ضرورتهای شناخت باطنی (و فهم موضوعات معنوی)

 قسمت اول:

  حرکت مفهوم‏یاب: وقتی که خودآگاهی جریان تفکر را آغاز می‏کند، پس از رها ساختن آن، جریان مذکور متوقف نمی‏شود بلکه این جریان تفکر، در سطوح درونی‏تر ذهن به حرکت مفهوم‏یاب خود ادامه داده و بعد از مدتی که ممکن است کوتاه یا طولانی باشد، دوباره ولی این‏بار بصورت جهش‏یافته، از عمق ذهن به سطح خودآگاهی آمده و در آن ظاهر می‏شود.

شخم زدن زمین باطنی: شناخت باطنی به نوعی آماده‏سازی زمین باطن، برای به ثمر رسیدن دانه‏هایی که در آن کاشته شده یا کاشته خواهد شد، منجر می‏شود. این حرکت تفکر شبیه شخم زدن زمین است.

 

  عمل حقیقی: اگر شناخت کامل شود، خودبخود به عمل تبدیل خواهد شد. هم چنین فهم، عمل رو به بالا ببار می‏آورد. این عمل خودبخودی، بسیار ارزشمند است. زیرا در اثر عمل خودبخودی، ما به حوزه‏ی خودانگیختگی و هدایت لحظه‏ای وارد می‏شویم.

 

  تسلط، تصرف و کنترل: به اقتدار درآوردن و کنترل یک چیز با شناخت کامل آن چیز میسر می‏شود. هرگاه بر چیزی اقتدار پیدا کنیم، قدرت تسلط و تصرف بر آن چیز را می‏یابیم.

  سیّالیّت روح: شناخت، بر سیّالیّت روح و جاری و فعال شدن آن اثری قاطع و تعیین‏کننده دارد.

 

  تجربه حیطه‏های دیگر: هرچه را که روح انسان در این جهان بشناسد و ادراک کند، امکان تجربه آن در حیطه‏های دیگر میسّر می‏گردد. با وجود شناخت کامل از یک موضوع (خارج از حیطه این دنیا) یا فهم حیطه‏های دیگر، روح هر وقت که لازم بداند به تجربه آن جهانها دست می‏زند.

 

  عزم‏ها: فهم به تولد قصدِ خودبخود منجر می‏شود و (در آخر) تولد قصد به آهستگی رخ می‏دهد. عزم‏ها(قصدها)ی طبیعی و عمل‏کننده باطنی که عامل بروز تغییراتی در زندگی درونی و در حوزه روح فرد می‏باشند، از بعدی، زاییده شناخت هستند. عزم‏هایی که به این ترتیب بروز می‏کنند، خلاق بوده و به نتیجه می‏رسند اما عزم‏هایی که بر اثر تحریک هوس‏ها و هیجانات بوجود می‏آیند در حوزه‏های باطنی، عموماً غیرفعال بوده و قادر به ایجاد تغییر نمی‏باشند.

/ 0 نظر / 21 بازدید