مقدمه


در طول حیات هر انسانی موقعیتهایی وجود دارد که نقطه عطفی در زندگی او به شمار می آیند و چه زیباست که این نقطه عطف به سمت آگاهی و کمال باشد. قدم گذاردن در وادی ناشناخته و رسیدن به دانش و آگاهی شاید یکی از بزرگترین نقاط عطف در زندگی من بوده باشد. من هم مثل بسیاری از افراد، شناختم از جن تنها در گفته ها و شنیده هایی خلاصه می شد که بیشتر به افسانه و قصه نزدیک بودند تا واقعیت، ولی امروزه پس از ماهها تحقیق و مطالعه به این باور رسیده ام که جن یک افسانه و خرافه نیست، ?جن یک واقعیت مسلم است?.

موجودات ماوراء‌الطبیعه

شاید به جرات بتوان بحث در وادی موجودات ماوراءالطبیعه را به قدمت تاریخ بشری دانست، چه در میان عوام و چه در میان روشنفکران، دانش پژوهان ومحققین هر عصر. از این رو بعد از گذشت قرنها این بحث هنوز هم به همان تازگی دنبال شده و چنانچه وقتی نوشته ای، گفتگویی، داستانی و یا حتی فیلمی درمورد آن تهیه می شود از استقبال عموم برخوردار می گردد، چرا که بشر همیشه تشنه برداشتن حجاب از مستورهای پیرامون خویش است، تا بتواند حس غریزی کنجکاوی خود را نسبت به این موجودات، به طریقی تسکین بخشد. شاید یک وجه اشتراک را بتوان در میان عوام و روشنفکران و دانشمندان یافت و آن شک و تردید نسبت به واقعیت وجودی آنان است؛ چرا که حتی سیر تکاملی علم در قاره اروپا و امریکا هم نتوانسته آن را از محالات بداند و علی رغم همه پیشرفتهای علوم بشری هیچ راه حل علمی برای پی بردن به چگونگی این موجودات عنوان نشده و همه چیز مانند ازل در شک و تردید است. اما در جهان بینی اسلامی همه چیز زیبا و بجا آفریده شده است،حتی موجود ماوراءالطبیعه‌ای با نام ?جن?، موجودی که حتی برخی از مسلمانان، روشنفکران و دانش پژوهان در زمینه دینی یا به دیده شک و تردید در آن نگریسته، و یا سکوت کرده اند.

