یک هیپنوتیزور که قصد هیپنوتیزم کردن فرد یا افرادی را دارد باید چه ویژگی هایی داشته باشد ؟
1) هیپنوتیزور باید به اصول و مکانیزم هیپنوتیزم و تا حدودی روانشناسی تسلط و تجربه کافی داشته باشد .
2) هیپنوتیزور باید به خودش تسلط کامل و اعتماد به نفس داشته باشد.
3) هیپنوتیزور باید انرژی درونی و مانیه تیزمی قوی جهت هیپنوتیزم دیگران داشته باشد .
برای اینکه بفهمیم چرا و چگونه تلقینات در حالت هیپنوتیزم بر روان فرد کاملا اثر می گذارند، لازم است ابتدا سیستم روانی انسان را بشناسیم.
سیستم روانی انسان بر دو بخش است :
الف) ضمیر خود آگاه ( شعور ظاهر )
ب) ضمیر ناخودآگاه ( شعور باطن )
ضمیر خودآگاه : مسئول کنترل حواس بوده و ما را در زمانیکه هوشیار و بیدار هستیم هدایت می کند و به عبارتی اعمال جسمی و فکری ارادی ما را کنترل می نماید .
ضمیر ناخودآگاه : کنترل کننده اعمال جسمی غیر ارادی مثل : ضربان قلب، گردش خون و تنفس و همچنین عادات رفتار و افکار غیر ارادی ما می باشد. به عنوان نمونه : شما نمی توانید با اراده ضربان قلبتان را کم یا زیاد کنید بلکه ضربان قلب به صورت غیر ارادی در خواب و بیداری فعال است، یا اینکه شما قادر نیستید از ورود بعضی افکار مزاحم در ذهنتان جلوگیری کنید ، یا عادات خود را ترک نمایید. نظیر افراد زیادی که اراده می کنند اعتیاد به سیگار را ترک نمایند ولی هرگز موفق نمی شوند. در نتیجه : ضمیر ناخودآگاه کنترل کننده اصلی یک انسان است و %90 از رفتار های او را در تسلط دارد. به عبارتی : شعور باطن چهره بی نقاب یا من اصلی هر انسانی است. عملکرد ضمیر ناخودآگاه مثل یک کامپیوتر است یعنی زبان برنامه نویسی دارد و زبان برنامه نویسی ناخودآگاه بشر : تلقین و تصور است . به عنوان مثال: چنانچه فردی که از تاریکی یا بلندی می ترسد هیپنوتیزم شود و در حالت هیپنوتیزم به وی القاء گردد که از این به بعد او از تاریکی یا بلندی نمی ترسد، ترس وی از بین می رود .
اشخاصی که همواره در زندگی شان موفق هستند بر شعور باطن خویش برنامه نویسی مثبت کرده اند نظیر : قهرمانان ورزشی یا نام آوران عرصه علم و فرهنگ. همچنین افرادی که در زندگی ناتوان و بدبخت می باشند قبلا روی ناخودآگاهشان برنامه نویسی منفی کرده اند. مثل افراد خلافکار و بزهکار. شاید این سوال مطرح شود که اینان که هیپنوتیزم نشده اند پس چگونه بر شعور باطن خود برنامه نویسی مثبت یا منفی کرده اند ؟ در جواب باید گفت : وقتی انسان فکر یا تصوری را برای مدت زمان طولانی همواره در خواب و بیداری در ذهن خود نگهداشته و پرورش دهد، عاقبت آن تصور به ضمیر ناخودآگاه او نفوذ کرده و به حقیقت می پیوندد. مثلی در روانشناسی است که می گوید : شما آن چیزی هستید که فکر می کنید. پس اگر انسانی مدت زمان طولانی تصور مثبت یا منفی را در ذهن خویش پرورش دهد، تصور مذکور بالاخره به قسمت ناخودآگاه او راه می یابد و اثر می کند. ولی بزرگترین مزیت هیپنوتیزم در این است که : از طریق چند جلسه هیپنوتیزم طی چند روز یا حداکثر چند هفته می توان تصور دلخواهی را بر شعور باطن فردی برنامه نویسی کرد .
امروزه ثابت شده عملکرد شعور باطن مانند بزرگترین کامپیوتر دنیا ( که تا به حال بشر قادر به ساخت چنین کامپیوتری نبوده )
می باشد. محاسبه کرده اند اگر بخواهند چنین کامپیوتری بسازند حجمی به وسعت یکی از ایالتهای آمریکا لازم است ولی متاسفانه اغلب ما انسانها نحوه استفاده از این بزرگترین کامپیوتر دنیا را که خداوند متعال درون حجمی کوچک قرار داده است، نمی دانیم. مثلا : انیشتین از درصد کمی از تواناییهای ضمیر ناخودآگاه خود استفاده کرده بود تا توانست اتم و فرضیه نسبیت را کشف نماید.  پس ضمیر ناخودآگاه همان نیروی عظیم الهی است که پروردگار بزرگ در تمام انسانها به ودیعه گذاشته و یکی از راههای فعال کردن و تاثیر مثبت گذاشتن بر آن هیپنوتیزم است . بنابراین هیپنوتیزم می تواند بیماریهایی نظیر : اضطراب، وسواس، افسردگی، بیخوابی، اعتیاد و به طور کلی تمام بیماریهای جسمی که منشاء فکری دارند را معالجه کند. همچنین جهت انجام بی حسی در جراحیها، دندانپزشکی، و حتی زایمان بی درد از آن استفاده های وسیعی می شود . روانپزشکان و روانکاوان نیز می توانند از طریق هیپنوتیزم بیماران خود را خیلی سریعتر و بهتر مداوا کنند. کاربرد دیگر هیپنوتیزم در تقویت و فعال نمودن قدرتهای متافیزیکی یا فوق روانی نظیر : تله پاتی ، تاثیر از فاصله آئینه بینی، پیسکومتری، پیشگویی و غیره می باشد که انشاء الله در مقالات آینده نیز مورد بررسی قرار خواهند گرفت .

/ 0 نظر / 16 بازدید