رسم اسپند دود کردن

به غیر از رسم صدقه دادن، یکی دیگر از راه های دور کردن درد و بلا و نحوست، آیین اسپند دود کردن است. مردم، چند دانه اسپند را، دور سر شخص مورد نظر می چرخانند و سپس این دانه های اسپند را در آتش می سوزانند. به نمونه ی زیر که از کتاب نیرنگستان صادق هدایت گرفته شده است، توجه کنید:

" بچه ی کوچک را وفتی نشان می دهند، هرکدام از حضاریک تکه از نخ لباس شان می دهند تا آن را با اسپند دود بکنند که بچه نظر نخورد. برای رفع بیماری و چشم زخم، اسفند دود می کنند... یک تکه پارچه، یا یک تاراز بند تنبان، و یا خاک ته کفش کسی که نسبت به او برگمانند، گرفته، با قدری اسپند دور سر بچه ی ناخوش می گردانند و می گویند... شنبه زا، یک شنبه زا، دوشنبه زا، سه شنبه زا، چهار شنبه زا، پنج شنبه زا، جمعه زا، زیر زمین، روی زمین، سیاه چشم، ارزق چشم، زاغ چشم، میش چشم، هر که دیده، هر که ندیده، همسایه ی دست چپ، همسایه ی دست راست، پیش رو، پشت سر، بترکد چشم حسود و حسد. " (نیرنگستان، ص ٣٣- ٣۲).

در این جا، دونوع جادوی سرایتی دیده می شود. یکی، جادوی سرایتی از راه دور و دیگری، جادوی سرایتی از نوع نیروی گریز از مرکز. در نوع اول، یعنی در جادوی سرایتی از راه دور، این اعتقاد به چشم می خورد که دو چیز که زمانی با یکدیگر تماس داشته اند، همیشه با یک دیگر در تماس خواهند بود. این دو چیزکه اکنون از هم دورند، از طریق نوعی سمپاتی مخفی، بر یک دیگر اثر می گذارند. به عبارت دیگر، فضای بین این دو شخص و یا این دوچیز، از نوعی ماده ی اثیری نامریی پر شده است و امواج ارتباطی بین این دو، از طریق این ماده ی اثیری، منتقل می شود. به عنوان مثال، بین یک تکه از نخ لباس و صاحب لباس، یک نوع ارتباط و سمپاتی مخفی دارد. بین یک تار از بند تنبان و صاحب تنبان، یک نوع ارتباط و سمپاتی مخفی دارد. بین یک نکه خاک ته کفش و صاحب کفش، یک نوع ارتباط سمپاتی مخفی دارد. این ارتباط و سمپاتی به نحوی است که اگر کسی به یک تکه از نخ لباس و یا یک تار از بند تنبان و یا یک تکه خاک ته کفش کسی دسترسی پیدا کند می تواند اراده ی خود را ، از راه دور، بر صاحب نخ لباس و یا صاحب بند تنبان و یا صاحب خاک ته کفش، اعمال نماید و هربلایی که بر سر این تکه از نخ لباس و یا این تار از بند تنبان و یا این تکه خاک ته کفش بیاورد، همان بلا برسر صاحب نخ لباس و یا صاحب بند تنبان و یا صاحب خاک ته کفش، خواهد آمد.

در رسم اسپند دود کردن، علاوه بر جادوی سرایتی از راه دور، جادوی سرایتی از نوع نیروی گریز از مرکز نیز دیده می شود. این جادو در مرحله چرخاندن دانه های اسپند به دور سر بچه ی کوچک دیده می شود. در این مرحله، با چرخاندن دانه های اسپند به دور سر بچه ی کوچک، نوعی نیروی گریز از مرکز ایجاد می شود که بوسیله ی آن، بیماری از بچه به دانه های اسپند منتقل می شود. دانه های اسپند را که اکنون آکنده و مملو از درد و مرض و بیماری است در آتش می ادازند و آن ها را می سوزانند تا به این وسیله، درد و مرض و بیماری سوخته و خاکستر شود.

آز آن جا که، نخ های لباس و تارهای بند تنبان و خاک های ته کفش، نیز همراه با دانه های اسپند به دور سر بچه می گردند، درد و بلای بچه به این ها نیز منتقل می شود. این نخ های لباس و تارهای بند تنبان و خاک های ته کفش، که اکنون آکنده و مملو از درد و مرض و بیماری است، از طریق نوعی سمپاتی مخفی، بر صاحب لباس و یا صاحب تنبان و یا صاحب کفش اثر می گذارند و با عث می شود که او که بچه را چشم زده است، مبتلا به بیماری و درد و مرض شود. به عبارت دیگر، فضای بین نخ لباس و صاحب نخ لباس، فضای بین تار بند تنبان و صاحب تار بند تنبان، و فضای بین خاک ته کفش و صاحب خاک ته کفش ، از نوعی ماده ی اثیری نامریی پر شده است و امواج ارتباطی بین این دو، از طریق این ماده ی اثیری، منتقل می شود. اگرنخ لباس کسی را در آتش بیاندازند و بسوزانند، می توانند بر جان صاحب نخ لباس نیز آتش بزنند و او را بسوزانند. اگر تار بند تنبان کسی را در آتش بیاندازند و بسوزانند، می توانند بر جان صاحب بند تبان نیز آتش بزنند و او را بسوزانند. اگرخاک ته کفش کسی را در آتش بیاندازند و بسوزانند، می توانند بر جان صاحب کفش نیز آتش بزنند و او را بسوزانند.

همان طور که در رسم اسپند دود کردن مشاهده می شود، جادو نیز مانند علم، بر “مشاهده” استوار است۰ در جادو نیز مانند علم، آدمی تلاش می کند با کشف رابطه ی علت و معلولی بین پدیده های طبیعی و بدون کمک گرفتن از نیروهای آسمانی به مقصود خود که در این مورد دور کردن درد و بلا از خویشتن است برسد. اما، تفاوت بین جادو و علم در این است که رابطه ی علت و معلولی، در جادو به طور نادرست و از راه قیاس به دست آمده است. در حالی که همین رابطه ی علت و معلولی، در علم به طور درست و از راه استقرا به دست آمده است .

/ 0 نظر / 31 بازدید