جن یک واقعیت است یا افسانه

در میان انسانها بر سر خلقت نظام عالم دو دیدگاه کلی وجود دارد، عده ای که همه چیز را ناشی از خلقت ذات الهی می دانند و گروهی دیگر که سرمنشا خلقت نظام عالم را در طبیعت جستجو می کنند. اگرچه میان آنان اختلاف نظرها بسیار عمیق و اساسی است، ولی هیچ یک از این دو گروه نتوانسته اند وجود موجودات ماوراؤالطبیعه را انکار کنند. آنهایی که خداباورند و به روح و معاد معتقدند (غیر از مسلمانان) از آنها به عنوان ارواح خبیثه و یا ارواح شریر و یا شیطان یاد می کنند، برخی هم آنها را موجودات فضایی قلمداد می کنند، مادیون هم که اعتقادی به ذات الهی و قدرت پروردگار ندارند، این موجودات را همان انسانهای اولیه ای می دانند که در سیر تکامل بین انسان و میمون حیران مانده و به شکل و شمایل غریب درآمده اند و یا حتی برخی از آنان معتقدند که اینان انسانهای وحشی و بدوی در اعماق جنگل هستند و گاهی خود را نمایان ساخته و موجب اذیت و آزار انسانهای متمدن می شوند. و اما مسلمانان : بنا به نص صریح قرآن، موجودات عالم به سه گروه گروه تقسیم می شوند: ۱ـ جمادات ۲ـ نباتات ۳ـ حیوانات؛ که یا دارای عقلند مانند انسان، فرشتگان و جنیان و یا فاقد عقل و شعورند مانند حیوانات و باز بنا به آیات نورانی قرآن کریم، باید بدانیم که بدون هیچ شک و تردیدی موجودی با نام ?جن? در جهان آفرینش وجود دارد که از نظر تکلیف و شایستگی مورد خطاب پروردگار قرارگرفته و مشابه انسان می باشد، چرا که، ۱ـ سی و چهار بار نام جن در قرآن کریم آورده شده است. ۲ـ هفتاد و دومین سوره قرآن با نام این موجود مزین گردیده است. ۳ـ احادیث و روایات فراوانی از پیامبر اکرم (ص)، حضرت علی (ع)، امامان و بزرگان علوم دینی در این خصوص، موجود بوده و در دسترس قرار دارد. ۴ـ به وسیله بسیاری از انسانها رویت شده اند. به آیاتی از قرآن کریم که وجود جن را مبرهن می داند اشاره می کنیم:
سپاهیان سلیمان از جن و آدمی و پرنده گرد آمده و به صف می رفتند. (سروه نمل، آیه
۱۷)
برای خدا شریکانی از جن قرار دادند و حال آن که جن را خدا آفریده است. (سوره انعام، آیه
۱۷)
بگو اگر جن و انس گرد آیند تا همانند این قرآن را بیاورند، نمی توانند، هر چند که یکدیگر را یاری دهند. (سوره اسرا، آیه
۸۸)
سخن پروردگارت بر تو مقرر شد که جهنم را ازجن و انس انباشته می کنیم. (سوره هود، آیه
۱۱۹)
ای گروه جنیان و آدمیان، اگر می توانید که از قطر آسمان و زمین بگذرید، بیرون روید ولی بیرون نتوانیدرفت مگر با قدرتی. (سوره الرحمن، آیه
۳۳)
مرحوم شیخ مفید در کتاب ?ارشاد? آورده است: ?در آثاری از ابن عباس نقل شده: زمانی که پیامبر اسلام (ص) به قصد جنگ با قبیله بنی مصطلق از مدینه خارج شد، هنگام شب به دره وحشتناک و صعب العبوری رسید. اواخر شب جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و خبر داد که طایفه ای از جن در وسط دره جمع شده و قصد مکر و شر و آزار و اذیت شما و اصحابتان را دارند?. (ارشاد ص
۳۹۹)
از حضرت امام صادق (ع) روایت شده : روزی حضرت رسول (ص) نشسته بود، مردی به خدمتشان رسید که بلندی قامتش مثل درخت خرما بود. سلام کرد، حضرت جواب داد و سپس فرمود: ?خودش و کلامش شبیه جن است?. سپس به او فرمود: کیستی؟ عرض کرد: من هام، پسر هیم، فرزند لاتیس، پسر ابلیس هستم (بحارالانوار ص
۸۳)
بانو حکیمه دختر امام کاظم (ع) گوید: ?برادرم امام رضا (ع) را دیدم که جلو در اتاقی با کسی صحبت می کرد در حالی که تنها بود، عرض کردم: با چه کسی سخن می گویید؟ فرمودند: فردی از جن آمده تا مسائلی بپرسد و از چیزهایی شکایت کند? (اصول کافی ص
۳۹۵)
علامه طباطبایی (ره) می فرمودند: ?روزی آقای بحرینی که یکی از افراد معروف ومشهور در احضار جن و از متبحرین در علم ابجد و حساب مربعات بود در مجلس ما حضور یافت،چادری آوردند، دو طرفش را به دست من داد و دوطرف دیگر را به دستهای خود گرفت. این چادر به فاصله دو وجب از زمین فاصله داشت. در این حال جنیان را حاضر کرد، صدای غلغله و همهمه شدیدی از زیر چادر برخاست. چادر به شدت تکان می خورد چنان که نزدیک بود از دست ما خارج شود. من محکم نگه داشته بودم، آدمکهایی به قامت دو وجب در زیرچادر بودند و بسیار ازدحام کرده و تکان می خوردند و رفت و آمد داشتند، من با کمال فراست متوجه بودم این صحنه، چشم بندی و صحنه سازی نبوده و صد درصد وقوع امر خارجی بوده است? (رجایی، تهرانی جن و شیطان ص
۴۷)
اینها شمه ای بود از آیات قرآن کریم و احادیث و روایات که هر گونه شک و شبهه ای را در وجود واقعیت جن به یقین تبدیل می سازد.

