یک تله گذار به کوههای « راکی » رفت ، ولی در اثر تیر یک سرخپوست به شدت زخمی شد و ناچار برای مداوای جراحتش به « فیلادلفیا » بازگشت . در آن زمان نیاز شدیدی به انرژی های قابل کنترل احساس می شد . نیروی آب قادر نبود تا انرژی مورد نیاز صنایع را تأمین کند و انرژی حاصله از دیگ بخار نیز جوابگوی این نیاز نبود . بنابراین یک منبع جدید و ارزان قیمت برای تامین انرژی لازم بود تا چرخهای آسیاب ها و کارخانه ها را به گردش در آورد . « جان کیلی » در سال 1871 با اعلام این مطلب که قادر است از یک منبع تازه انرژی بهره برداری کند ، توجه عموم را به خود جلب نمود . و افزود که با استفاده از این دستگاه می تواند نیروی « اتری » را که ساختار اتمی ماده را کنترل می کند ، تجزیه نماید . عده ای از دانشمندان با وی به مخالفت برخاستند و جمعی نیز سخنان او را بی اساس دانستند و روی همرفته همه نسبت به گفته های او شک و تردید داشتند . « کیلی » ادعا می کرد که دستگاه او براساس « ارتعاشات هماهنگ » عمل می کند . اما مخالفانش بی درنگ در مقام پاسخگویی بر آمدند و گفتند که ، نیروی محرکه این دستگاه از هوای گرم تامین می شود . این نیرو هرچه که بود برای خم کردن ریل های فولادین و گسستن طنابهای بسیار ضخیم کافی بود . نیروی برتر از سایر نیروهای شناخته شده آن زمان . در دسامبر سال 1882 سرمایه گذاران بدبین برای مشاهده ی این دستگاه عجیب تمایل نشان دادند . « کیلی » نیز موافقت کرد تا راز دستگاه اسرارآمیز خود را برای هر دانشمندی که آنان معرفی کند ، فاش سازد . و آنها نیز دانشمندی بنام « ادوارد بیکل » را انتخاب کردند . وی پس از بازدید از دستگاه و مشاهده ی طرز کار آن متقاعد شد و به سرمایه گذاران بداقبال گزارش داد که همه ی چیزهایی را که دیده درک نکرده اما همینقدر دریافته است که « جان کیلی » آنچه را که ادعا می کند ، کشف کرده است . در سال 1888 « جان کیلی » بد شانسی آورد . و سرمایه گذاران به اتهام نادیده گرفتن حکم دادگاه مبنی بر فاش کردن رازش ، او را به زندان فرستادند . و یک بیوه زن ثروتمند پذیرفت تا مخارج او را تا پایان عمرش یعنی به مدت ده سال تامین کند . سرمایه داران کارگاه او را مورد حمله قرار دادند و یک گوی فولادین بزرگ را که از هوای فشرده انباشته بود ، پیدا کردند . چیز تازه ای در مورد آن وجود نداشت . زیرا « کیلی » قبلأ این گوی را به معرض تماشا ی آنان گذاشته بود که لوله های آن برای استفاده در فشاری که هنگام نمایش موتور تولید می شد ، کافی نبود . راز دستگاه اسرارآمیز « کیلی » پس از مرگش ، برای همیشه به همراه وی به گور سپرده شد . و دانشمندان هیچگاه نتوانستند به طرز کار این دستگاه عجیب پی ببرند . شاهدان تنها بر سر یک موضوع متفق القول بودند و آن اینکه این موتور صدایی شبیه به وزوز از خود خارج می ساخت . و این سوال باقی ماند که آیا صدایی که آنها شنیدند ، زمزمه تولد یک کشف بزرگ بود و یا آوای متقاعدکننده یک فریب !

/ 0 نظر / 14 بازدید