جن چگونه موجودی است؟

به واقع جن چگونه موجودی است و آیا می توان توسط علوم پیشرفته امروزی آن را اثبات کرد؟جن در لغت به معنای مستور و پوشیده است،همان طور که بچه در رحم و پنهان از چشم ما را ?جنین? گویند و جنت اشاره به باغی است که درختان آن مانع از به چشم آمدن زمینش می گردد. و شاید علت شک و تردید در وجود جن نیز همان مستور و پنهان بودنش از انظار و حس بشری است، که علت آن در ذات خلقتش نهفته است. قرآن کریم خلقت جن را چنین بیان می دارد:
و جان (که در بعضی از متون اسلامی آمده است، جان پدر جن است همان طور که آدم، پدر انسان) را پیشتر، از آتش زهرآگین آفریدیم. (سوره حجر، آیه
۲۷)
خدا انسان را از گل خشک شده ای چون خاک سفال آفرید و جنیان را از شعله ای بی دود. (سوره الرحمان، آیه
۱۴ و ۱۵)
مرا از آتش خلق کردی و او (انسان) را از گل آفریدی. (سوره اعراف، آیه
۱۲)
از این آیات در می یابیم که جن، آتش است و انسان از جنس خاک، و این چنین دریافت می شود که جنیان قبل از انسان خلق شده اند، و از آن جایی که هر دو از ماده آفریده شده اند پس مادی هستند، ولی دو تفاوت اساسی آنها را از سایر موجودات متمایز می سازد:
۱ـ می توانند خود را به هر شکل و قیافه ای درآورند (آکام المرجان) (به استثنای پیامبران و ائمه معصوم و بنا به برخی روایات حتی احدی از شیعیان).
۲ـ از چشم موجودات دیگر پنهانند. ملاصدرا پنهان و آشکار شدن جن را با هوا قیاس می کند و این طور عنوان می دارد: ?بدن های لطیف آنها در الطاف و نرمی متوسط بوده و از این رو آماده جدایی و یا گردآمدن هستند، چون گرد هم آیند قوام آنها بهتر گشته و مشاهده می گردند و چون جدا گردند قوامشان نازک و جسمشان لطیف می شود و از دیده پنهان می مانند، مانند هوا که وقتی ذراتش گرد هم می آیند غلیظ می شود و به صورت ابر درمی آید و وقتی ذرات از هم جدا می شوند لطیف شده و دیده نمی شوند.? (ملاصدرا، مفاتیح الغیب)
همین ذات وجودی جنیان به آنها این امکان را می دهد که خود را به هر شکلی و با هر حجمی درآورند، چه به اندازه سرسوزن و چه در اندازه اتاقی بزرگ. آنها به واسطه همین ویژگی، بعد زمان برایشان معنا ندارد، و مسافتی را که بشر مدتها باید آن را طی کند، در لحظه ای می پیمایند و اعمالی را که از توان انسان خارج است آنها به راحتی قادر به انجامش هستند. عمده ترین علت شک و تردید در وجود آنان هم همین پنهان بودن از چشم انسانهاست، که البته از نظر علمی هم توجیه پذیر است. چرا که در جهان هستی چیزهای زیادی وجود دارد که به چشم ما قابل رویت نیستند ولی قدرتشان از نظر جسمی از انسان به مراتب بیشتر است، مثل الکترونها، امواج الکتریسیته، نورهای ماورای بنفش، اشعه ایکس، باکتریها و ویروسها، آمیب ها، جانداران تک سلولی و از همه مهمتر ذات اقداس الهی که دیده نمی شود ولی کدام عقل سلیمی می تواند آن را انکار کند؟ بنابراین صرف این که با حواس خود قادر نیستم آنان را درک کنیم، دلیل بر نبودن آنها نیست.

آیا جن ها برتر از انسانند؟

همه ما واژه ?از ما بهتران? را به کرات شنیده ایم. این واژه در فرهنگ عامیانه ما اغلب برای جن به کار می رود ولی آیا واقعا این چنین است؟ آیا جن موجودی برتر از انسان است؟ خداوند در قرآن کریم می فرماید: ?و ما فرزندان آدم را بر بسیاری از مخلوقات خود برتری و فضیلت کامل بخشیدیم.? (سوره اسرا، آیه
۷۰)
و همچنین واجب شدن سجده شیطان و فرشتگان بر انسان نیز، خود دلیلی برای برتر بودن نوع انسان است در پیشگاه خداوند. یک انسان کامل بر همه موجودات برتری دارد و حتی بعضی از انسانها که راه برقراری ارتباط با جنیان را می دانند (مدیوم‌ها) می توانند بر آنها تسلط یابند. باز به قرآن کریم استناد می کنیم که می گوید: ?از پریان بودند که به فرمان پروردگارش برایش کار می کردند و هر که از آنان از فرمان سرمی پیچید به او عذاب آتش سوزان را می چشاندیم. برای وی هر چه می خواست از بناهای بلند و تندیسها و کاسه هایی چون حوض و دیگهای محکم می ساختند. ? (سوره سبا، آیه
۱۲و ۱۳)
اگر چه قرآن کریم در مورد تسلط بر جن فقط از حضرت سلیمان یاد کرده است ولی در بسیاری از کشورها و حتی در کشور خودمان هم نمونه های زیادی دیده شده که اشخاصی با عنوان جن گیر و یا احضارکنندگان ارواح توانسته اند از آن ها بهره گیرند، که البته در مبحثی جدا به آن خواهیم پرداخت. در هر حال باید دانست که در پیشگاه خداوند انسان، اشرف مخلوقات است و یک انسان کامل و مومن بر همه خلایق برتری دارد.

حیات و زیستن جن بر روی زمین چگونه است
؟

بنا بر آیه کریمه قرآن:

این موجود عجیب پیش از آفرینش انسان، خلق شده است. (سوره حجر، آیه
۲۷)
جنیان از شعله های آتش آفریده شده اند. (سوره الرحمن، آیه
۱۴)
جنیان چون انسانها دسته دسته به دنیا آمده اند، تا زمان مرگ زندگی کرده و بعد به جهان آخرت خواهند رفت. (سروره فصلت، آیه
۲۵)
آنها نیز نر و ماده دارند. (سوره جن، آیه
۶)
آن ها نیز تمایلات نفسانی دارند. (سوره الرحمن، آیه
۵۶)??????????????????????????????????? ?تعداد جنیان بیش از آدمیان است. (سوره انعام، آیه ۱۲۸)
همان طور که پیش از این گفته شد، جن موجودی است مادی که از آتش خلق شده است. از آنجایی که ماده است، بنابراین حیات دارد و از آنجایی که دارای حیات است و طبق آیات الهی زاد و ولد می کند پس نر و ماده دارد، خواب و خوراک دارد و پایان زندگی اش با مرگ توام است و باز بنا بر آیات کریمه، زندگی پس از مرگ نیز خواهد داشت که در مبحث دیگری به آن خواهیم پرداخت.

تغذیه جنیان

از آنجا که هر موجودی برای ادامه حیات خود احتیاج به تغذیه و خوراک دارد جنیان نیز به طور قطع از چیزهایی تغذیه می کنند. چنان که ?ابن بابویه? نقل کرده است: ?گروهی از طایفه جن خدمت پیامبر اکرم (ص) شرفیاب شدند و عرض کردند: ای رسول خدا چیزی برای خوردن به ما عطا فرما، حضرت هم استخوان و بازمانده غذا را به آنها عطا کرد.? (وسایل الشیعه، جلد
۱، ص ۲۵۲)
و نیز امام صادق (ع) می فرماید: ?استخوان و ضایعات غذای جنیان است?. (وسایل الشیعه)

سخن گفتن جنیان

فطرت انسان به گونه ای است که او را محتاج به سخن گفتن و ارتباط برقرار کردن با همنوعان خود ساخته است. از طرفی اصوات در حیوانات هم به طریق علمی و هم تجربی ثابت شده و همچنین در قرآن و روایات ذکر شده که بعضی از پیامبران (مانند حضرت نوح و سلیمان) زبان حیوانات را دانسته و می توانستند با آنها سخن گویند، در جنیان نیز به همین گونه است، از آنجایی که جنیان نیز مادی هستند و زندگی اجتماعی آنها ایجاب می کند که با یکدیگر سخن بگویند، پس به طور قطع و یقین آنها اصواتی برای انتقال مفاهیم به یکدیگر دارند ولی در فهم ما نیست. البته کسانی می توانند به طریقی حرفهای آنها را دریابند و با آنها سخن گویند; چنانکه حضرت رسول و برخی از امامان با آنها صحبت می کردند و افرادی بنا بر تواناییهای خاصی می توانند با آنها ارتباط برقرار کنند. (ارتباط دهندگان یا جن گیران) از امام صادق (ع) نقل شده است : ?روزی امیرالمومنین (ع) در کوفه بر فراز منبر مشغول خطبه بود که ناگهان اژدهایی در حالی که به شدت به طرف مردم می دوید و آنها از او می گریختند پدیدار شد. حضرت فرمود: ?راه را برای او باز کنید. ? اژدها جلو آمد و از منبر بالا رفت و پاهای حضرت (ع) را بوسید و خود را به پاهای مبارک حضرت مالید و سه بار دمید، سپس پایین آمد و رفت و حضرت خطبه را ادامه داد. وقتی مردم توضیح خواستند ایشان فرمود: او مردی از جن بود که می گفت : فرزندش را یکی از انصار به نام جابر بن سمیع، بدون این که به او آزاری رسانده باشد با سنگ کشته است و اکنون خون فرزندش را می طلبید.? (بحارالانوار، ص
۱۷۲) قابل ذکر است، دری که اژدها از آن وارد و خارج شده بود به ?باب الثعبان? (درب اژدها) مشهور شد.
پس از شهادت امیرالمونین (ع)، معاویه که نمی خواست ذکری از فضایل آن حضرت گفته شود دستور داد فیلی آوردند و به آن در بستند. آن‌قدر فیل را در آنجا نگاه داشت تا به باب‌الفیل مشهور شد و هم اکنون نیز، ?باب الفیل? (درب فیل) نامیده می‌شود.

/ 10 نظر / 11 بازدید
کوروش

خودتو سریعا به یه روانپزشک(نه روانشناس)نشون بده

محمرضا

با سلام . سایت شما را مطالعه کردم . بسیار جالب بود . حال دو تجربه که در مورد جن دارم را برای شما و خوانندگان بازگو می کنم . به خدا قسم . این احساس کاملا واقعی بود که داشتم . و مطمئن هستم که جز جن چیز دیگری نبود . و اگر بوده اسمش را نمی دانم. در حدود 15 یا 16 ساله بودم . در منطقه مازندران . در شهر ساری. در محل ما که در ان زمان به جزئ چند خانواده به صورت ویلایی در باغهای مرکبات و جنگل بود . خانه داشتیم . یک دوست داشتم که بیشتر ساعات روز را با هم بازی می کردیم . و سر گره بودیم . با بچه های محله های دیگر . مبارزه می کردیم برای مسایل کودکانه. اما یک غروب . ناگهان من و دوستم متوجه شدیم که به در یک خانه نزدیک به خانه ما سنگ می زنند . هر چه منتظر شدیم . کسی در بخاه را باز نکرد . اما این سنگ زدن بی وقفه ادامه داشت . از روی کنجکاوی سعی کردیم بفهمییم که جه کسی است . اما کسی را نیافتیم . فکر می کردیم بچه های محله های دیگر هستند . ام این سنگ باران ساعتها ادامه داشت . و بلعخره با اطلاع من و دوستم باعث شد جمعیت حدود 20 تا30 نفره جمع شوند تا بیابند این سنگ از کجا می آید . باور کنید شب شد . درگر سنگها به اطراف مردم زده م

محمرضا

جمعیت حدود 20 تا30 نفره جمع شوند تا بیابند این سنگ از کجا می آید . باور کنید شب شد . درگر سنگها به اطراف مردم زده می شد . من از همان زمان احساس می کردم. بیشتر از دیگران می فههمم . این قدرتی بود که خدا در وجود من قرار داد. و هنوز دارم . حس ششم قوی . که بعضی اتفاقات را از قبل متوجه می شوم.به دقت به مسیر سنگها دقت کردم . و با دیدن سنگها مسیر شروع سنگها را به مردم اطلاع می دادم . انها به ان نقاط می رفتند . تا بیابند که چه کسی است . یکی می گفت کسی را دیده که سنگ می اندازد. اما من کاملا توجه و تمرکز داشتم . کسی را ندیدم . در /ان میان بعضی افراد نیز که این قضیه جالب شده بود شروع می کردند به انداختن سنک . که من می دیدم . اما . در زمانی دیگر دیدم که با تمرکز من به مسیر سنگها . و راهنمایی من سنگ ها به طرف من هدایت می شود . و در کنار من فرود می آید.دقت کردم . یک تکه گل بزرگ که فکر می کنم یک کیلو بود مستقیم از آسمان تاریک به صورت افقی به طرف چشمان من می آمد. که جا خالی دادم . و دیگر فرار کردم و به خانه رفتم . از ترس. اما دیگر مردم هم ترسیده بودند . چون مسیر سنگها از عمق آسمان بود . بدون هیچ قوسی که نشان دهد از روی زمین

محمرضا

ده که سنگ می اندازد. اما من کاملا توجه و تمرکز داشتم . کسی را ندیدم . در /ان میان بعضی افراد نیز که این قضیه جالب شده بود شروع می کردند به انداختن سنک . که من می دیدم . اما . در زمانی دیگر دیدم که با تمرکز من به مسیر سنگها . و راهنمایی من سنگ ها به طرف من هدایت می شود . و در کنار من فرود می آید.دقت کردم . یک تکه گل بزرگ که فکر می کنم یک کیلو بود مستقیم از آسمان تاریک به صورت افقی به طرف چشمان من می آمد. که جا خالی دادم . و دیگر فرار کردم و به خانه رفتم . از ترس. اما دیگر مردم هم ترسیده بودند . چون مسیر سنگها از عمق آسمان بود . بدون هیچ قوسی که نشان دهد از روی زمین پرتاب شده . مستقیم از آسمان فرود می امد . ...اما بعدا از شخصی که اطلاعات خوبی در این زمینه اشت سوال کردم . گفت آن جن بود . که می خواست از آن درب آهنی عبور کند . و سنگ می زد که کسی درب را باز کند . چون جنها از آهن گرززان هستند . و به آهن می چسبند . و از آن فاطله می گیرند . و احتمالا در آن زمان دست به شیطنت زدند.......

محمرضا

... ام در اتفاق دوم در 2 سال قبل بود . من اکنون در صدا و سیما مشغول به کار هستم . برای برنامه سازی به منطقه آمل روستای نیاک رفته بودم . با گروه برنامه ساز خودم . در آنجا قارهایی بود که از اهالی سوال کردم . می گفتند که انسانهای اولیه در اینجا زندگی می کردند . و برای زندگی سوراخهایی در روی کوه ایجاد کردند . و پناه گاه و خانه آنان بود . به به آنها کافر کله می گفتند . خانه کافران . . اطلاعات انها کلمل کامل نبود . هر چند تحقیقات کمردم . که در اینجا مقدور نیست بگوییم.

محمرضا

در هر صورت . شب هنگام . برای خوابیدن دچار مشکل شدیم . شخصی که هماهنگی کرده بود برای محل خواب ما . هماهنگی درستی انجام نداد. و ما دچار مشکل شدیم . جالب بود که افراد بر خلاف جاهای دیگر . که ما می رفتیم مردم از ما دعوت می کردند که به منزل لنها برویم برای استراحت . و حتی از ما پذیرایی می کردند . اما این اتفاق برای ما نیفتاد . احساس می کردم . مردم یک ترس از غریبه دارند . به ما گفتند که در مسجد بخوابید . اما چون مردم در مسجد بودند . و داشتند کار می کردند برای مراسم فردای آن روز . من قبول نکردم گروه من در مسجد بخوابد . چون بچه ها نمی توانستند خوب استراحت کنند . و من به هدف خودم برای ساخت برنامه در صبح نمی رسیدم . در عین حال که برای فردا ان روز امتحان کارشناسی ارشد در بابلسر داشتم . که نیاز به تمرکز و استراحت داشتم.در هر حال تلاش کردم با ارتباطات مشکل را حل کنم . که در نهایت یک نفر که ظاهرا در شهر تهران زندگی می کرد و من را دیدی . و گفنت می توتنم شما را به خانه مادر و پدر خودم ببرم

محمرضا

که ظاهرا در شهر تهران زندگی می کرد و من را دیدی . و گفنت می توتنم شما را به خانه مادر و پدر خودم ببرم . که قبول کردم . که ای کاش قبول نمی کردم. به خانه رفتیم . یک خانه قدیمی . به من گفتند که پدر و مادرش در طبقه پایین هستند و شما رد طبقه بالا می توانید بخوابید . بلعخره لباس را عوض کردیم . و آماده شدیم برای خواب بچه ها با شوخی و خنده خوابیدند . اما من بر ساسا همان انرژی قدیمی . یک دلهره . حس غریب وجودم را می لرزاند. و درست هم بود . می دیدم . و احساس می کردم که اتاق می لرزد . یک همکار صدا بردار که بچه خیلی مومن است با من بود . به من گفت ممحمدرضا من نمی توتنم بخوابم . نمی دانم چرا . او از روی پاکی وجودش احساس می کرد انرژی غریب را.

محمرضا

در نیمه های شب احساس می کردم کسی در کنار من راه می رود . چند بار بلند شدم . اما کیسی را نمی دیدم . صدای خده . جیق . وحشت ناک هنگامی که در نیمه های شی بود از روی زمین می شنیدم . و گفتم شاید از همسایه ها باشد که به واسطه کوه به این دیوارها به من می رسد . اما دیگر خیلی خواب به چشم من امد خوابیدم . بچه های دیگر خوابیدند . ناگهان با ضربه یک نفر به پشتم . به صورت شدید . از خواب پریدم . نگاه کردم دیدم همه خوابیده اند و باز خود را به ححالت نیمه خواب زدم . گفتم شاید بچه ها شوخی می کنند . اما مدتها منتظر شدم . بچه ها واقعا در خواب بودند . باز خوابیدم . باز هم با ضربه دیگر . و صر و صدای . و جیغ از خواب بیدار شدم . و دیگر نخوابیدم. صبح زود هنگام شروع زدن آفتاب از خانه با دوربین رفتم بیرم برای تصویر برداری . از سپیده صبح استفاده کنم . که چیز خاصی ندیدم . اما بعد صبح اهالی به من گفت . با چه جراتی بیرون آمدی در صبح زود . من درک نکردم. ام در یک سال بعد که باز برای یک شخص که اطلاعات در مورد جن داشت صحبت کردم . گفت . که آن روستا محل زندگی اجنه است . چطور نمی دانستی.شما احتمالا محل خواب اجنه را از آنها گرفتید که به شما آزار

محمرضا

و صدای . و جیغ از خواب بیدار شدم . و دیگر نخوابیدم. صبح زود هنگام شروع زدن آفتاب از خانه با دوربین رفتم بیرم برای تصویر برداری . از سپیده صبح استفاده کنم . که چیز خاصی ندیدم . اما بعد صبح اهالی به من گفت . با چه جراتی بیرون آمدی در صبح زود . من درک نکردم. ام در یک سال بعد که باز برای یک شخص که اطلاعات در مورد جن داشت صحبت کردم . گفت . که آن روستا محل زندگی اجنه است . چطور نمی دانستی.شما احتمالا محل خواب اجنه را از آنها گرفتید که به شما آزار رسانند . و بیشتر به کسی که درک می کند آزار بیشتر می رسانند . هر چند در آن شب . صذابردار من هم به علت شنیدن ان صدا ها . نتوانست بخوابد . و به من گفت که جن زده شده است.. به علت کم بودن کراکترهای ارسال یدر وب فوق . به چند ایمیل . مطالب رو ارسال کردم .

محمرضا

ببخشید از اشتباه املایی . چون مرور نکردم . بعد از نوشتن. و ارسال